باشگاه خبرنگاران جوان - روز گذشته (۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ۵ سپتامبر) استفان ویتکاف و جرد کوشنر دو نماینده ویژه آمریکا تحتعنوان مذاکره درباره جنگ اوکراین وارد مسکو، پایتخت روسیه شدند. آنها در جریان این سفر با مقامات عالی روسیه از جمله ولادیمیر پوتین رئیسجمهور این کشور دیدار میکنند. اهمیت این سفر باعث شده رؤسایجمهور دو کشور روسیه و اوکراین، آتشبسی ۳روزه اعلام کنند. در ماههای اخیر جنگ به سمت ویرانی بزرگتری سوق یافته بود که در آن زیرساختهای دوطرف بهشدت زیرآتش قرار گرفته و همزمان برای یکی از نخستین دفعات در طول ۴ سال جنگ، طرفین به سمت هدف قرار دادن فروشگاهها و انبارهای غذایی یکدیگر در حملات ادامهدار حرکت کردند.
تشدید اوضاع باعث شد چندی پیش سفر جان راتکلیف، رئیس سازمان سیا به این کشور که بهصورت ناگهانی صورت گرفت با تفاسیر متعددی روبهرو شود. درحالیکه برخی با توجه به همزمانی سفر با اعلام دور جدید جنگ اقتصادی توسط آمریکا علیه ایران این سفر را مرتبط با موضوع مزبور توصیف کردند، منابعی ادعا کردند روسیه در حال آمادهشدن برای حملهای محدود؛ اما مستقیم به انگلیس بوده و رئیس سازمان سیا برای جلوگیری از آن به مسکو سفر کرده است. دیگر اخبار حکایت دارند که راتکلیف به روسها هشدار داده موقعیت ضعیفی دارند؛ اما روسها خود بر این عقیدهاند که وضعیت بهتری نسبت به دشمن داشته و میتوانند آن را شکست دهند.
اتفاقات بعدی درستی برخی مطالب منتشرشده را نشان داد. روسها حملهای کمسابقه به ساختمان سازمان امنیت اوکراین (SBU) انجام دادند که گفته میشود معاون رئیس سازمان اطلاعات بریتانیا (MI۶) هنگام حمله در آن حضور داشت.
نسبت انگلیس و جنگ اوکراین
لندن نسبتی با درگیری شرق اروپا دارد که در این بخش مورد بررسی قرار گرفته است.
۱- انگلیس منافع استعماری زیادی در جهان دارد و این کشور با گذشته استعماریاش خو گرفته است. مشهور است که این کشور به طور محرمانه پس از جنگ جهانی دوم با شوروی مذاکره کرد تا منافع رومانی را ۵۰ - ۵۰ میان خود تقسیم کنند؛ بدون آنکه با آمریکا هماهنگی کرده باشد. این ناشی از روحیه شدید استعماری و ولع غارت کشورها در لندن بود.
کماکان شرکتهای این کشور با اتکا به شناخت قدیمی از مناطق جهان، روحیه تجاری دیرینه، سیستم قدیمی حمایت دولت و سرویس اطلاعاتی از نفوذ اقتصادی میکوشند در سراسر جهان سود کسب کنند. در اواخر جنگ جهانی اول، با فروپاشی امپراتوری روسیه، انگلیس تلاش کرد بر باکو دست یابد که بخش مهمی از نفت جهان آن روز را تأمین میکرد. امروزه نیز انگلیس در صنعت نفت و گاز و طلای آذربایجان فعالیتهای عمده دارد که با توطئههای سیاسی بزرگی همراه است. بهاینترتیب انگلیس میکوشد به سیاق گذشته در جنگها شرکت کند تا غنیمت به دست آورد. این یک روش انگلیسی است که میخواهد از رهگذر جنگ، به غنیمت مالی و تقسیم سرزمینها و منافع برسد.
۲- برای انگلیسیها رقابت با روسیه اهمیت بسیاری دارد. آنها در برابر فرانسویها در نبردهای سرنوشتساز پیروز شده و با این کشور در اتحادهای ضروری و محکمی قرار گرفته و قرار دارند. در مقابل، روسیه پیروزیهایی در برابر انگلیس کسب کرده و در دوره شوروی موفق شد به قدرتی رشکبرانگیز تبدیل شود؛ شوروی و آمریکا رئوس نظام دوقطبی بودند و انگلیس یک ردهپایینتر در بلوک آمریکا جای داشت. انگلیسیها چارهای جز قبول برتری آمریکا نداشتهاند، هرچند این کشور روزی مستعمرهشان بوده؛ اما در برابر روسها سختگیرند.
۳- آمریکا بیش از اندازه در جهان گسترده شده و به دنبال برونسپاری برخی پروندههاست. در غرب آسیا گفته میشد آمریکا قرار است جایگاه خود را به انگلیس یا رژیم صهیونیستی یا هر دو بدهد. در خصوص جنگ اوکراین، آمریکا برای مدیریت رقابت با چین و جنگ با ایران، خواهان یک مدیریتکننده است و انگلیسیها این کار را انجام میدهند.
