باشگاه خبرنگاران جوان - این یک واقعیت تلخ، اما پذیرفتهشده است: در هیچ جای دنیا، بیمههای دولتی و بودجه عمومی، توان پوشش کامل خدمات تخصصی و پرهزینه دندانپزشکی را ندارند. ریشهدرمانی، ایمپلنت، ارتودنسی و پروتزهای پیچیده، خدماتی گرانقیمت هستند که پرداخت هزینهشان از جیب مردم هم در ایران و هم در اغلب کشورهای توسعهیافته، عادی است. اما پرسش اینجاست: اگر دولت بنا نیست هزینه این درمانهای تخصصی را بپردازد، پس دقیقاً چه وظیفهای بر عهده دارد؟ مرز مسئولیت حاکمیت کجاست؟
مرز گمشده میان پیشگیری و درمان
پاسخ نظامهای سلامت موفق جهان روشن است: وظیفه ذاتی و غیرقابل واگذاری دولت، تأمین، تضمین و ارائه خدمات پایه و پیشگیرانه سلامت دهان است؛ خدماتی که نه پیچیده و تخصصی، که ساده، همگانی، کمهزینه و حیاتیاند. این خدمات شامل معاینه و غربالگری و سایر خدمات پایه درمانی. دقیقاً همان حلقه گمشدهای که هزینه نکردن برایش امروز، فردای نظام سلامت را با سیل بیماران نیازمند درمانهای پیچیده و چند میلیونی روبهرو میکند.
دولت، اما سالهاست که از این وظیفه شانه خالی کرده است. شبکه بهداشت کشور که روزگاری در حوزه واکسیناسیون و مراقبتهای مادر و کودک الگویی جهانی بود، در حوزه دهان و دندان تقریباً خلع سلاح شده است. چرا؟ چون اساساً نیروی انسانی متناسب با این مأموریت برایش تعریف نکردهایم.
تناقض یک الگوی شکستخورده
واقعیت این است که «دندانپزشک» برای ارائه خدمات پایهای که شرحش رفت، نهتنها ضروری نیست، که نیرویی ناهمخوان با آن مأموریت است. دندانپزشک، متخصص درمانهای پیچیده، تهاجمی و پرهزینه است؛ مزیت او در تشخیصهای افتراقی دشوار، ریشهدرمانیهای چندکاناله و جراحیهای دهان است. تحمیل خدمات ساده و پیشگیرانه به دندانپزشک، مانند بهکارگیری یک جراح مغز برای پانسمان یک زخم سطحی است؛ پرهزینه، بیانگیزهکننده و در نهایت ناکارآمد.
اینجاست که تجربه جهانی راهحلی سرراست ارائه میدهد: دولتها یک نیروی حدواسط و میانرده تربیت میکنند که اختصاصاً برای همین خدمات پایه طراحی شده است. در بسیاری از کشورها، این نیرو با عناوینی، چون «دنتال تراپیست» یا «کمکدرمانگر دندانپزشکی» شناخته میشود؛ فردی که در یک دوره دوساله دانشگاهی، صرفاً آموخته است که چطور دندانها را معاینه کند، مشکل را تشخیص دهد، اگر ساده و در حیطه آموزش اوست درمانش کند، و اگر پیچیده و تخصصی است، بیمار را به دندانپزشک ارجاع دهد.
جهت گیری دولت: از تأمین مالی تا غربالگری هوشمند و ارائه خدمات درمانی پایه
بنابراین، ترسیم یک نقشه راه روشن برای سیاستگذار سلامت دهان چندان دشوار نیست. گام اول و اصلی دولت، ایجاد و بهکارگیری این نیروی حدواسط در بطن شبکه بهداشت است. این نیروها میتوانند در خانههای بهداشت، پایگاههای سلامت و مراکز جامع خدمات سلامت مستقر شوند و سه کار اصلی انجام دهند:
- پیشگیری و آموزش بهداشت دهان به خانوادهها و مدارس.
- غربالگری و انجام خدمات پایه و ارزان (فلوراید، جرمگیری، ترمیمهای کوچک).
- ارجاع هدفمند و هوشمند بیماران نیازمند درمان تخصصی به دندانپزشکان.
با این کار، دندانپزشکان نیز از فشار انبوه بیماران با مشکلات ساده خلاص میشوند و وقت و تخصصشان معطوف به درمانهایی میشود که واقعاً برای آنها آموزش دیدهاند.
اما وظیفه ارگان مربوطه در قبال درمانهای تخصصی که همچنان پرهزینه میمانند چیست؟ اینجاست که دولت از یک «پرداختکننده مستقیم» باید به یک «تسهیلگر مالی» تغییر نقش دهد. راهکاری که در بسیاری از کشورها جواب دادهاست، ایجاد خطوط اعتباری و وامهای بانکی کمبهره و بلندمدت ویژه درمانهای دندانپزشکی است. بیماری که توسط دنتال تراپیست غربالگری و به دندانپزشک ارجاع شده، با دریافت یک وام هدفمند میتواند درمان پیچیده خود را بی آنکه زیر بار هزینه کمرشکن یکباره برود، انجام دهد. اینگونه هم بازار خدمات تخصصی دندانپزشکی رونق میگیرد، هم مردم از درمان محروم نمیمانند. در نهایت نیز بودجه دولت صرف یارانه درمانهای گران نمیشود.
وظیفه دولت در قبال دندانهای مردم، نه ارائه خدمات تخصصی و لوکس، که ایجاد یک سپر پیشگیری و یک شبکه غربالگری کارآمد و ارایه خدمات پایه درمانی است. تا زمانی که این سپر با تربیت نیروی مناسب برپا نشود، پوسیدگی دندانها در خاموشی پیش میرود تا به مرحلهای برسد که درمانش دیگر ساده و ارزان نیست. پرسش از دولتمردان و نمایندگان مجلس ساده است: چرا هنوز برای خلق نیرویی که در اغلب کشورهای دنیا ستون فقرات سلامت دهان مردم است، قدمی برنداشتهاند؟ این در حالیست که در دهه ۶۰ تجربه مثبت آموزش و بکارگیری نیروهای بهداشتکار دهان و دندان وجود داشتهاست و توانسته شبکه بهداشت را از ارائه خدمات پایه درمانی و ضروری در مناطق محروم بهرهمند سازد.