باشگاه خبرنگاران جوان - خداوند در آیات ۱۱ تا ۱۷ سوره مدثر از مردی سخن میگوید که مال و فرزندان فراوان در اختیارش قرار گرفت، اما این برخورداری به جای آنکه او را به شکر و پذیرش حق برساند، بر عنادش افزود؛ تا جایی که قرآن سرنوشت چنین انسانی را با هشدار «سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا» به تصویر میکشد.
این بخش از قرآن در صفحه ۵۷۵ یک پیوستگی معنایی جالب دارد، آیه پایانی سوره مزمل، برنامهای برای آمادگی و سبککردن بار تکلیف ارائه میدهد و بلافاصله سوره مدثر، پیامبر (ص) را از خلوت و پوشیدگی به میدان دعوت میفرستد، یعنی «آمادگی در خلوت» به «مسئولیت در اجتماع» پیوند میخورد. در تفسیر المیزان نیز همین فضای کلی در تبیین این آیات دیده میشود.
از شبزندهداری تا آغاز یک مأموریت بزرگ
صفحه ۵۷۵ قرآن با آیه ۲۰ سوره مزمل آغاز میشود، آیهای که پس از دستورهای سنگین ابتدای سوره درباره شبزندهداری، از تخفیف و گشایش سخن میگوید. خداوند میفرماید که «فَاقْرَؤُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ» یعنی هر مقدار از قرآن که برایتان میسر است بخوانید.
علامه طباطبایی در المیزان توضیح میدهد که خداوند میداند همه مؤمنان نمیتوانند آن برنامه سنگین شبانه را دقیقاً محاسبه و اجرا کنند، از سوی دیگر، گروهی بیمارند، گروهی برای کسب روزی در زمین سفر میکنند و گروهی در راه خدا مبارزه میکنند. بنابراین، تکلیف متناسب با توان افراد تنظیم میشود.
در کنار قرآنخوانی، اقامه نماز، پرداخت زکات، انفاق و استغفار قرار میگیرد و آیه با این وعده پایان مییابد، «وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ» هر خیری که پیشاپیش برای خود بفرستید، نزد خدا خواهید یافت.
وقتی دوران خلوت تمام میشود
پس از این آیه، سوره مدثر با خطاب بسیار متفاوتی آغاز میشود «یَا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ، قُمْ فَأَنْذِرْ»ای جامه بر خود پیچیده، برخیز و انذار کن. «مدثر» همان کسی است که خود را در جامه پوشانده و این خطاب، ضمن آنکه متناسب با وضعیت پیامبر (ص) است، لحنی همراه با ملاطفت دارد. اما پیام آیه بعد روشن است، زمان ماندن در خلوت به پایان رسیده و زمان قیام برای هدایت مردم فرا رسیده است.
علامه تأکید میکند که این سوره از نخستین سورههای نازلشده در آغاز بعثت است و آیات ابتدایی آن مجموعهای از وظایف پیامبر (ص) برای آغاز دعوت را بیان میکند.
پنج فرمان برای آغاز راه
در ادامه، چند فرمان کوتاه، اما بسیار عمیق پشت سر هم میآید «وَرَبَّکَ فَکَبِّرْ»، «وَثِیَابَکَ فَطَهِّرْ»، «وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ»، «وَلَا تَمْنُن تَسْتَکْثِرُ» و «وَلِرَبِّکَ فَاصْبِرْ». «وَرَبَّکَ فَکَبِّرْ» فقط به گفتن «الله اکبر» محدود نیست بلکه یعنی خدا را در اعتقاد و عمل، بزرگتر از هر چیزی بدان و هیچ موجودی را همسنگ او قرار نده. «وَثِیَابَکَ فَطَهِّرْ» نیز میتواند در کنار معنای ظاهری پاکیزگی لباس، اشارهای به پاکی عمل و تزکیه نفس داشته باشد.
«وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ» نیز فرمان فاصله گرفتن از هر آن چیزی است که خدا نمیپسندد از گناه و آلودگی اخلاقی گرفته تا بتپرستی. در واقع، کسی که قرار است مردم را به پاکی دعوت کند، باید خودش نیز از آلودگی فاصله گرفته باشد.
حتی عبادتت را هم به رخ نکش
یکی از ظریفترین فرمانهای این بخش «وَلَا تَمْنُن تَسْتَکْثِرُ» است. علامه طباطبایی با توجه به سیاق آیات، «من» را به معنای منت گذاشتن و بزرگ شمردن کار خود میداند. یعنی پیامبر (ص) نباید اطاعت، دعوت، پاکی و مجاهدت خود را چیزی بزرگ و قابل منتگذاری بداند، زیرا بنده چیزی از خود ندارد و هر توفیقی نیز از جانب خداست.
این نکته، برای هر کار دینی و اجتماعی قابل توجه است که ارزش یک عمل فقط به بزرگی ظاهری آن نیست بلکه به این نیز بستگی دارد که انسان پس از انجام آن، خود را طلبکار خدا و مردم نبیند.
مأموریت بزرگ، صبر بزرگ میخواهد
فرمان پایانی این بخش میگوید که «وَلِرَبِّکَ فَاصْبِرْ» برای پروردگارت صبر کن. این صبر معنایی گسترده دارد، هم صبر در برابر سختیها و آزارهای مسیر دعوت را شامل میشود، هم صبر بر اطاعت و هم خویشتنداری از گناه.
سپس آیات ۸ تا ۱۷، ناگهان افق را به قیامت میبرند «فَإِذَا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ» هنگامی که در صور دمیده شود، روزی سخت برای کافران آغاز خواهد شد. بعد، تصویر فردی مطرح میشود که خدا به او مال فراوان، فرزندان و امکانات گسترده داده، اما در برابر آیات الهی عناد میورزد «إِنَّهُ کَانَ لِآیَاتِنَا عَنِیدًا». اینجا پیام آیات روشنتر میشود مشکل انسان همیشه کمبود امکانات نیست، گاهی برخورداری فراوان، اگر با شکر و تسلیم همراه نشود، خود به زمینه سقوط تبدیل میشود. کسی که همه چیز در اختیارش قرار گرفته، اما باز هم در برابر حق میایستد، با مجازات الهی روبهرو خواهد شد «سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا».
در این آیات از یک سو به پیامبر (ص) میآموزد که برای یک مأموریت بزرگ باید با قرآن، نماز، پاکی و صبر آماده شود و از سوی دیگر هشدار میدهد که ثروت، قدرت و امکانات، اگر انسان را در برابر حقیقت مغرور کنند، نه عامل نجات، بلکه مقدمه سقوط خواهند بود.
منبع: فارس