گنجینه‌های طلا و برنز چند هزارساله هخامنشی و نسخ خطی نایاب ایران، در چمدان‌های دیپلماتیک و بی‌آنکه پلیس جلوی آن‌ها را بگیرد، از کشور خارج و سر از موزه‌های تل‌آویو درمی‌آورد.

باشگاه خبرنگاران جوان- «مرتباً در چمدان‌های یهودیانی که به اسرائیل می‌روند، اشیای عتیقه ایرانی به خصوص نسخ خطی کتب مختلف مخفی شده و بدون جلوگیری پلیس وارد اسرائیل می‌شود…»؛ این جملات دست‌نویس اردشیر زاهدی، وزیر امور خارجه رژیم پهلوی در سال ۱۳۴۷ (۵۸ سال قبل) است. 

سندی که پرده از یک واقعیت تلخ برمی‌دارد: دربار پهلوی نه تنها مرز‌های سیاسی و رسانه‌ای کشور را به حراج صهیونیست‌ها گذاشته بود، بلکه حتی گنجینه‌های چند هزارساله و میراث هخامنشی و ساسانی ایران را در چمدان‌های سرّی به موزه‌های تل‌آویو هدیه می‌داد! 

ابعاد این فاجعه ملی زمانی عمیق‌تر می‌شود که بدانیم حجم آثار باستانی و نسخ خطی سرقت‌شده از ایران در موزه «بتصئیل» تل‌آویو به حدی رسید که مدیر این موزه طی نامه‌ای رسمی به نمایندگی ایران در تل‌آویو خواستار اعزام فوری دو مرمت‌کار متخصص ایرانی برای بازسازی ظروف سرامیکی، برنزی و طلاآلات دوره هخامنشی و ساسانی شد!

در همان سال‌ها، محسن فروغی (فرزند محمدعلی فروغی) نیز با خروج بیش از ۳۰۰ اثر باستانی باارزش به اسرائیل، نمایشگاهی از گنجینه‌های چند هزارساله ایرانی برگزار کرد و افتخار خود را پیروی از منشور کوروش نامید؛ در حالی که عتیقه‌ها و نسخ خطی کشور تحت نظارت و حمایت مستقیم «یعقوب نیمرودی»، از عناصر ارشد موساد و ساواک در تهران، در قالب «محموله‌های سرّی» بی‌هیچ مانعی از مرز‌ها خارج می‌شدند. 

اما غارت مادی میراث ملی، تنها یک روی سکه پیوند شوم پهلوی و تل‌آویو بود. صهیونیست‌ها برای تثبیت این نفوذ و شستشوی افکار عمومی جامعه ایران، خط نفوذ نرم را نیز هم‌زمان کلید زدند. 

کلیدی‌ترین ابزار این عملیات روانی، راه‌اندازی بخش فارسی «رادیو اسرائیل» در ۲۵ اسفند ۱۳۳۷ بود که برنامه‌های روزانه خود را در روز‌های سه‌شنبه و جمعه از ساعت ۱۸:۳۰ به وقت تهران روی آنتن می‌برد. این رادیو با بودجه مستقیم وزارت خارجه اسرائیل و تحت نظارت دستگاه‌های امنیتی تل‌آویو اداره می‌شد و دستگاه‌های امنیتی تل‌آویو آن را نه یک رادیوی معمولی، بلکه اصلی‌ترین شریان حیاتی خود در تهران می‌دانستند.

روزنامه اسرائیلی «عل همیشمار» در مورخ ۲۳ بهمن ۱۳۵۶ در مقاله‌ای صریح پیرامون نقش و اهمیت این رادیو برای دستگاه دیپلماسی تل‌آویو می‌نویسد: 

«سخن‌پراکنی رادیو اسرائیل به زبان فارسی پل هوایی حیاتی بین ایران و اسرائیل محسوب می‌گردد…

وزارت خارجه اسرائیل به خاطر اهمیت سیاسی و اطلاعاتی این سخن‌پراکنی‌ها بودجه‌ای برای این بخش تعیین کرد. اهمیت این سخن‌پراکنی را نمی‌توان ارزیابی کرد؛ بخش فارسی رادیو اسرائیل تقریباً تنها رابطه عمومی کشوری است که در موفقیت آن شک و تردیدی وجود ندارد.» 

