باشگاه خبرنگاران جوان - از قدرتمندترین ستون بازدارندگی ایران دیروز جمعه (۲۷ شهریور ۱۴۰۵)، در قالب «رژه جانفدایان ایران» رونمایی شد. این رزمایش بزرگ با حضور گردانهای رزمی پویش «جانفدا» و «اقشار مختلف مردم» در تهران و همزمان در سراسر کشور آغاز شد. این مراسم در تهران با رژه ۳۱۳ هزار نفری گردانهای رزمی بسیج و پویش جانفدا و سایر اقشار از میدان امام حسین (ع) تا میدان انقلاب اسلامی برگزار شد. رسانههای بینالمللی در حالی حضور پررنگ مردم ایران در این رزمایش را به تصویر کشیدند که در بخش «اخبار مرتبط» همان وبسایت، تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا مبنی بر «نابودی تمدن ایران» و «رژیم چنج» دیده میشد.
آمریکا و متحدانش که در جنگ ۱۲ روزه در خرداد و تیر ناکام ماندند، روز ۹ اسفند جنگی جدید علیه ایران آغاز کردند. تصور آنها بر این مبنا بود که با ترور رهبر ایران و فرماندهان ارشد، ایران گرفتار آشوب داخلی خواهد شد و کشور فروخواهد پاشید. این تصور در لحظه اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب در هم شکست. جایی که مردم سراسر کشور به صورت خودجوش راهی میادین شهرها شدند و غم خود را فروخوردند تا مبادا مأموریتی که آیتالله شهید خامنهای و خانوادهشان در راهش به شهادت رسیدند، نیمهکاره بماند.
مکانیسمی برای تقویت هسته سخت ۹۰ میلیونی
چه در جنگ ۱۲ روزه و چه جنگ رمضان، طراحی اصلی دشمن بر فروپاشی از درون بود. صهیونیستها توانسته بودند رئیسجمهور آمریکا را به این جمعبندی برسانند که با یک حمله غافلگیر کننده و ترور رهبران، مردم ایران به خیابان خواهند ریخت و حکومت به دست مردم از بین میرود. اما اعلام خبر، همهچیز را دگرگون کرد و پس از آن بود که در مقابل طراحی دشمن، پویش ملی «جانفدا برای ایران» همزمان با تهدیدهای دشمن آمریکایی- صهیونی علیه ایران و تواناییهای نظامی، زیرساختی و... شکل گرفت.
سازماندهی رسمی این پویش از هشتم فروردین ۱۴۰۵ با محوریت قرارگاه فرهنگی و اجتماعی بقیهالله آغاز شد. هدف این حرکت مردمی، اعلام آمادگی داوطلبانه هموطنان برای دفاع از تمامیت ارضی کشور و نشان دادن این پیام به جهانیان بود که ایرانیان در برابر هر تجاوزی متحدند و میایستند.
استقبال مردم فراتر از پیشبینیها بود. شمار داوطلبان از ۷.۵ میلیون نفر در نیمه فروردین گذشت، در ۲۵ فروردین به ۲۲ میلیون رسید، در اردیبهشت از ۲۹ میلیون عبور کرد و در ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ به بیش از ۳۱ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر رسید. در ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ جزئیاتی از کسانی که در این پویش شرکت کردند، منتشر شد. طبق این اعلام، از این جمعیت ۳۱ میلیون و ۵۰۰ هزار نفری، ۶۸ درصد (۲۱ میلیون ۴۲۰ هزار نفر) مرد و ۳۲ درصد (۱۰ میلیون و ۸۰ هزار نفر) زن هستند و بیش از ۶۰درصد آنان کمتر از ۴۶ سال دارند؛ ۲۶ درصد داوطلب فعالیتهای نظامی و امنیتی، ۲۰ درصد امداد و نجات، ۲۰ درصد خدمات اجتماعی، ۱۷درصد فرهنگی و رسانهای و ۱۳ درصد پشتیبانی مالی شدهاند.