۴- در ردهبندی ظرفیت قدرتها انگلیس در کنار روسیه در یک رده قرار دارد و البته با آن در یک بلوک قرار نخواهد گرفت. از نظر جمعیت، اقتصاد و نفوذ، چین و آمریکا در رده اول قرار دارند. در رده دوم، روسیه مشابه با انگلیس و دنبالههایش در کانادا و استرالیاست. فعلاً روسیه موردحمایت چین بوده و انگلیس مورد پشتیبانی آمریکا قرار دارد و این دو بلوک در زمین اوکراین با یکدیگر درگیرند. یکسوی درگیری رده برابر آنها در بلوکهاست و ردههای دوم هر دو بلوک به طور مستقیمتری با همدیگر شاخبهشاخ شدهاند.
۵- گرچه انگلیس میخواهد مسئولیتهای محوله آمریکا در جنگ اوکراین را برعهده گیرد؛ اما یکی دیگر از اهداف این کشور، جبران فاصله گرفتن واشنگتن از جبهه شرق اروپاست. این دو هدف تناقضی یا یکدیگر ندارند. لندن نمیخواهد خلأ توجه واشنگتن به تقویت نفوذ مسکو منجر شود.
۶- انگلیس از اتحادیه اروپا خارج شد تا حاکمیت خود را تقویت و آزادی عمل بیشتری در مناسبات تجارت بینالملل به دست آورد. بااینحال چنین خروجی محدودیتهایی را بر این کشور تحمیل میکرد که ناشی از گسستن از اروپا بود. جنگ اوکراین جایی است که انگلیس با ورود به آن و مدیریت اوضاع میتواند به برادر بزرگتر دولتهای اروپایی تبدیل شده و بخش مهمی از رهبری نظامی و سیاسی قاره سبز را در دست گیرد.
از نگاه اروپا سلطه روسها بر اوکراین به معنای تسلط نسبی بر دریای سیاه و پایه افزایش نفوذ آنها در دیگر مناطق شرق و جنوب قاره سبز میشود و باید در برابر آن ایستاد تا غول روسیه در چراغ بماند.
نکات
۱- چند تحول باعث اثربخشی بهتر حملات روسیه به اوکراین شد که بر موشکهای بالستیک متمرکز است. کمبود موشکهای رهگیر پاتریوت که آمریکا ۶۵ درصد ذخایر آن را به همراه متحدانش در جنگ با ایران مصرف کرد، باعث شده تا روسیه راحتتر به اوکراین حمله کند. پاتریوت تنها سلاح اوکراین برای رهگیری موشک بالستیک بود و در صورت لزوم میتوانست موشکهای کروز و پهپادهای عبور کرده از دیگر رینگهای پدافندی را که به اهداف حساس نزدیک میشدند، سرنگون کند. این کمبود موجب شده روسیه در حملات خود نسبت بالستیک به کروز را افزایش داده و سرفاصله عملیاتهای بزرگ خود را از چند هفته یکبار به هر هفته یک یا دو نوبت افزایش دهد؛ همچنین کانون حملات اخیر روسها، کییف، پایتخت اوکراین بوده است.
عامل دوم، ورود کره شمالی به قضیه موشکی است. این کشور که هزاران نظامی خود را برای پاکسازی استان کورسک روسیه اعزام کرده بود، صادرات موشک به این کشور را هم آغاز کرد و حالا خبرها حکایت از استقرار یک واحد موشکی این کشور در روسیه دارد. این واحد دارای ۹۰ نیرو، ۶ پرتابگر و ۱۲۰ موشک است. ورود موشکها و متخصصان موشکی کره شمالی توانایی عملیاتی روسها و ذخایر موشکیشان را تقویت کرده است.
عامل سوم، بروز تحول در دقت موشکهای کره شمالی است. موشکهای این کشور کیفیت ساخت و دقت پایینی داشتند. در اوایل آمار انفجار موشکها در آسمان بالا بود. در دقت، این موشکها از چند صد متر خطا به زیر ۱۰۰ متر رسیدند و این میزان به زیر ۱۰ متر کاهش یافته است. حتی در خطای زیر ۱۰۰ متر این موشکها مؤثر نبودند. اگر واحد اطلاعاتی روسیه یک هدف ارزشمند را شناسایی میکرد، سپس با شلیک انبوه پهپاد و کروز راه بالستیکها را برای رسیدن به هدف میگشود، موشکی با خطای زیر ۱۰۰ متر نمیتوانست آن را نابود کند و آسیب متوقفکنندهای به تأسیسات و شاید کارکنان وارد نمیآمد. اگر این تأسیسات استحکام کمی هم داشتند، خطای زیاد مانع از آسیب به آنها میشد. در دقت زیر ۱۰ متر، اما اینگونه نیست و این دقت میتواند آسیبهای سنگین و مؤثری به تأسیسات مستحکم وارد آورد. کمبود یا نبود پاتریوت، ورود موشکها و متخصصان کره شمالی و افزایش دقت موشکها سه عامل مهمیاند که ضرباتی وحشتناک به اوکراین وارد آوردهاند. اگر حجم و دفعات حملات به مانند گذشته بود این سه عامل موازنه را تحتتأثیر قرار میدادند؛ اما روسها با بروز نشانههای مثبت، بر حجم و نوبت حملات خود افزودهاند که این عامل مضاعفی است.
