باشگاه خبرنگاران جوان - خیلی از ما گاهی احساس میکنیم میان ساختن یک زندگی آرام و موفق در این دنیا و پایبندی به دین، نوعی تضاد وجود دارد؛ گویی برای رسیدن به معنویت باید از کار و زندگی فاصله گرفت، یا اینکه دین صرفاً دارویی موقت برای روزهای سختی است. اما وقتی به میراث اهلبیت (ع) و بهویژه صحیفه سجادیه توجه میکنیم، با نگاهی کاملاً متفاوت روبهرو میشویم. امام سجاد (ع) همانقدر که برای عاقبتبهخیری مناجات میکنند، برای سلامت جسم، روزی حلال، امنیت و حتی داشتن همسایه خوب نیز دعا میکنند. این یعنی دین آمده تا راه و رسم درست زیستن در همین دنیا را بیاموزد، نه اینکه مانع آسایش انسان باشد. اما چگونه میتوان این نگاه متعادل را وارد زندگی روزمره کرد و از سردرگمی میان دین و دنیا رها شد؟
برای بررسی این موضوع و بازخوانی نگاه اسلام به زندگی، به گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین سیدرضا فاطمینیا، استاد حوزه و دانشگاه نشستهایم.
توهم تقابل پیشرفت مادی و دینداری
حجتالاسلام فاطمینیا در ابتدا با اشاره به ریشههای سردرگمی انسان معاصر، تصریح میکند: یکی از اساسیترین پرسشهایی که سرنوشت فکری، سبک زندگی و جهتگیری روزمره هر انسانی را تعیین میکند، این است که دین کجای زندگی من قرار دارد؟ وقتی نگاهی به تاریخ اندیشه و فضای فکری جامعه امروز میاندازیم، متوجه میشویم این موضوع دستخوش انحرافها و سوءتفاهمهای فراوانی شده است. متأسفانه بخش عمدهای از انسانها در مواجهه با نسبت میان دین و زندگی دنیوی، در دام دو رویکرد افراطی و تفریطی گرفتار شدهاند که هر دو نگاه، مانع درک حقیقت زیست مؤمنانه میشود.
او در تشریح رویکرد نخست میگوید: دیدگاه اول، دینداری را در تضاد و اصطکاک مستقیم با زندگی دنیوی تعریف میکند. طرفداران این جریان معتقدند دین ترمز پیشرفت، رفاه، علمآموزی، شادی و پویایی است و انسان برای رسیدن به رفاه مادی و توسعه باید مذهب را بهطور کامل از معادلات فردی و اجتماعی خود کنار بگذارد.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به رویکرد نادرست دوم میافزاید: در نقطه مقابل، دیدگاهی وجود دارد که به دین به عنوان یک فوقبرنامه تفننی و داروی آرامبخش مقطعی مینگرد. در این چارچوب فکری، دین برای وقتهایی است که دلمان میگیرد، در بنبستهای روحی میمانیم یا با بحرانی لاینحل روبهرو میشویم. پیروان این نگاه، دین را به عنوان برنامه اصلی و نقشه راه کلان زندگی خود قبول ندارند، بلکه آن را صرفاً برای تسلی خاطر و دلگرمیهای لحظهای میخواهند. هر دو رویکرد؛ چه آن نگاه دینستیز و چه نگاه دینگریز حاشیهای، تصویری ناقص از حقیقت دین ارائه میدهند و مانع تجربه یک حیات متعالی میشوند.
دین؛ نقشه راه خوب زیستن در زمین
این پژوهشگر معارف دینی با تبیین رویکرد اصیل اسلامی درباره مفهوم زندگی میگوید: نگاه سوم که منطبق بر آموزههای قرآن و مکتب اهلبیت (ع) است، دین را نه یک بار اضافه و نه یک حاشیه تفننی، بلکه برنامه جامع و نقشه مهندسی خوب زیستن میداند. هدف دینداری در اسلام این نیست که انسان را تارکدنیا کند و او را به گوشهنشینی و انزوا فرابخواند؛ برعکس، اسلام آمده تا شیوه زندگی باکیفیت، عادلانه، پرثمر و زیبا را در بستر همین جهان مادی به ما بیاموزد.