بر اساس اسناد تاریخی، پهلوی دوم فضا را برای مهره‌های وابسته‌ای، چون «منوچهر امیدوار» هموار ساخت تا وی پس از مهاجرت به بیت‌المقدس در سال ۱۹۵۹، صدای اسرائیل را به یکی از پرشنونده‌ترین برنامه‌های فارسی‌زبان تبدیل کند. 

حتی زمانی که در تیرماه ۱۳۵۷ پارلمان اسرائیل (کنست) به دلیل کمبود بودجه بحث تعطیلی این بخش را مطرح کرد، «موشه قصاب» (موشه کاتزاو — نماینده ایرانی‌الاصل حزب لیکود) با اشاره به ضرورت حفظ ارتباط با بیش از ۸۰ هزار یهودی ایرانی‌الاصل، مانع از تعطیلی آن شد و آژانس یهود متعهد به تأمین بودجه مستمر آن شد. 

نفوذ فرهنگی صهیونیست‌ها در دربار پهلوی به حدی عمق یافته بود که نهاد‌های دولتی و حتی کاخ شاه در خدمت پروپاگاندای تل‌آویو قرار گرفته بودند. در نوامبر ۱۹۷۵ (۱۳۵۴)، شموئل کتص (نقاش اسرائیلی) با هماهنگی مسئولان پهلوی نمایشگاهی از ۳۲ اثر نقاشی خود از شهر‌های اصفهان، شیراز، آبادان و تخت‌جمشید را در گالری نمازی تهران برگزار کرد.

در مراسم افتتاحیه این نمایشگاه، نمایندگان کاخ فرح پهلوی، منشی خصوصی ملکه، مقامات شهرداری، نمایندگان وزارت خارجه و ثروتمندان وابسته حضور یافتند.

همچنین در سال ۱۳۴۵، پرچم رژیم صهیونیستی در سینما دیاموند تهران به مناسبت فستیوال فیلم‌های کودکان و نوجوانان (تحت سرپرستی مستقیم شاه) به اهتزاز درآمد و مدال طلای فستیوال به فیلم اسرائیلی «کودک ولگرد» اهدا شد. 

دامنه این تبانی فرهنگی تا جایی پیش رفت که در اردیبهشت ۱۳۵۵ و به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی، فیلم «فروغ جاودان» (درباره داستان ضحاک و فریدون بر اساس شاهنامه متروپولیتن) با حضور مرتضایی (معاون نمایندگی ایران در تل‌آویو) در موزه اسرائیل به نمایش درآمد. 

صهیون رکنی (رئیس اتحادیه ایرانیان مقیم اسرائیل و مترجم عبری نمایندگی ایران) طی ۹ ماه جلسات متعددی تحت عنوان «شب شعر» و سخنرانی درباره «حمایت شاهنشاه آریامهر از ملت یهود» و نمایش فیلم «تاجی برای ملت» برگزار کرد. 

علاوه بر این، در سال ۱۳۵۱ کاتالوگی از تمبر‌های اسرائیلی در تهران منتشر شد؛ اقدامی بی‌سابقه در تمام کشور‌های اسلامی که روزنامه اسرائیلی «داوار» با آب و تاب آن را بوق و کرنا کرد. همچنین اعزام گروه‌های هنری نظیر علی‌اکبر گلپایگانی و مهدی تاکستانی در اسفند ۱۳۴۰ به تل‌آویو، قطعه دیگری از پازل عادی‌سازی روابط بود.

امروز که رژیم صهیونیستی در جبهه‌های مختلف نظامی و منطقه‌ای دچار استیصال شده و با نبرد سایبری، ترور و شایعه‌پراکنی تمامیت ارضی و هویت ایران را هدف گرفته است، بازخوانی این اسناد زنده تاریخی حقایق مهمی را روشن می‌سازد. 

بقایای همان جریان پهلوی که روزگاری نسخ خطی و ثروت‌های ملی ایران را بی‌هیچ مانعی به صهیونیست‌ها واگذار می‌کردند، امروز نیز در کنار ماشین جنگی تل‌آویو ایستاده‌اند. مرور این سابقه نشان می‌دهد که خصومت صهیونیسم با استقلال ایران ریشه‌ای دیرینه دارد و همدستی جریان‌های وابسته با این رژیم، خیانتی دست‌نخورده در تاریخ معاصر است.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha