باشگاه خبرنگاران جوان - مسئله مدیریت کلان جامعه و شیوه مواجهه با جریانها، اشخاص و جناحهای ناهمگون، یکی از بنیادینترین ابعاد سیره سیاسی و اجتماعی رسول گرامی اسلام (ص) است. موردی که برای تحلیل و الگوبرداری از آن در دانش حکمرانی هنوز باید مورد واکاوی قرار بگیرد. پیامبر اسلام (ص) در دوران رسالت و تشکیل حکومت، با جامعهای متکثر، نوپا و سرشار از شکافهای قبیلهای روبهرو بودند. هنر بیبدیل نبوی در این عرصه، اتخاذ رویکردی واقعگرایانه و پرهیز از تقسیمبندیهای صفر و صدی میان آحاد جامعه بود.
در گفتوگو با حجتالاسلاموالمسلمین هادی عجمی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه خراسان و مسئول پژوهش مدرسه عالی فقاهت عالم آلمحمد (ع) به این پرسش پاسخ دادهایم که چگونه مفهوم قرآنی خلق عظیم بهعنوان یک ابزار حیاتی مدیریتی و ظرفیت عظیم روحی، مبنای جذب حداکثری و حفظ اصل اسلام قرار گرفت؛ قاعدهای اصیل که ائمه اطهار (ع) و رهبران بزرگ انقلاب اسلامی نیز با تمسک به آن، بقای اصل دین و نظام اسلامی را بر منافع مقطعی و حذف شتابزده جریانهای ناهمسو ترجیح دادند.
اصل بقای اسلام و راهبرد تبدیل مخالفان به یاوران جامعه دینی
اگر بخواهیم در تحلیل سیره نبوی سخن نو، عمیق و متفاوتی ارائه دهیم که شاید برای برخی در بادی امر شگفتآور جلوه کند، باید بر این حقیقت تأکید ورزیم که پیامبر اعظم (ص) حکمرانی جامعه را بهگونهای سامان دادند که باوجود آگاهی کامل از سرشت و نیات گروههایی همچون بنیامیه و کارشکنیهای قطعی آنان در آینده؛ ظرفیت، نفوذ و توان اجتماعی این جریانها را در بستر ترویج و پیشبرد اسلام فعال کردند. شواهد تاریخی گواهی میدهند این جناحها اگرچه در باطن و براساس خاستگاه جاهلی خود قصد ریشهکنی اسلام را در سر میپروراندند، اما درنهایت وارد جغرافیای سیاسی و اجتماعی اسلام شدند، در مقاطعی ارکان قدرت و حکومت را به دست گرفتند و خواسته یا ناخواسته در تثبیت ظاهر دین، صیانت از مناسک و استمرار نهاد خلافت و ساختار عمومی جامعه اسلامی ایفای نقش کردند. این منطق حکمرانی پس از رحلت نبی مکرم (ص) نیز در سیره ائمه اطهار (ع) استمرار یافت. امیرالمؤمنین علی (ع)، امام حسن مجتبی (ع) و حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در تمامی صحنههای پیکار، قیام یا صلح و مدارای سیاسی، دقیقاً همین راهبرد بنیادین را دنبال میکردند تا کلان جامعه را به سمت تعاون و همافزایی بر محور خیر و نیکی رهنمون کنند. از این رو، باید دریافت معجزه عظیم رسالت پیامبر (ص) در عرصه مدیریت اجتماعی، گردآوری مردم حول کلمه حق و تبدیل کسانی بود که تا پیش از آن، دستشان به خون فرزندانشان آلوده بود و در گرداب بتپرستی و جهالت غوطهور بودند؛ پیامبر (ص) از چنین جامعهای یاوران دین و مدافعان توحید ساخت.
مراتب تشکیکی تعاون و مرزبندی با رویکرد صفر و صدی
مفهوم قرآنی تعاون و همیاری بر پایه آیه دوم سوره مائده «.. تَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ..» مفهومی مشکک، دارای درجات و لایههای گوناگون است. یک بعد از مدیریت نبوی، تربیت و پرورش انسانهای تراز اول و نخبگان مؤمنی، چون سلمان فارسی و ابوذر غفاری است. افرادی که قلههای ایمان و ولایتمداری را فتح میکنند؛ اما بعد دیگر حکمرانی، مدیریت عموم تودهها و جریانهایی است که باید رفتارهای آنان را بهگونهای مهار کرد که حتی در صورت نرسیدن به ایمان کامل، دستکم وارد حیطه همکاری در گناه، ستم و عدوان نشوند یا دستکم مشارکت آنان در مسیر فساد و طغیان به کمترین حد ممکن برسد.
