باشگاه خبرنگاران جوان- بررسیها نشان میدهد، ابعاد اساسی نبرد در تنگه هرمز از تقابل نظامی مستقیم به جنگ شبکهای، اختلال اطلاعاتی و رقابت بر سر آگاهی محیطی تغییر یافته است.
در جنگ بر سر تنگه هرمز، مسئله اصلی این است که چه کسی میتواند در یک محیط کوچک، شلوغ و متراکم، کشتی را ببیند، هویت آن را تشخیص دهد، موقعیتش را در لحظه به دست آورد و اطلاعات را به سامانه درگیری منتقل کند.
اتفاقات ۳۰ و ۳۱ اوت در خروجی جنوبی هرمز اهمیت بسیار بیشتری از یک حمله معمولی به دو نفتکش دارد.
مؤسسه مطالعات جنگ در گزارش اول سپتامبر خود تصریح کرده که این حملات نشان میدهد ایران، با وجود فشار عملیاتی ناشی از حملات آمریکا، همچنان ظرفیتی برای اخلال در کشتیرانی از مسیر جنوبی تنگه دارد.
بر اساس این گزارش، آمریکا برای مقابله با این توان، رادارها و سامانههای شناسایی ایران را هدف قرار داده است؛ بنابراین میدان واقعی نبرد، پیش از برخورد موشک با کشتی، میدان رقابت میان حسگرها، شبکههای اطلاعاتی، جنگ الکترونیک و زنجیره هدفگیری است.
فرماندهی مرکزی آمریکا پس از تلاش برای فعالسازی کریدور جنوبی، عملیات خود را روی «چشمهای» ایران متمرکز کرده است. گزارشهای آمریکایی میگویند بخشی از حملات اخیر به رادارها، مراکز ارتباطی، داراییهای دریایی و قابلیتهای مرتبط با مینگذاری ایران اختصاص داشته است. در واقع آمریکا در تلاش است زنجیره «کشف-تثبیت-انهدام» ایران را قطع کند.
مؤسسه مطالعات جنگ نوشته است نیروهای ایرانی در برخی موارد به جای تکیه بر رادار ساحلی، از شناورهای تندرو برای شناسایی بصری استفاده کردهاند که نشاندهنده افت بخشی از توان سامانههای نظارتی ایران است.
اما بر فرض از بین رفتن حسگرهای شناختهشده، این به معنی نابودی توان کشف ایران نیست.
کشتی تجاری را میتوان از طریق رادار، دیدهبانی بصری، ارتباطات، حسگرهای الکترونیکی، دادههای سامانه شناسایی خودکار (AIS)، اطلاعات ماهوارهای و تلفیق چند منبع شناسایی کرد.
حتی اگر حملات آمریکا بخشی از رادارهای ساحلی را از کار انداخته باشد، خنثیسازی مستمر تمام مسیرهای جایگزین جای سؤال دارد و حوادث ۳۰ و ۳۱ اوت نشان داد پاسخ این پرسش هنوز مثبت نیست.
جنگ الکترونیک علیه موقعیتیابی و رهگیری دریایی، بازیگر پنهان نبرد هرمز است.
سازمان دریانوردی آمریکا در هشدار فعال خود برای خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان تصریح کرده که اختلال، جعل و پارازیت روی سامانههای جهانی ماهوارهای ناوبری (GNSS) همچنان قابلتوجه است و کشتیها باید علاوه بر سامانههای الکترونیکی، به رادار، سمتیابی بصری و روشهای پشتیبان متکی باشند. این یعنی تصویر دیجیتال از میدان نبرد الزاماً با واقعیت روی آب یکی نیست.
دادههای شرکت اطلاعات دریایی «ویندوارد» نشان میدهد این اختلالات گسترده بوده است:
گزارش اول مارس: بیش از ۱۱۰۰ شناور در یک بازه ۲۴ ساعته تحت تأثیر اختلال GNSS و AIS در خلیج فارس قرار گرفتند و موقعیت نمایش دادهشده با محل واقعی همخوانی نداشت.
گزارشهای بعدی: شکاف میان واقعیت روی آب و تصویر دیجیتال به مشکلی جدی تبدیل شده و دهها یا صدها شناور بهصورت «تاریک» (بدون تصویر مطمئن از AIS) حرکت میکنند.
آمریکا برای حفاظت از کریدور جنوبی به همان تصویری نیاز دارد که تلاش میکند آن را از ایران سلب کند؛ بنابراین جنگ الکترونیک بخشی از اصل مسئله است.
این وضعیت تفاوت میان «اسکورت» و «آگاهی کامل از میدان» را روشن میکند. یک ناو آمریکایی میتواند چند کشتی را اسکورت کند، اما لزوماً تصویر کاملی از موقعیت همه شناورها، واحدهای کوچک ایرانی، حسگرهای ساحلی و سامانههای موشکی متحرک ندارد. هشدار سازمان دریانوردی آمریکا نیز با درخواست هماهنگی، گزارش رفتارهای غیرعادی و تطبیق دادهها، همین آسیبپذیری را تأیید میکند.
