تحولات ماه‌های اخیر در غرب آسیا نه تنها معادلات نظامی منطقه را تغییر داده، بلکه شکاف‌های سیاسی و اجتماعی را در درون بلوک غرب آشکار کرده است.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ علیرضا کاظمی - تحولات ماه‌های اخیر در غرب آسیا نه تنها معادلات نظامی منطقه را تغییر داده، بلکه شکاف‌های سیاسی و اجتماعی را در درون بلوک غرب آشکار کرده است. جنگ و تنش‌های گسترده میان ایران، اسرائیل و آمریکا، اختلافات میان اروپا و واشنگتن را زنده کرده و فضای داخلی آمریکا را به شدت دوقطبی نموده است. اعتراضات ضدجنگ در شهر‌های بزرگ آمریکا، مخالفت بخشی از دموکرات‌ها با سیاست‌های کاخ سفید، انتقاد‌های فزاینده اروپایی‌ها از عملکرد اسرائیل و اختلاف نظر درباره نحوه مدیریت بحران، همگی نشان می‌دهد که غرب با شکاف‌های قابل توجهی روبه‌روست. از جنگ عراق در ۲۰۰۳ تا خروج آمریکا از برجام و بحران اوکراین، اروپا و آمریکا بار‌ها اختلاف داشته‌اند، اما جنگ رمضان به دلیل هزینه‌های اقتصادی، نگرانی از گسترش درگیری و فشار افکار عمومی، این شکاف‌ها را آشکارتر از همیشه کرده است.

اروپایی‌ها که خود را شریک راهبردی واشنگتن می‌دانستند، این بار نه تنها همگام با کاخ سفید گام برنداشته‌اند، بلکه تلویحاً «نه» قاطعی به جنگ تمام‌عیار آمریکا و اسرائیل علیه ایران گفته‌اند. تحلیل این شکاف، فراتر از رویداد‌های نظامی، به بررسی تحول درونی جوامع غربی، فشار افکار عمومی و بازتعریف «دوستی با آمریکا» می‌پردازد.

ختلافات داخلی آمریکا؛ دموکرات‌ها و خیابان در برابر جنگ

در داخل آمریکا، مهم‌ترین محور اختلاف به حمایت گسترده واشنگتن از اسرائیل بازمی‌گردد. در اردوگاه دموکرات‌ها وضعیت پیچیده است. چهره‌هایی نظیر حکیم جفریس و نانسی پلوسی در تظاهرات ضدجنگ «No Kings» حاضر شدند، اما از محکوم کردن مستقیم جنگ با ایران خودداری کردند. بخش سنتی حزب دموکرات همچنان از اتحاد با اسرائیل دفاع می‌کند، اما جناح مترقی انتقاد‌های شدیدی نسبت به سیاست‌های تل‌آویو مطرح کرده است. با این حال، برخلاف تصور رایج که جمهوری‌خواهان را کاملاً همسو با جنگ می‌داند، درون این حزب نیز شکاف‌هایی وجود دارد استعفای جو کنت، مدیر مرکز ملی مقابله با تروریسم، در اعتراض به روند جنگ ایران، نخستین نشانه رسمی این اختلاف بود. او در نامه استعفای خود صراحتاً اعلام کرد که ایران «هیچ تهدید قریب‌الوقوعی» برای آمریکا نداشته و این جنگ به دلیل فشار «اسرائیل و لابی قدرتمند آمریکایی آن» آغاز شده است.

معاون رئیس‌جمهور، جی. دی. ونس، نیز علی‌ر‌غم موضع رسمی دولت، عملاً مخالفت بخش قابل توجهی از رأی‌دهندگان جوان و محافظه‌کار را با جنگ ایران پذیرفته است. ونس در سخنرانی خود در دانشگاه جورجیا خطاب به معترضان گفت: «تشخیص می‌دهم که بسیاری از رأی‌دهندگان جوان سیاست ما در خاورمیانه را دوست ندارند. من این را درک می‌کنم». گزارش‌ها حاکی از آن است که ونس در جلسات غیرعلنی «بدبین» و «نگران از موفقیت» عملیات نظامی بوده و «صرفاً با جنگ با ایران مخالف است».