حجتالاسلام فاطمینیا با اشاره به یک خطای شناختی متداول در میان برخی افراد مذهبی خاطرنشان میکند: گاهی این توهم پیش میآید که دین فقط برای آبادانی آخرت آمده و دنیا فینفسه بیارزش است. این برداشت کاملاً ناصواب است. از منظر توحیدی، دنیا مزرعه، بستر و ریشه عالم آخرت است. آخرت میوه همان درختی است که بذر و ریشهاش در مناسبات روزمره، روابط اجتماعی، کسبوکار، صداقت و طهارت دنیوی ما شکل میگیرد. اگر این ریشه در زمین زندگی محکم، پاک و سالم نباشد، ثمری هم برای ابدیت به بار نخواهد نشست. آبادانی عاقبت انسان دقیقاً از مسیر ساماندهی صحیح به دنیای او عبور میکند.
وی با ارجاع به نصوص قرآنی اضافه میکند: وقتی قرآن کریم در آیه ۶۴ سوره عنکبوت میفرماید: «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ» (و بهدرستی که سرای آخرت، زندگی واقعی است اگر میدانستند) هرگز در پی تحقیر یا نفی ارزش زندگی دنیوی نیست؛ بلکه در پی میزانسازی ترازوی درک انسان و تنظیم اولویتهاست. قرآن به انسان هشدار میدهد افق دید خود را در محدوده تنگ این چند روزه خاک محصور نکند و بداند دنیا یک ابزار است؛ ابزاری شریف و بستری لازم که حکم کلاس درسی ضروری برای ورود به مراحل والاتر کمال انسانی را دارد.
ریشه میل جاودانه انسان به زندگی
این کارشناس دینی در ادامه بحث به کالبدشکافی ساختار روان انسان و دلبستگی ذاتی او به بقا پرداخته و اظهار میکند: پروردگار متعال در نهاد آفرینش انسان، تمایلی بسیار نیرومند و عمیق به زندگی و بقا به ودیعه نهاده است. این کشش به قدری ریشهدار است که انسان تقریباً از هر لذت و نعمتی ملول و سیر میشود، مگر از خود موهبت حیات. امیرالمؤمنین علی (ع) در کلامی نغز میفرمایند: «وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا وَ یَکَادُ صَاحِبُهُ یَشْبَعُ مِنْهُ وَ یَمَلُّهُ إِلَّا الْحَیَاةَ فَإِنَّهُ لَا یَجِدُ فِی الْمَوْتِ رَاحَةً»؛ یعنی بدانید انسان سرانجام از تمام امور دنیا دلزده میشود جز خود زندگی، چرا که هیچ انسانی در اصل عدم و نیستی، آسایش نمییابد.
استاد فاطمینیا ادامه میدهد: اشتیاق انسان به بقا حتی در کهولت سن نیز فروکش نمیکند؛ چنانکه پیامبر (ص) فرمودند دل کهنسال در میل به طول عمر و مال جوان میماند. این کشش درونی فینفسه نقص نیست، بلکه محرک تلاش و بقاست. بحران از آنجا آغاز میشود که این عشق به حیات در سطح ماده منجمد شود. قرآن کریم در آیه ۳۸ توبه با عتاب میفرماید: «أَرَضِیتُمْ بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا...»؛ یعنی آیا به متاع ناچیز دنیا راضی شده و بر سر ابدیت معاملهای ارزان کردید؟ در حقیقت، ریشه انحرافات و پوچی انسان معاصر همین بسندهکردن به بهرههای زودگذر است.
حکمت رنجها؛ دنیا مسافرخانه است نه مقصد
استاد حوزه و دانشگاه با طرح یک مثال ملموس برای فهم بهتر نسبت دنیا و سرای ابدی بیان میکند: خداوند زیباییها و لذتهای حلال دنیا را مانند نمونهای از یک حقیقت بسیار بزرگتر پیش روی ما قرار داده است؛ درست مانند باغبانی که از میوه مرغوب باغش دانهای را برای چشیدن به خریدار تعارف میکند تا او را برای دستیابی به تمام بوستان مشتاق کند. خداوند با چشاندن لذتهای دنیوی خواسته عطش ما را برای درک رحمت نامحدودش بیدار کند، اما خطای بزرگ ما این است که گاهی پای همان یک دانه میوه میمانیم و کل باغستان را از یاد میبریم.