در این پویش از مردم عادی تا سران سه قوه ثبتنام کردند. رهبر انقلاب نیز در بیانیه خود از این حرکت تقدیر کردند. اکنون این حرکت مردمی که ابتدا تصور میشد صرفاً در حد اعلام پیام به دشمن باقی بماند، وارد مرحله تازهای شده است؛ پس از آن سامانه جامع سازماندهی هزار گردان مقاومت ملی مردمی در دسترس قرار گرفت و ظرفیت آن خیلی زود تکمیل شد. بر این اساس، آموزشهای نظامی و امدادی در تهران آغاز و به تدریج در سایر استانها گسترش مییابد. در واقع جانفدا یک مکانیسم نهادسازی است با هدف تقویت «هسته سخت نود میلیونی»، یعنی لایهای از مردم که در شرایط سخت، وحدت ملی را حفظ میکنند تا کشور از شرایط بحرانی عبور کند.
این پویش بازتاب بینالمللی هم پیدا کرده است. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه در ویدئویی پربازدید درباره این پویش گفت: «بعد از شروع جنگ علیه ایران عدهای در غرب فکر میکردند همهچیز در ایران از هم میپاشد این برداشت اشتباه بود، چون برعکس داریم میبینیم جامعه ایران در حال منسجمتر شدن است. رهبری ایران یک فراخوان داد: «پویش جانفدای ایران» در یک هفته ۵ میلیون نفر ثبت نام کردند الان هم بیش از ۱۰ میلیون نفرند و داوطلبانه اعلام کردهاند حاضرند جانشان را برای ایران فدا کنند. این خودش فاکتوری است که خیلی چیزها را روشن میکند.» دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا که پیشتر گفته بود مردم حاضر در میادین ایران «هوش مصنوعی» هستند، حالا هر بار که تصاویر چنین تجمعاتی منتشر میشود، مورد تمسخر کاربران فضای مجازی قرار میگیرد. سکوت خفتبار شبکههای فارسیزبان ضدایرانی در برابر این تجمعات نیز از نکتههای معنادار حول آن است.
هم انتقاد داریم و هم جانفداییم
اولین نکتهای که در فهم پویش «جانفدا» باید از آن عبور کرد، تقلیل آن به یک کارزار تبلیغاتی یا یک نمایش خیابانی است. معنای جانفدا چیز دیگری است. فردی که در این پویش ثبتنام میکند، لزوماً از همه چیز راضی نیست. بخش قابلتوجهی از همین مردم نسبت به فضای حکمرانی، به سیاستهای اقتصادی و به نحوه مدیریت مسائل اجتماعی و فرهنگی نقد و نارضایتی دارند؛ اما معتقدند این نقد و نارضایتی جای خود را دارد و حفاظت از ایران جای خود را. کسی که خود را جانفدا میداند، باور دارد حاضر است برای ایران عزیز هزینه بدهد. تفکیک این دو سطح، یعنی تفکیک «نقد درونخانوادگی» از «دفاع از خانه» مهمترین دستاورد معنایی این حرکت است.
نکته دوم، تنوع و کیفیت کسانی است که زیر این چتر آمدهاند. در ماههای گذشته داوطلبان این پویش، پای کار آمدند و تخصص خودشان را اعلام کردند. آنکه پزشک بوده اعلام کرده در بحران چه کاری از دستش برمیآید، مهندس گفته در بازسازی و زیرساخت کجا مفیدم، استاد دانشگاه، معلم، امدادگر، فعال رسانهای، ورزشکار و طلبه هرکدام ظرفیت خود را پای کار آوردهاند. این ترکیب نشان میدهد با یک «لشکر» صرفاً نظامی روبهرو نیستیم، بلکه با یک ملت بزرگ، توانمند و متخصص مواجهیم که تا پیش از این شاید حتی خودش هم نمیدانست قرار است روزی این توانایی و تخصص در راه دفاع از تمامیت ارضی کشور استفاده شود.