فرماندهی مرکزی آمریکا در ۲۷ اوت اعلام کرد مسیرهای بینالمللی تنگه از مینهای ایرانی پاک شدهاند، اما منابع تخصصی نیروی دریایی آمریکا از خلأ موجود در حوزه مقابله با مین خبر میدهند.
گزارش مؤسسه نیروی دریایی آمریکا نشان میدهد با خروج بالگردهای MH-۵۳E و بازنشستگی ناوهای کلاس اَوِنجِر، نیروی دریایی آمریکا ظرفیت سنتی ضد مین خود را در منطقه از دست داده و مجبور است بر سامانههای جدید سرنشیندار و بدونسرنشین تکیه کند.
از سوی دیگر، مینروبی یک وضعیت ثابت ایجاد نمیکند. روزنامه والاستریت ژورنال تأکید کرده که چالش اصلی واشنگتن، قابلیت ایران برای استفاده از روشهای ساده، پراکنده و کمهزینه در مینگذاری است. آمریکا مجبور است برای مقابله با این قابلیت ارزان، شبکهای گرانقیمت از هواپیماها، شناورها و تجهیزات ضد مین را مداوم درگیر نگه دارد.
همچنین، ادعای آمریکا درباره آمادهسازی سامانههای شلیک موشک حامل مین در جزیره لارک با تردیدهایی مواجه شده است.
هارلان اولمن، افسر بازنشسته نیروی دریایی آمریکا، در گفتوگو با الجزیره استدلال کرد برخورد سخت موشک با آب میتواند به مین آسیب بزند، اما ایران در رزمایشهای گذشته استفاده از راکت برای پراکندهسازی مین را نشان داده است؛ و این یعنی عدم اطلاعات کافی از ویژگیهای فنی قابلیتهای ایران خود میتواند بنبستی برای رسیدن سریع به اهداف، ولو کوتاهمدت، باشد.
ایران برای تداوم تهدید نیازی به شبکهای کاملاً سالم ندارد. گزارش مؤسسه مطالعات جنگ میگوید تهران پس از آسیب دیدن رادارها به روشهای سادهتر روی آورده است. اگرچه این روش ممکن از در نگاه اول بهینه نباشد، اما برای ایران دستیابی به هدف کافی برای یک حمله محدود کاملاً کفایت میکند؛ چراکه برای ایجاد بازدارندگی، تنها کافی است طرف مقابل مطمئن نباشد که عبور بدون خطر امکانپذیر است.
در تایید این نکته دادههای شرکت «کپلر» (منتشره در رویترز، دوم سپتامبر) نشان داد تنها ۴ شناور تجاری از هرمز عبور کردهاند، درحالیکه میانگین دهروزه حدود ۱۳ شناور بوده است.
حملات ۳۰ و ۳۱ اوت به دو نفتکش «سدر» و «سنگال پروپریتی» نیز در نزدیکی خصب عمان (هر کدام حامل حدود ۲ میلیون بشکه نفت خام سعودی) درست زمانی رخ داد که آمریکا مدعی بازکردن کریدور جنوبی و اسکورت دهها نفتکش بود.
سوای اینکه مبدا اصلی حمله چه و کجا بوده مؤسسه مطالعات جنگ نتیجه گرفته که این حملات نشان میدهد چرخه کشف و درگیری ایران بهطور کامل از کار نیفتاده است. بعنوان مثال مقامهای آمریکایی در اواخر اوت از عبور ۲۰ تا ۳۰ نفتکش در هر شب سخن گفتند، اما دادههای مستقل کاهش تردد را نشان دادند. یک کریدور زمانی واقعاً امن است که شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و اپراتورهای بندری آن را پایدار بدانند.
ایران با کاهش کیفیت اطلاعات دشمن مواجه است. وقتی موقعیت ماهوارهای دقیق نیست، AIS خاموش است، رادار ساحلی آسیب دیده و شناورهای کوچک در میان ترافیک حرکت میکنند، سرعت تصمیمگیری آمریکا کاهش مییابد.
جغرافیای ساحلی به ایران اجازه میدهد با منابع سادهتر، مسابقه «فرسایش آگاهی» را پیش ببرد.
آینده هرمز با تعداد ناوها یا موشکها سنجیده نمیشود، بلکه به حفظ چرخه «حسگر–داده–تصمیم–درگیری» بستگی دارد. آمریکا مزیت بزرگی در ماهوارهها، هواپیماها و سامانههای بدونسرنشین دارد، اما این معماری به اتصال مداوم و کیفیت داده وابسته است.
ایران با پراکندگی، تحرک، حسگرهای جایگزین و جنگ الکترونیک، هزینه حفظ این تصویر اطلاعاتی را بالا میبرد.
آنچه در جنوب هرمز رخ میدهد آزمون یک مفهوم بنیادی است: آیا یک قدرت برتر فناورانه میتواند در محیطی متراکم، برتری اطلاعاتی خود را شبانهروزی حفظ کند؟ تا کنون پاسخ قطعی مثبت نیست.
کنترل آمریکا مطلق نشده و تداوم اختلالات نشان میدهد تا زمانی که ایران بتواند تصویر اطلاعاتی آمریکا را مختل کند، برتری دریایی آمریکا به معنای سلطه کامل بر محیط اطلاعاتی هرمز نخواهد بود.
منبع: فارس