این شکاف‌ها فراتر از کاخ سفید و به طبقات بالای کنگره نیز کشیده شده است. در یک سو، چهره‌های تندرو و حامی اسرائیل نظیر لیندسی گراهام، خواستار تغییر رژیم در ایران هستند. گراهام با صراحت اعلام کرده که «کمک در راه است» و سقوط جمهوری اسلامی «موهبتی برای آمریکا» خواهد بود. در سوی دیگر، پدیده‌ای جالب توجه ظهور کرده است: چهره‌هایی که روزگاری نزدیک‌ترین متحدان ترامپ بودند، اکنون تندترین منتقدان او شده‌اند. مارجو تیلور گرین، نماینده سابق کنگره، ترامپ را به «خیانت به وعده‌های انتخاباتی» خود در مورد عدم شروع جنگ‌های جدید متهم کرده و شعار «اول آمریکا» را به «اول اسرائیل» تبدیل شده می‌داند. او به صراحت از عدم پذیرش کمک‌های مالی «لابی یهودی آیپک» (AIPAC) سخن گفته است.

این واقعیت که حتی در میان جمهوری‌خواهان «ماگا» (وفادار به ترامپ) نیز وحدت نظر وجود ندارد، نشانه عمق این شکاف است. نظرسنجی ان‌بی‌سی نیوز نشان می‌دهد که در حالی که ۹۰ درصد جمهوری‌خواهان «ماگا» از جنگ حمایت می‌کنند، این میزان در میان جمهوری‌خواهان غیرماگا به فقط اندکی بیش از نیمی کاهش می‌یابد. آنچه باقی می‌ماند، حزبی است که بین میراث «انزواطلبی» ترامپ در کمپین‌های انتخاباتی و واقعیت «دخالت‌گری» او در قامت یک رئیس‌جمهور، سرگردان شده است.

در مقابل، خیابان‌های آمریکا داستان دیگری روایت می‌کنند. تجمعات گسترده در نیویورک، شیکاگو و واشنگتن نشان می‌دهد که بخشی از افکار عمومی نگران کشیده شدن آمریکا به یک جنگ منطقه‌ای است. پس از سال‌ها هزینه در عراق و افغانستان، بسیاری از آمریکایی‌ها نسبت به بحران‌های جدید خاورمیانه بدبین هستند. افزایش بدهی دولت، تورم و فشار اقتصادی باعث شده افکار عمومی نسبت به صرف میلیارد‌ها دلار در جنگ‌های خارجی حساس شود. دولت آمریکا تلاش می‌کند میان حمایت از اسرائیل و جلوگیری از جنگ گسترده تعادل برقرار کند؛ تعادلی که روزبه‌روز دشوارتر می‌شود.

واکنش اروپا؛ از سکوت راهبردی تا مخالفت عملی

در اروپا، واکنش‌ها با «سکوت راهبردی» آغاز شد. بسیاری از دولت‌های اروپایی نگرانند که ادامه بحران، اروپا را وارد موج تازه‌ای از ناامنی، بحران انرژی و مهاجرت کند. پس از ترور رهبران ایران، رهبران آلمان، فرانسه و بریتانیا بیانیه مشترکی صادر کردند که در آن حتی یک خط از محکومیت عاملان حمله خودداری کردند. اما با گسترده‌تر شدن جنگ، این سکوت جای خود را به مخالفت عملی داد.

ترامپ با غافلگیری مواجه شد. فرانسه به هواپیما‌های حامل تجهیزات نظامی به اسرائیل اجازه عبور نداد و اسرائیل قرارداد‌های تسلیحاتی با پاریس را لغو کرد. بریتانیا از مشارکت در جنگ سرباز زد. ایتالیا پایگاه «سیگونلا» را به روی بمب‌افکن‌های آمریکایی بست و اسپانیا اعلام کرد که نمی‌تواند «اقدامی خارج از چارچوب حقوق بین‌الملل» را بپذیرد.