در چنین شرایطی غرب باید فکری برای موازنه قوا میکرد و این باعث ورود مستقیمتر آن به جنگ شد. حملات پهپادی اوکراین به عمق خاک روسیه برای انهدام پالایشگاهها که به عمق ۲۳۰۰ کیلومتری خاک این کشور نیز رسید، بدون پررنگتر شدن حضور غرب میسّر نبود.
۲- در اوایل دولت ترامپ، باوجود منصوبکردن نماینده جدید در امور جنگ اوکراین، مذاکرات سطح بالا با روسیه را ویتکاف، نماینده وی در امور خاورمیانه پیش میبرد. پس از مدتی کوشنر در مذاکرات با ایران به وی پیوست و امروز با زوج ویتکاف - کوشنر مواجهیم. پیگیری امور روسیه توسط ویتکاف به منش ترامپ در استفاده وی از نزدیکانش مرتبط بود. بااینحال یهودی بودن نماینده اعزامی میتوانست احتمال تلاش وی برای پیوندزدن قضایای منطقه به مذاکرات با روسیه را بالا ببرد.
با پیوستن کوشنر به وی در پرونده روسیه، هرچند تمایل ترامپ به پیشبرد امور توسط نزدیکانش را نشان میدهد؛ اما یهودی بودن هر دو و تمرکزشان بر خاورمیانه غیرقابلچشمپوشی است. اگر ویتکاف باوجود مسئولیتش که نماینده ویژه در امور خاورمیانه بود، از همان ابتدا در پرونده روسیه ورود کرد، کوشنر در دولت اول و سپس در دولت دوم ترامپ تا به امروز، صرفاً بر غرب آسیا متمرکز بود. تکرار زوج ویتکاف - کوشنر در پرونده روسیه دلالت مهمی بر افزودن تلاش برای پیوند این کشور با پرونده منطقه است. نقش روسیه در مقطع کنونی حمایت دیپلماتیک از ایران بهویژه در شورای امنیت سازمان ملل، احتمال ارسال محمولههای تسلیحاتی و ارائه اطلاعات و همچنین فروش محصولات کشاورزی و مواد غذایی است. مورد آخر به دلیل تشدید جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران اهمیت دارد. رئیسجمهور روسیه در جریان دیدار اخیر خود با رئیسجمهور ایران در اجلاس پیمان شانگهای در بیشکک قرقیزستان به طور ویژه از ارسال محصولات کشاورزی و مواد غذایی به ایران صحبت کرد.
۳- آمریکا برای مدیریت بازار انرژی شاید به فکر همکاری با روسیه افتاده است. نفت صادراتی از محیط خلیجفارس همچنان کمتر از نصف زمان پیش از جنگ است. گفته میشود آمریکا برای کاهش مصرف نفت، اوکراین را برای حمله به پالایشگاههای روسیه مجهز کرد و حملهای ناشناس به یک پالایشگاه در لیبی انجام شد؛ نتیجه هر دو اقدام بروز مازاد نفت به دلیل کاهش پالایشگاههای فعال بود. احتمال میرود آمریکا بخواهد در قالب آتشبس موقت یا کاهش شدت حملات پیشنهاد معافیت تحریمی به روسیه بدهد تا این کشور نفتی را که دیگر نمیتواند در پالایشگاههایش مصرف کند، راهی بازار کند. این کار البته پیچیدگیهایی دارد. روسیه پس از جنگ از قیمتهای بالای انرژی بهره برده و برخورداریاش از معافیت تحریمی میتواند به کاهش قیمت منجر شود؛ به عبارتی روسیه نفت بیشتری صادر خواهد کرد؛ اما به دلیل کاهش قیمت نفت، سود بیشتری کسب نمیکند. باوجود این معادله، اما درهرحال صدور معافیت تحریمی معمولاً بهسختی قابل رد خواهد بود، گرچه احتمال رد آن وجود دارد.
۴- جنگ در این اواخر در حال ورود به مراحل خشونتباری بود. حمله به فروشگاههای بزرگ مواد غذایی و انبارها و تهاجم به نقاط تجمع کامیونهای باری که پیشازاین به جهت رعایت برخی اصول انجام نمیشدند، یک تصعید خشونتبار را نشان میداد که باید برای آن فکری میشد.
منبع: فرهیختگان