وی در تشریح معماری جهان آفرینش تصریح میکند: هوشمندی و حکمت الهی در ساختار دنیا چنین مقدر کرده که این جهان هرگز نتواند تمام خواستهها و خلأهای روحی انسان را به صورت مطلق پر کند. تعبیه پدیدههایی، چون بیماری، سالخوردگی، فقدان عزیزان، رنجها و در نهایت مرگ، زنگ هشدارهایی مهربانانه هستند تا ما را از غفلت بیدار کنند و نشان دهند زمین، مسافرخانه است نه مقصد نهایی.
حجتالاسلام فاطمینیا در همین زمینه به کلام وحی اشاره کرده و میگوید: قرآن در آیه ۶۸ سوره یس میفرماید: «وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَفَلَا یَعْقِلُونَ»؛ یعنی هر کسی را عمر طولانی دهیم، او را در آفرینش دگرگون و فرسوده میسازیم، آیا اندیشه نمیکنند؟ این دگرگونی جسمانی و کاسته شدن تدریجی تواناییها یک قانون روانشناختی و جهانشناختی است تا به انسان یادآوری کند نباید به تکیهگاههای سست دل بست، بلکه باید به سرچشمه جاودانگی متصل شد.
صحیفه سجادیه؛ پیوند معنویت با متن روزمرگی
این کارشناس دینی کتاب شریف صحیفه سجادیه را بهترین نمونه عینی و کاربردی برای تحقق این زیست متعادل معرفی و اظهار میکند: اگر صحیفه سجادیه را با دیدهای ژرفنگر و بدون پیشداوری مطالعه کنیم، متوجه میشویم حضرت زینالعابدین (ع) چگونه والاترین حقایق عرفانی را با عینیترین نیازهای زندگی خاکی پیوند زدهاند. امام سجاد (ع) در دعاهای نورانی خود، همانگونه که از سوز دل برای آمرزش گناهان، مقامات اخروی و فوز معنوی تضرع میکنند، برای ریزترین مسائل حیات روزمره دنیوی نیز با خداوند سخن میگویند.
او به مصادیق دعاهای صحیفه اشاره کرده و میگوید: در این کتاب، دعا برای تندرستی و عافیت، دعا برای ادای دین و گشایش در رزق، دعا برای همسایگان و مرزداران، دعا برای تربیت فرزندان صالح و موفقیتهای اجتماعی موج میزند. برای نمونه، دعای بیستم صحیفه سجادیه که به دعای شریف مکارمالاخلاق شهرت دارد، یک مرامنامه و منشور بیبدیل برای اخلاق کاربردی در محیط خانواده و جامعه است. امام (ع) در این دعا از خداوند ارتقای ایمان، خلوص نیت و حسن خلق را طلب میکنند تا انسانی بسازند که در متن همین اجتماع، با عزت و سازندگی زندگی کند.
حجتالاسلام فاطمینیا در پایان تأکید میکند: پیام بنیادین صحیفه سجادیه این است که دنیا کارگاه آدمسازی و میدان پرورش روح انسان است. اسلام از ما نمیخواهد دنیا را رها کنیم، بلکه میآموزد دنیا را مدیریت کنیم و اجازه ندهیم دنیا ما را ببلعد. با بهکارگیری رهنمودهای این کتاب ارزشمند، انسان میتواند در قلب کار و تلاش مادی، عمیقترین پیوندها را با پروردگار خود تجربه کند و از مواهب جهان به مثابه سکوی پرتابی برای ابدیت بهره ببرد؛ فهم این حقیقت ناب، کلید گرهگشایی از بسیاری از اضطرابها و تشتتهای فکری انسان عصر حاضر است.
منبع: روزنامه قدس