باشگاه خبرنگاران جوان- ۱۳ تا ۲۶ سوره ملک، انسان را از یک تصور خطرناک بیرون میآورد، اینکه اگر چیزی را پنهان کند، از نظارت الهی نیز پنهان مانده است. این آیات در ادامه یادآوری قدرت خداوند بر جهان، انسان را متوجه حقیقتی عمیقتر میکند خدا تنها اعمال آشکار انسان را نمیبیند، بلکه از آنچه در دلها پنهان میشود نیز آگاه است.
در نگاه علامه طباطبایی در «المیزان»، این آیات با کنار هم گذاشتن علم مطلق خدا، نعمتهای او و ناتوانی انسان، پایههای غفلت و غرور را فرو میریزد.
سوره ملک در آیه ۱۳ میفرماید که «وَأَسِرُّوا قَوْلَکُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» چه سخن خود را پنهان کنید و چه آشکار سازید، خداوند از آنچه در سینههاست آگاه است.
نکته مهم در این آیه، تعبیر «ذَاتِ الصُّدُورِ» است؛ یعنی خدا تنها سخنی را که بر زبان جاری میشود نمیداند، بلکه از حقیقت درونی و محتوای پنهان سینهها نیز آگاه است. علم خداوند به انسان، علمی محدود به رفتار ظاهری نیست؛ بنابراین ممکن است انسان بتواند نیت خود را از دیگران پنهان کند، اما در برابر خداوند هیچ لایه پنهانی وجود ندارد.
این نگاه، یک معیار جدی برای اصلاح رفتار انسان ایجاد میکند، ارزش عمل فقط به ظاهر آن نیست، بلکه نیت و انگیزهای که پشت آن قرار دارد نیز در محضر الهی آشکار است.
آیه ۱۴ با یک استدلال کوتاه، اما عمیق میپرسد که «أَلَا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ»؛ آیا آنکه آفریده است، نمیداند؟
این آیه رابطه میان «خلقت» و «علم» را به رخ انسان میکشد. خداوند خالق انسان و تمام ابعاد وجود اوست و بنابراین چیزی از حقیقت مخلوقش برای او ناشناخته نیست. علامه طباطبایی در المیزان، این تعبیر را در ادامه همان استدلال میداند که علم خداوند به انسان، علمی سطحی و بیرونی نیست او به موجودی که خودش آفریده، احاطه علمی دارد. از همین رو، انسان نمیتواند میان «ظاهر» و «باطن» خود در برابر خدا فاصله ایجاد کند.
در آیات ۱۵ تا ۱۸، فضای آیات از درون انسان به جهان بیرون منتقل میشود. خداوند میفرماید که «هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِنْ رِزْقِهِ».
زمین برای انسان رام شده است، امکان حرکت، زندگی، کار و بهرهبرداری از روزی را فراهم کرده است. اما بلافاصله هشدار میدهد که همین زمین آرام، میتواند به فرمان خدا دچار دگرگونی شود «أَأَمِنْتُمْ مَنْ فِی السَّمَاءِ أَنْ یَخْسِفَ بِکُمُ الْأَرْضَ».
این آیات درصدد نفی استقلال انسان و طبیعتاند. آنچه انسان «امنیت دائمی» تصور میکند، در حقیقت نعمتی وابسته به اراده الهی است. زمین زیر پای انسان قرار گرفته، اما انسان مالک مطلق آن نیست.
آیه ۱۹ یکی از تصاویر زیبای این بخش است «أَوَلَمْ یَرَوْا إِلَى الطَّیْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَیَقْبِضْنَ».
خداوند انسان را به پرندگان بالای سرش توجه میدهد، موجوداتی که بالهای خود را میگشایند و جمع میکنند و در آسمان حرکت میکنند. سپس میفرماید که «مَا یُمْسِکُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَٰنُ» جز خدای رحمان کسی آنها را نگه نمیدارد.
این تعبیر تنها توصیف یک پدیده طبیعی نیست آیه میخواهد انسان را از دیدن «عادتهای طبیعی» به دیدن «صاحب و مدبر طبیعت» برساند. همان خدایی که پرنده را در آسمان نگه میدارد، زندگی انسان را نیز در اختیار دارد.
آیات ۲۰ و ۲۱ ضربه دیگری به توهم استقلال انسان وارد میکند «أَمَّنْ هَٰذَا الَّذِی هُوَ جُنْدٌ لَکُمْ یَنْصُرُکُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمَٰنِ». اگر خداوند یاری خود را بردارد، چه نیرویی میتواند انسان را نجات دهد؟ و اگر روزی را متوقف کند، چه کسی قادر به تأمین آن خواهد بود؟
این آیات نشان میدهد که انسان در محاسبات مادی خود ممکن است به قدرت، ثروت، امکانات و پشتوانههای مختلف تکیه کند، اما هیچکدام جایگزین اتکای حقیقی به خدا نمیشوند.
آیه ۲۲ تصویری بسیار روشن از تفاوت مؤمن و غافل ارائه میکند «أَفَمَنْ یَمْشِی مُکِبًّا عَلَىٰ وَجْهِهِ أَهْدَىٰ أَمَّنْ یَمْشِی سَوِیًّا عَلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ».
انسانی که صورت بر زمین دارد و با دشواری حرکت میکند، با کسی که راستقامت در مسیر مستقیم قدم میزند، یکسان نیست. این تصویر کنایهای از وضعیت انسان گمراه و انسان هدایتیافته است. مسئله فقط «حرکت کردن» نیست، مهم این است که انسان در چه مسیری حرکت میکند.
ممکن است فردی بسیار فعال، پرتحرک و موفق به نظر برسد، اما اگر مقصد و مسیر را گم کرده باشد، حرکت او الزاماً به سعادت منتهی نمیشود.
آیات ۲۳ و ۲۴ انسان را به نعمتهای بنیادین وجودش بازمیگرداند «قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ». شنوایی، بینایی و دل و اندیشه، ابزارهایی هستند که خداوند در اختیار انسان قرار داده است، اما مسئله اینجاست که انسان کمتر شکر آنها را به جا میآورد «قَلِیلًا مَا تَشْکُرُونَ».
از منظر المیزان، این نعمتها تنها امکانات جسمانی نیستند وسیله شناخت و رسیدن به حقیقتاند؛ بنابراین مسئولیت انسان نیز متناسب با همین نعمتهاست.
در آیات پایانی این بخش، سخن به منکران قیامت میرسد. آنها میپرسند که «مَتَىٰ هَٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ» اگر راست میگویید این وعده چه زمانی تحقق پیدا میکند؟
پاسخ قرآن بسیار معنادار است، پیامبر مأمور نیست زمان آن را تعیین کند «إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ». وظیفه پیامبر، هشدار و رساندن پیام است «إِنَّمَا أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ».
به این ترتیب، آیات ۱۳ تا ۲۶ سوره ملک یک زنجیره منطقی میسازند خداوند از پنهانترین لایههای انسان آگاه است، زمین و روزی و امنیت در اختیار اوست، انسان بدون یاری او استقلالی ندارد، نعمتهای ادراکی برای شناخت حقیقت در اختیار او قرار گرفتهاند و در نهایت، روزی فرا خواهد رسید که انسان نتیجه انتخاب مسیر خود را خواهد دید.
پیام اصلی این بخش شاید همین باشد، انسان هرچقدر بتواند دیگران را فریب دهد، نمیتواند حقیقت وجود خود را از خدایی که «یَعْلَمُ بِذَاتِ الصُّدُورِ» است، پنهان کند.
منبع: فارس