عمق اختلافات اروپا با آمریکا ریشه در ترس از «شوک اقتصادی» دارد. اروپا که از جنگ اوکراین زخم خورده، توان تحمل بستن تنگه هرمز یا افزایش قیمت انرژی را ندارد. کارشناسان آلمانی هشدار می‌دهند که جنگ طولانی، رکود تورمی را به اقتصاد آلمان و ایتالیا تزریق کرده و هزینه واردات سوخت اتحادیه اروپا را ۲۲۰ میلیارد یورو افزایش داده است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد ۵۸ درصد آلمانی‌ها و ۵۹ درصد انگلیسی‌ها این جنگ را «غیرموجه» می‌دانند و خیابان‌های لندن، پاریس و رم مملو از پلاکارد‌های «دست از ایران بردارید» و «جنگ‌افروزان متوقف شوید» شده است.

بنیان‌های روابط فراآتلانتیک دچار خوردگی شده است. جنگ رمضان نشان داد که ناتو بلوکی کاملاً یکپارچه نیست. آنچه رخ داد، تقابل «منطق آمریکایی بازدارندگی تهاجمی» و «منطق اروپایی محدودسازی هزینه‌ها» بود. کاخ سفید که از موضع فرانسه و اسپانیا خشمگین است، حتی تهدید به خروج از ناتو کرده، اما این تهدید بیش از آنکه واقعی باشد، تاکتیکی برای باج‌گیری از اروپاست. اروپایی‌ها به یاد دارند که یک‌جانبه‌گرایی آمریکا در عراق و افغانستان چگونه اروپا را در معرض حملات تروریستی و امواج مهاجرت قرار داد. اکنون ترس از «تکرار سناریو» در ایران، پایتخت‌های اروپایی را وحشت زده کرده است. از نگاه برلین و پاریس، اگر آمریکا بتواند با زورحکومت ایران را تغییر دهد، چه مانعی برای اعمال همین قواعد علیه گرینلند یا تسلط اقتصادی بر اروپا وجود دارد؟

جمع بندی؛ پایان هم‌آوایی غرب؟

با وجود این اختلافات، اتحاد آمریکا و اروپا در آستانه فروپاشی نیست. پیوند‌های امنیتی، اقتصادی و نظامی همچنان عمیق است. اما غرب دیگر مانند دوران جنگ سرد، یک جبهه کاملاً هماهنگ نیست. آمریکا تلاش می‌کند رهبری ائتلاف را حفظ کند، اما اروپا بیش از گذشته به دنبال استقلال راهبردی است. در نهایت، ترامپ نتوانست «ائتلاف بین‌الملل» علیه ایران تشکیل دهد. دموکرات‌ها نتوانستند شعار «مقاومت» را به حرکتی علیه لابی اسرائیل تبدیل کنند. اروپا نیز با وجود مخالفت با جنگ، به دلیل وابستگی امنیتی و اقتصادی به آمریکا، نتوانست پشت میز مذاکره با تهران بنشیند. مهم‌ترین نتیجه جنگ، آشکار شدن شکاف‌های عمیق در جهان غرب است؛ شکاف‌هایی که معماری امنیتی جهان را برای سالیان سال تحت الشعاع قرار خواهد داد.

*کارشناس روابط بین‌الملل

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۸
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
محمودزاده
۰۵:۲۱ ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵
با توجه به تحقیر اروپایی‌ها توسط ترامپ در دیدارهای مختلف همه آنان از آنچه که امروزه بر سر ترامپ آمده از ته دل شادان
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۰۱:۵۶ ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵
ترامپ مرگ بر تو و تمام سیاستمدار ان دیکتاتور آمریکا یی
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۲۲:۴۱ ۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۵
توازن قدرت در جهان راز هستی اجازه نمیدهد که یک قطب قدرت برقطب دیگر چیره شود مثل بازیگران قهرمان و نقش اول فیلمها را تا آخر باید بازی داد اگر حتی غرب به شرق چیره شود همه کشورها احساس خطر کرده و لبه ترازو را میزان میکنند.
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۹:۳۲ ۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۵
فعلا که فرانسه و انگلیس آمریکایی ها رو تنها نگذاشتن و دارن همراهیش میکنن. امارات و مصر هم دارن اسرائیل رو همراهی میکنن.
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۰۰:۱۶ ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵
به درک
که چی؟
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۸:۰۴ ۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۵
در واکنش به همین موضوع جا داره که خودرو یک بار دیگه رشد قیمت را تجربه کنه
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۰۰:۱۶ ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵
چه ربطی داشت؟
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۰۸:۲۷ ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵
آره دقیقا
آخرین اخبار