همه زیر چتر ملی
یکی از ویژگیهای مهم این هسته، چندکاره بودن آن است. به این معنا که به اقتضای شرایط باید از این ظرفیت استفاده کرد. وقتی تهدید نظامی پررنگ است، طبیعتاً ساماندهی نظامی تقویت میشود؛ تشکیل هزار گردان مقاومت ملی مردمی و آغاز آموزشهای امنیتی، امدادی و نظامی در تهران و سپس در استانها، پاسخ به همین اقتضاست. اما وقتی شرایط به سمت بحران اجتماعی، اقتصادی، بلایای طبیعی، کمبود انرژی یا حوادث دیگر میرود، همین شبکه باید در آن جهت فعال شود. مهم این است که این ظرفیت را خلاقانه استفاده کنیم نه اینکه آن را در یک قالب تکراری و صرفاً امنیتی حبس کنیم. اگر جانفدا فقط به یک ساختار نظامیشده تقلیل پیدا کند، توانایی کامل خود را نادیده گرفته است.
در همین زمینه باید به آن نکته رهبری اشاره کرد در پیامها و رهنمودهای مرتبط با بسیج بر گسترش دامنه مخاطبان بسیج تأکید داشتند و بعداً هم در همان چهارچوب، ضرورت فراگیرتر شدن این شبکه را یادآور شدند. جانفدا در واقع فرصت اجرایی شدن همین توصیه است؛ فرصتی برای آنکه چتر هواداری از نظام و کشور، از دایره نیروهای سنتی فراتر برود و اقشار خاکستری، منتقد و حتی بیتفاوت را هم زیر یک عنوان مشترک ملی جمع کند.
ضرورت اصلاح در حکمرانی
این سد مستحکم و مفید، یک روی دیگر هم دارد که توجه بیشتر به آن میتواند نیروی آن را تقویت کند. روی دیگر این است که نمیشود مردم پای کار باشند و در مقابل، در بخشهای ضعیف حکمرانی تجدیدنظر نکرد. اگر مردم را سازماندهی میکنیم، لازم است همزمان اصلاحات امیدوارکنندهای در نظام حکمرانی هم صورت بگیرد؛ بهویژه در برخی سیاستهای اجتماعی و فرهنگی که خروجیشان نهتنها تقویت همبستگی نیست که گاهی به ایجاد دلخوری و فاصلهگذاری بیشتر میان مردم منجر شده است. بعضی کوتهنگریها را باید کنار زد. برخوردهای سلیقهای، تنگنظریهایی که هزینهاش را کلیت نظام میپردازد و اصرار بر رویههای غلط آزموده شده و مردود شده.
مردمی که امروز اعلام آمادگی کردهاند، همان مردمی هستند که شاید گلایههای اقتصادی و معیشتی دارند، اما، چون آگاهند که بخش مهمی از این کاستیها و ضعفها ناشی دو جنگ ائتلاف قدرتهای هستهای علیه ایران است، در حال حاضر تمامقد پای کشورشان ایستادهاند تا با عبور از بحران، این گلهمندیها و شکایتها را به نیرویی برای توسعه کشور تبدیل کنند. بااینحال با این نگاه است که همایش جمعه و تجمع مردم در تهران معنادار میشود. اگر آن را بخشی از یک فرایند نهادسازی ببینیم، حلقهای از زنجیرهای است که از ثبتنام میلیونی شروع شده، به سازماندهی هزار گردان رسیده و به عرصه ظهور پا گذاشته است.
اعلام آمادگی در شرایط آستانهای
فرامتن رژه روز جمعه، اعلام آمادگی مردم در شرایط آستانهای بود. شرایط آستانهای یعنی وضعیتی که جامعه در لبه تصمیم است که انسجام و عبور از بحران را انتخاب کند یا سمت آشفتگی را. اهمیت این آمادگی دقیقاً در همین نقطه است. در چنین شرایطی، مهمترین دارایی نظام حکمرانی همین مردمی است که با وجود برخی تمام مشکلات، میدان نبرد با دشمن را رها نمیکنند. بدنهای که در میدان میماند، هزینه میدهد، سازمان میپذیرد و در عین حال مطالبهگر است. جانفدا اگر گرفتار سوءمدیریت نشود، پتانسیل این را دارد که به مراتب خود را تقویت کند و به نیروی شکستناپذیری تبدیل شود که هم بازدارنده است و هم سرمایهای برای اصلاح از درون.
منبع: فرهیختگان