باشگاه خبرنگاران جوان؛ ستایش اسکندری – «مجله نیوزویک» در یادداشتی نوشت برخلاف تمرکز آمریکا و اسرائیل بر مسئله هستهای، ایران بر موضوع دیگری متمرکز است. جمهوری اسلامی ایران همواره تلاش برای تولید سلاحهای کشتار جمعی را رد کرده است؛ با این حال، این کشور در طول جریان جنگ، ابزار قدرتمندتری را در قالب اهرم فشار بر «تنگه هرمز» به کار گرفته است.
گزارشها حاکی از آن است که این وضعیت ممکن است بهزودی دائمی شود؛ چرا که از توافق آتی میان ایران و عمان خبر داده شده است. این توافق به دنبال ایجاد سیستمی برای جمعآوری هزینههای خدماتی توسط هر دو کشور که در طول این کریدور حیاتی تجارت نفت و گاز قرار دارند به عنوان کلیدی برای گشودن راه جهت دستیابی به یک توافق صلح است.
کارشناسان نیوزویک معتقدند: «مهمترین هدف ایران، تبدیل دستاوردهای نظامی و فشارهای ناشی از جنگ به یک مزیت دائمی و از نظر استراتژیک شناختهشده است؛ یعنی کنترل بر تنگه هرمز.»
از منظر این نشریه تهران به دنبال آن است که کنترل و نفوذ خود بر این آبراه حیاتی را به عنوان یک واقعیت غیرقابل انکار و بازگشتناپذیر بر جهان و بهویژه بر آمریکا تحمیل کند.
این نشریه در ادامه میافزاید که توافق بر سر تنگه هرمز میتواند به عنوان یک «بیمهنامه» در برابر مداخلات احتمالی آینده آمریکا عمل کند؛ موضوعی که میتواند در محاسبات مربوط به مسئله هستهای نقش ایفا کند و به ایران اجازه دهد حتی اگر با رقیق کردن ذخایر اورانیوم غنیشده خود موافقت کند، در صورتی که واشینگتن به تعهدات خود عمل نکرد، از موقعیت خود محافظت کند.
با این حال، پشت این مانور، یک بازی قدرت بزرگتر نهفته است که میتواند نظم منطقهای را که از پی آغاز بحران در غزه در سه سال گذشته در حال تغییر بوده، برای همیشه دگرگون کند.
«از دیدگاه تهران، شناسایی جایگاه ایران به عنوان یک بازیگر قدرتمند منطقهای از اهمیت حیاتی برخوردار است، زیرا این شناسایی راه را برای تحقق اهداف اصلی آن، یعنی تثبیت کنترل بر تنگه هرمز و دستیابی به تضمینهای امنیتی، هموار میکند. ایران به دنبال آن است که جایگاه خود را در نظم نوظهور منطقه به عنوان یک قدرت تعیینکننده تثبیت کند.
اما جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از فوریه آغاز شد، نتیجه متفاوتی به همراه داشت. کارشناسان میگویند: «اگرچه محور مقاومت در حملات اخیر تضعیف شده بود، اما ایران به جای رها کردن آن، به دنبال احیای آن از طریق سرمایهگذاری مجدد و تغییرات تاکتیکی است. اعضای این محور با باز کردن جبهههای جدید و از طریق هماهنگی بیشتر، به افزایش فشار بر دشمنان و تقویت اهرمهای ایران کمک میکنند.»
ایران تنها کشوری نیست که در حال سرمایهگذاری بر روی مشارکتهاست، اما آشفتگی ناشی از سالها بحران و اکنون یک جنگ فعال، تغییرات موجود در گسلهای ژئوپلیتیک خاورمیانه را تسریع کرده است.
عربستان سعودی که اکنون از جبهههای متعددی تحت تهدید قرار دارد، بیشتر به یک چهارگانه غیررسمی از قدرتهای مسلمان شامل مصر، ترکیه و پاکستان تکیه کرده است که پادمان دفاعی مشترکی را در سپتامبر گذشته با پادشاهی عربستان امضا کردند.
امارات متحده عربی نیز در راستای پیمان ابراهیم، همکاریهای نزدیکتر با اسرائیل و همسویی فزاینده با هند که شامل روابط استراتژیک با یونان و قبرس نیز میشود را دنبال میکند.
این واگرایی میان عربستان و امارات منجر به اصطکاک در روابط همکاری معمول میان این دو همسایه شورای همکاری خلیج فارس شده است؛ همسایگانی که در مورد درگیریهای میانجیگرانه در لیبی، سودان و یمن با یکدیگر اختلاف نظر دارند.
در حالی که آمریکا تلاش میکند با تقویت نقش ترکیه و فشار بر عربستان برای برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل، شکافها را پر کند، ایران با استفاده از اهرمهایی مانند تنگه هرمز، در حال تغییر تراز قدرت به نفع خود است؛ هرچند کشورهای عرب خلیج فارس و اسرائیل نیز به دنبال حفظ منافع و نفوذ خود هستند و نظم نهایی، حاصل این رقابت پیچیده خواهد بود.
نزاعهای منطقهای هماکنون تأثیرات جدی بر حضور آمریکا در خاورمیانه گذاشته است. فراتر از تخلیه ذخایر مهم مهمات از جمله موشکهای رهگیر که وظیفه دفاع در برابر حملات موشکی و پهپادی ایران به کشورهای میزبان پایگاههای نظامی آمریکا را بر عهده دارند، شرکای واشینگتن در حال زیر سوال بردن میزان و اثربخشی پیوندهای امنیتی خود هستند.
آیا ابراهیم، پژوهشگر غیرمقیم در مرکز سیاست جهانی انرژی دانشگاه کلمبیا، در گفتوگو با نیوزویک گفت «من معتقدم این جنگ، محاسبات شرکای خلیج فارس را در مورد آمریکا و چتر امنیتی که او ارائه میدهد و همچنین نوع درک ضمنی ما از موضوع نفت در منطقه، به طور بنیادین تغییر داده است.»
همچنین رندی مانر، ژنرال بازنشسته نیروی هوایی، هشدار داد که این درگیری تأثیر منفی قابل توجه و مادی بر منافع آمریکا داشته که فراتر از خاورمیانه است. وی با اشاره به بازآرایی داراییهای آمریکا از مناطق استراتژیک دیگر مانند تایوان در مرز با چین و اوکراین درگیر در جنگ با روسیه در آستانه ناتو، هشدار داد که جهان نسبت به دوران پیش از جنگ علیه ایران، بسیار خطرناکتر شده است.
چین، نفوذ رقیب اصلی آمریکا در خاورمیانه ممکن است به عنوان یکی از پیامدهای این درگیری شتاب بگیرد؛ چرا که چین خود را به عنوان نماد ثبات معرفی میکند.
جورجیو کافیارو، مدیرعامل یک شرکت تحلیل ریسک ژئوپلیتیک گفت «یکی از مهمترین روندها، عزم فزاینده شرکای خلیج فارس در واشینگتن برای تنوع بخشیدن به روابط خود فراتر از آمریکا و تعمیق پیوند با چین و سایر قدرتها است تا وابستگی خود به واشینگتن را کاهش دهند. این روند اگرچه سالها در جریان بوده، اما بحران کنونی آن را تسریع میکند.»
ایران مدتهاست که سرمایهگذاری نزدیکی بر روابط با چین انجام داده و همزمان کارزاری را برای حذف حضور نظامی آمریکا در منطقه به راه انداخته است؛ حضوری که از نظر ایران، بیش از آنکه بازدارنده باشد، به بهانهای برای درگیری با کشورهای مجاور تبدیل شده است.