اولیای الهی و پیامبران خدا همواره میکوشیدند این شاخصه تعاون را گسترش دهند، هرچند در یک ساختار اجتماعی ممکن است دستیابی صددرصدی به این هدف برای تمام افراد میسر نشود. نکته بنیادین در این الگو، نفی نگاههای سیاه و سفید و صفر و صدی به انسانهاست. این واقعیت که پس از پیامبر (ص) عدهای از خواص، ضعفهای درونی و نقص ایمان خود را آشکار کردند، مانع از آن نیست که نقش مؤثر و حمایتی آنان در روزگار حضور پیامبر (ص) را نادیده بگیریم. حکمرانی پیامبر (ص) بر مبنای درک عمیق واقعیتها و کاستیهای روانشناختی انسانها پیریزی شده بود تا پس از ایشان، اساس اسلام دستخوش نابودی کلی نشده و سرنوشت فروپاشی کامل حکومت مانند دوره پس از حضرت سلیمان (ع) تکرار نشود.
بهرهگیری اهلبیت (ع) از ارکان قدرت برای پاسداری از شریعت و قرآن
بررسی تاریخ اسلام آشکار میکند که بنیامیه و بنیعباس با وجود تمامی انحرافات ساختاری؛ در سطح کلان، حامل و توسعهدهنده جغرافیای ظاهری اسلام شدند. در چنین بستری، اهلبیت عصمت و طهارت (ع) برای حفظ اصل و ظاهر اسلام و صیانت از کتاب خدا، در مقاطع متعددی به خلفا و حاکمان مشاوره و یاری میرساندند. نمونههای تاریخی نظیر راهنمایی امام صادق (ع) در حوزه اقتصاد و نحوه ضرب سکه اسلامی و همچنین گرهگشاییهای مستمر ائمه (ع) در معضلات پیچیده حکومتی، رفع بحرانها و تصحیح قضاوتهای نادرست حکمرانان، دقیقاً در راستای همین دکترین کلان معنا پیدا میکند. پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) محیط بازیگری جامعه را چنان هدایت میکردند که جریانهای مختلف، حتی بدون قصد قبلی یا با انگیزههای دنیوی، در مسیر دوام و استمرار اسلام حرکت کنند. اگر این تدبیر و حکمرانی همهجانبه وجود نداشت، اصل اسلام، قرآن کریم و میراث نبوی به نسلهای آینده و ما نمیرسید و همهچیز در همان قرون اولیه مضمحل میشد. این همان وظیفه خطیر پیامبران است که محور تمام اقدامات خود را حفظ اصل دین قرار دادند.
سیره رهبران انقلاب در صیانت از اصل نظام و مدیریت تنوع سلایق
در دوران معاصر نیز اصل مترقی که حضرت امام خمینی (ره) همواره بر آن تأکید داشته و میفرمودند «حفظ اصل نظام از اوجب واجبات است»، ریشه مستقیم در مکتب و سنت حکمرانی پیامبر اعظم (ص) دارد. پیامبر اکرم (ص) در موارد متعددی به مقتضای مصلحت کلان امت از حقوق حقه خود چشمپوشی کردند؛ ایشان فرجام امور، تحرکات آینده منافقان و حتی رنجها و ستمهایی را که بر خاندان پاکشان روا داشته میشد با علم الهی میدانستند، اما به خاطر حفظ موجودیت اسلام و رسیدن پیام توحید به اقصی نقاط جهان از آسیا تا آفریقا، راهبرد مدارا و بهرهگیری از ظرفیتها را برگزیدند. حکمرانی مطلوب دینی نیازمند رویکردی فراگیر و جمعکننده است؛ رویکردی که بتواند تمامی سلایق و گرایشها را حول برافراشتن پرچم توحید و اقامه کلمه «لا اله الا الله» در جهان گرد آورد، اعم از جریانهایی که دارای بصیرت کامل، درک عمیق و التزام به ولایت اهلبیت (ع) هستند و جریانهایی که در لایههای اعتقادی و فکری همراستا نبوده، اما به ظواهر شرع و منافع ملی پایبندی نشان میدهند. چنین مدیریتی نیازمند سعهصدر و ظرفیت اخلاقی فوقالعادهای است؛ زیرا افراد فاقد بینش راهبردی، با مشاهده کمترین زاویه یا اختلافنظر، اقدام به طرد افراد و جریانها کرده و سرمایههای انسانی را ضایع میکنند. خداوند متعال راز موفقیت پیامبر (ص) را در آیه شریفه «وَإِنَّکَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ» بیان فرموده است؛ خصلتی که شرط بنیادین برای رهبری جامعه به شمار میرود. تجلی این الگو را در سیره رهبران انقلاب اسلامی نیز میتوان دید؛ جایی که دولتها و تشکلهای گوناگون سیاسی از هر طیفی با آرای مردم به میدان خدمت وارد میشوند و با وجود تمام تفاوتها، رهبر معظم انقلاب در هر دورهای، با خلقی فراگیر و جامعنگر ظرفیت آنان را ذیل منافع عالی کشور و اسلام مدیریت میکنند.
