باشگاه خبرنگاران جوان - دنیای بچهها گاهی با یک تغییر ناگهانی یا بحران، تیره و تار میشود. آنها مثل ما آدمبزرگها نیستند، کلمه کم میآورند و نمیتوانند به سادگی بگویند «من مضطربم». به جای حرف زدن، شاید ناخن بجوند، بهانه بگیرند یا در خودشان فرو بروند.
درست در همین لحظههای پرالتهاب که ما پدر و مادرها معمولا به سراغ نصیحت، هشدار یا دلیلآوردنهای منطقی میرویم، اما یک راهکار ساده و جادویی وجود دارد که مثل آب روی آتش عمل میکند. نفیسه عباسی غریب، روانشناس کودک از این نسخه معجزهگر پرده برمیدارد.
بچههای خردسال برای بیرون ریختن ترسها و سردرگمیهایشان دایره واژگان مجهزی ندارند. آنها تمام این بار روانی را به دوش میکشند و درون خودشان میریزند. در چنین شرایطی، ادبیات و داستان به عنوان یک میانجی و پناهگاه امن وارد میدان میشود.
نفیسه عباسی غریب با اشاره به اهمیت این ابزار میگوید: «در زمانهایی که بچههای ما در یک بحران قرار دارند یا اتفاق نگرانکننده و تغییرات ناگهانی برایشان پیش میآید، یکی از سادهترین و در عین حال موثرترین ابزارها برای کاهش اضطرابشان، قصهگویی است. بچهها اغلب نمیتوانند احساسات پیچیدهشان مثل ترس، نگرانی یا سردرگمی را به راحتی بیان کنند. اما وقتی همین احساسها در قالب یک داستان بیان میشود، کودک بسیار راحتتر میتواند با آن ارتباط بگیرد. در واقع داستانها مانند یک پل امن عمل میکنند؛ پلی میان احساسات کودک و دنیای قابل فهم او.»
نشستن پای قصه، فقط یک سرگرمی ساده برای گذران وقت نیست. در ذهن کوچک کودک، یک کارگاه بزرگ حل مسئله به راه میافتد که تابآوری او را در برابر غول اضطراب بالا میبرد و به او یاد میدهد چطور با موانع روبهرو شود.
این روانشناس کودک مسیر این اتفاق درونی را به صورت گامبهگام تحلیل کرده و میگوید: «وقتی کودک به یک قصه گوش میدهد، ابتدا ذهنش از فضای تنش خارج شده و وارد دنیای خیال میشود. این جابهجایی ذهنی به کاهش استرس فرزند ما کمک میکند. موضوع دوم این است که در داستانها، معمولا شخصیتها با مشکل روبهرو میشوند، حل مسئله میکنند و راه حلی پیدا میشود. همین روند حل مسئله به کودک یاد میدهد که مشکل داشتن در زندگی طبیعی است و برای هر مسئلهای راه حلی وجود دارد؛ بنابراین ذهنش به بنبست نمیرسد.»
عباسی غریب درباره سومین اثر مهم این فرآیند میافزاید: «سومین اتفاق این است که قصهگویی باعث فعال شدن تخیل و احساس امنیت در کودک میشود؛ مخصوصا وقتی این کار از طرف یک بزرگسال مورد اعتماد مثل والدین یا مربی انجام بگیرد.»
تاثیر جادویی قصه، فقط به خلق تصویرهای ذهنی ختم نمیشود. جسم بیقرار و ملتهب کودک نیز با شنیدن افت و خیزهای داستان و همگام شدن با قهرمان قصه، ریتم آرامتری پیدا میکند.
عباسی غریب با تایید این تاثیر جسمانی میگوید: «از نظر روانشناسی نیز مشخص شده است که شنیدن داستان میتواند ضربان قلب و سطح اضطراب کودک را مدیریت کرده و کاهش دهد. صدای آرام راوی، ریتم داستان و فضای امن شنیدن قصه، به سیستم عصبی کودک پیام آرامش میدهد.»
وقتی خودمان هم به عنوان والد درگیر بحران هستیم، راحتترین کار این است که شرایط را با منطق برای کودک توضیح دهیم یا مدام به او هشدار دهیم؛ واکنشی که معمولا نتیجه عکس میدهد و کودک را وحشتزدهتر میکند.
این روانشناس در یک توصیه کاربردی و صمیمی به والدین میگوید: «به همین دلیل است که از شما میخواهم در شرایط بحران، به جای توضیح دادنهای طولانی یا هشدارهای مداوم، گاهی یک داستان ساده را انتخاب کنید و برای فرزندتان روایت کنید یا از داستانهای صوتی و قصهگوییهای آماده استفاده کنید. این کار باعث میشود فرزند شما حس کند دنیا هنوز در فضاهایی که خودش حضور دارد، جای قابل کنترلی است.»
او در پایان، این راهکار شفابخش را اینگونه خلاصه میکند: «بنابراین اگر کودکی در اطراف شما نگران یا مضطرب است، یکی از سادهترین کارهایی که میتوانید انجام دهید این است که زمان کوتاهی بگذارید و از ابزار قصهگویی استفاده کنید.»
اگر در خانه کودکی دارید و با چالشهای تربیتی او دست و پنجه نرم میکنید، نفیسه عباسی غریب در مجموعه گزارشهای مهارتی خود به ریشه و علت این رفتارها پرداخته است؛ پیشنهاد میکنیم برای یادگیری راهکارهای عملی بیشتر، سایر گزارشهای او را در صفحه زندگی دنبال کنید.
منبع: فارس