باشگاه خبرنگاران جوان - چرا اسرائیل در کنار اهداف نظامی، بهطور سیستماتیک میراثفرهنگی، مساجد باستانی و کلیساهای تاریخی غزه و لبنان را نابود میکند؟ مستندات نشان میدهد هدف اصلی، پاککردن حافظه تاریخی منطقه است.
پدیده «گردشگری تخریبی» (Destruction Tourism) زمانی به اوج تاریکی خود میرسد که بدانیم ویرانهها بهطور تصادفی شکل نگرفتهاند، بلکه حاصل یک استراتژی دقیق و هدفمند هستند. کارشناسان میراثفرهنگی معتقدند تخریب آثار باستانی، یک خطای محاسباتی در جنگ نیست، بلکه استفاده از سیاست «خاطرهکشی» (Memoricide) است.
وقتی شما نشانههای تمدنی، مساجد چندصدساله، کلیساهای باستانی و بایگانیهای تاریخی یک ملت را از بین میبرید، در واقع پیوند آنها با سرزمین مادریشان را قطع میکنید. پس از این پاکسازی هویتی، زمینهای سوخته فاقد هویت میشوند و فاتحان میتوانند روی این ویرانهها، داستان جدید خود را بنویسند و حتی آن را بهعنوان یک نمایش قدرت (مانند آنچه در سکوهای تماشای سِدِروت رخ داد) به تماشاچیان عرضه کنند.
نگاهی به اخبار و گزارشهای بینالمللی در جریان جنگ اخیر غزه، ابعاد گسترده این پروژه را نشان میدهد. سازمانهای دیدهبان میراثفرهنگی مستنداتی را ارائه کردهاند که نشان از تخریب عامدانه تاریخ دارد:
حمامهای رومی در صور (Roman baths in Tyre): در ۸ ژوئن ۲۰۲۶ حمامهای رومی در صور، جنوب لبنان بمباران شد و بقایای ستونهای سنگی باستانی در نزدیکی سایت باستانی به چشم می خورد.
کلیسای سنت پورفیریوس (Church of Saint Porphyrius): این بنا که تصور میشود سومین کلیسای قدیمی جهان (تأسیس ۴۲۵ میلادی) باشد، در اکتبر ۲۰۲۳ هدف قرار گرفت و بخشهای مهمی از آن فروریخت. روزنامه گاردین در گزارشی این حمله را فراتر از یک درگیری نظامی و گامی در جهت نابودی تنوع فرهنگی غزه توصیف کرد.
همانطور که در جنوب لبنان شاهد هستیم، ماشین جنگی به سراغ اماکن ثبتشده در یونسکو مانند شهر باستانی «صور» و «قلعه بوفورت» نیز رفته است.
دلیل این رفتار چیست؟ استراتژیستهای نظامی از مفهومی به نام «سال صفر» استفاده میکنند. با تخریب بناهایی که نشاندهنده همزیستی هزارساله مسیحیان، مسلمانان و تمدنهای باستانی (فنیقی، رومی و اسلامی) در خاورمیانه است، روایت غنی این منطقه جای خود را به یک سرزمین بیهویت میدهد. این خلأ فرهنگی، توجیهِ اشغال و ساخت شهرکهای جدید را برای افکار عمومیِ ناآگاه، راحتتر میکند.
رابطه معناداری میان «ازبینبردن میراث» و «گردشگری تخریبی» وجود دارد. زمانی که تاریخ زندهٔ یک خیابان به یک مخروبه تبدیل میشود، ارزش حیات و تقدس آن از بین میرود. در چنین شرایطی است که نگاه به بازماندههای جنگ، از حالت همدلی به یک سرگرمی بیمارگونه تغییر میکند. گردشگرهایی که با دوربین دوچشمی به ویرانیها خیره میشوند، در واقع در حال تماشای آخرین پرده از نمایشی هستند که در آن، یک ملت ابتدا از خانه و سپس از صفحات تاریخ پاک میشود.
اگر رسانههای جهانی و نهادهایی چون یونسکو همچنان به چشمپوشی از این «بومکشی و تاریخکشی» ادامه دهند، دیری نمیپاید که برای شناخت تاریخِ خاورمیانه، بهجای بازدید از موزهها، باید بلیتِ سکوهای تماشای جنگ را در قالب گردشگری تخریبی خریداری کنیم.
برای دنبالکردن تحلیلها و گزارشهای مرتبط با حوزه غربشناسی، رسانه های معاند، پهلوی، اپوزیسیون و گروهکهای ضدانقلاب به صفحه «دیدهبان غرب» مراجعه کنید.
منبع: فارس