اخلاق مدیریتی و تبیین قرآنی بردباری در برابر طعنههای سیاسی
امام خمینی (ره) نیز در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، دایره وسیعی از گروهها و چهرهها را در مدیریت کشور مشارکت دادند. خط قرمز در این شیوه، تنها زمانی بود که جریانی بهطور علنی و رسمی در برابر احکام صریح اسلام شمشیر میکشید؛ مانند موضعگیری جریان بازرگان و جبهه ملی علیه لایحه قصاص که آن را حکمی غیرانسانی نامیدند و در آن نقطه، حضرت امام (ره) قاطعانه آنان را کنار زدند. همچنین درخصوص شخصیتهایی دیگر با مطالعه تاریخ انقلاب متوجه میشویم تا زمانی که ضربه قطعی و بنیادین بر اصول جمهوری اسلامی وارد نشده بود، در ساختار حضور داشتند و از خدماتشان استفاده میشد. این ظرافت در مرزبندی میان مدارا با ضعفها و ایستادگی در برابر اخلال در اصل اسلام، جوهره مدیریت نبوی است. تفسیر آیه شریفه «وَإِنَّکَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ» در این موقعیت تنها یک فضیلت فردی نیست، بلکه یک ویژگی راهبردی برای تحمل آحاد مردم و اداره جامعه است. در صدر اسلام، برخی افراد کوتهبین به سبب نرمشها و گستردگی پذیرش پیامبر (ص) زبان به طعنه میگشودند و گمان میبردند ایشان از باطن و نفاق افراد بیخبرند، در حالی که حضرت همه حقایق را میدانستند، اما برای جلوگیری از انشعاب و حفظ جامعه اسلامی، شکیبایی پیشه میکردند. قرآن کریم با سوگند به قلم و نوشتهها در آیات سوره مبارکه قلم میفرماید: «ن وَ الْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ وَإِنَّ لَکَ لَأَجْرًا غَیْرَ مَمْنُونٍ وَإِنَّکَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ». خداوند اتهام نابخردی و جنون را که دشمنان به سبب شیوه فراگیر مدیریتی حضرت مطرح میکردند رد و تأکید میکند این شیوه ناشی از خلق عظیم و توانمندی بینظیر روحی ایشان است. قرآن تصریح میکند بهزودی حقایق روشن خواهد شد: «فَسَتُبْصِرُ وَیُبْصِرُونَ»؛ آینده نشان خواهد داد این بردباری و باز نگه داشتن درهای شریعت، چگونه اسلام را به دین فراگیر و قدرتمند جهان مبدل میکند.
افق تمدنی امت اسلامی در گسترش جهانی دین
به عنوان نکته پایانی باید اشاره کرد امروز وعده الهی در گسترش جهانی اسلام تحقق یافته و این آیین الهی با شتاب در سراسر گیتی ازجمله کشورهای اروپایی رو به فزونی است؛ بهگونهای که اسلام در آستانه تبدیل شدن به نخستین دین پرجمعیت و اثرگذار در جهان معاصر قرار گرفته است. بخشی از این امتداد تمدنی و تاریخی، توسط برادران اهلسنت پیگیری و منتشر شده است، برادران مسلمان ما که در اروپا و سراسر جهان راویان و مبلغان توحید و دین خاتم به شمار میروند. این دستاورد حاصل آن است که پیامبر (ص) مسیر اسلام را در انحصار یک فرقه و نگرش قرار ندادند، بلکه میدانی فراخ و جهانی برای آن گشودند. خداوند در آیات بعد میفرماید: «إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ»؛ یعنی تشخیص نهایی مراتب هدایت و ضلالت با پروردگار است و آیندگان برکات و ثمرات خلق عظیم نبوی را با چشم خود خواهند دید. امروز جامعه و نظام اسلامی بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازخوانی و کاربست این الگو در عرصه حکمرانی است. باید ظرفیت تحمل، مدارا و همگرایی را از پیامبر اعظم (ص) فراگرفت و تنوع سلایق، تفاوت دیدگاهها و گوناگونی اقوام و مذاهب را حول محور «تعاون علی البرّ و التقوی» به فرصتی برای تقویت و اعتلای درخت تنومند اسلام و نظام بدل کرد؛ چراکه هنر واقعی حکمرانی دینی، حفظ انسجام، همافزایی نیروها و پاسداری از خیمه اصلی دین در برابر چالشهای زمانه است.
منبع: روزنامه قدس