باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد رستمپور - سهلِ ممتنع مانند برنامهسازی دینی در تلویزیون. سهل، چون گمان میکنی محتواسازی از مفاهیم یا رویدادهایی که برای مخاطب، درونی شده و توضیح و تبیین فراوانی نیاز ندارد؛ آسان است. کافی است به سبک و سیاق مدیوم «تلویزیون» در جهان امروز، گفتگویی دو یا چند نفره ترتیب بدهید و به آنها وقت کافی بدهید تا در مورد درونیات خودشان حرف بزنند و ممتنع، چون که نیک بنگری، به ویژه در چند سال اخیر، تجربیات شکستخورده در این حوزه فراوانند.
شکست در یک برنامه یعنی برنامه به ضد خود تبدیل شود یا سهم قابل اعتنایی از تماشا را نگیرد. در اولی، راهبری محتوا به گونهای که به موضوع زاویه دید یا سیر معنایی جدیدی بدهد، گاهی به دلیل تلاش برای حرف عجیب زدن یا خرق عادت کردن، مخالف باورها و هنجارهای مرسوم، تصویر میشود و در نتیجه، به جای آگاهیبخشی دینی، به دستمایهای سیاسی و جناحی برای دعواهای یک بار مصرف رسانهای تبدیل میشود و در دومی، به دلیل پرشمار بودن تولیدات رسانهای در تلویزیون و پلتفرمها، تهیهکنندگان سعی میکنند بدنامی پیشه کنند و جریانی رسانهای راه بیندازند تا از وجود یک برنامه مخاطب را مطلع سازند.
اما «دچار» به هیچ یک از این دو مبتلا نشده است و به شرط آنکه تداوم داشته باشد، میتواند به یک تجربه موفق تلویزیونی در برنامهسازی معارفی تبدیل شود. «دچار» سه ویژگی مهم دارد: اولاً یک برنامه ترکیبی است. بدین معنا که کوشش شده بخشهای مختلفی از یک محتوا به کمک مفصلهایی جذاب به هم پیچ شوند. اگرچه آن بخشها، همه گفتوگو هستند.
یک بخش تبیینی، یک بخش سندپژوهی و یک بخش تجربه زیسته در کنار هم نشان میدهند رخداد عاشورا در عین وزانت و سنگینی چگونه میتواند تعلق ایجاد کند و به یک تجربه درونی برای یک فرد تبدیل شود. این آخری پیشتر در قالبهایی مانند «از حسین بگو» به سوژهای برای ایجاد شکلی از یک برنامه انجامیده بود، اما در «دچار» نسبت تجربه فردی و موقعیت اجتماعی آن هم جنگ رمضان که خود نمونهای از یک مقابله و ستیز با ظالم است، برجسته میشود.
در بخش سندپژوهی، آنچه قابل اعتناست، ارتباط معنایی و محتوایی آنچه از عاشورا میدانیم، با سیر بزرگداشت یا پرداخت به موضوع در طی تاریخ است که اهمیت مییابد؛ و در بخش تبیینی، یک سخنران آشنا از محتواهایی میگوید که بکر و دستنخورده هستند تا برنامه به هدف خود یعنی معرفتافزایی نزدیک شود. ثانیاً دچار در شبکه نسیم پخش میشود. نسیم در نگاه مخاطب عام یک شبکه برای سرگرمی و تفریح است، اما در محرم و صفر تماماً به یک درگاه نشر محتواهای معارفی تبدیل میشود که هم بر آن است حرمت ماه عزا را حفظ کند و هم از کلیشههای مرسوم در برنامهسازی معارفی فاصله بگیرد.
از این نظر است که به رویداد بها میدهد و تلاش میکند موقعیت سخن گفتن از مناسبتهای ماه عزا را تغییر دهد تا با آشنازدایی از ذهن مخاطب، تجربههای جدیدی برای او ترسیم کند. «دچار» این را دانسته و کوشید با تغییر دکور در اجزای مختلف، به سمت توجهگیری از ذهن مخاطب حرکت کند، اگرچه ضبط در فضای استودیو، فرصت بیشتری برای به مقصود رساندن این هدف به تهیهکننده نداده است.
ثالثاً «دچار» زمانمند است، به این معنا که امضای محرم و صفر ۱۴۰۵ را دارد و این خصیصه، اتفاقاً امتیاز این برنامه است؛ چرا که ناظر به آنچه وقوع است، سخن میگوید و چه بسا باید گفت با یک زبان «بهروز» عاشورا را روایت میکند.
اما آنچه «دچار» و نه تنها برنامههای معارفی، بلکه همه برنامههای تلویزیونی در سیمای جمهوری اسلامی ایران یا پلتفرمهای تلویزیونی بدان دچارند، پراکندگی مخاطب است. خلاف آنچه عدهای در پی تلقین آنند، تکثر رسانهای به دلیل بیاعتمادی سیاسی یا فاصله هنجاری نیست، بلکه به سبب تغییر در الگوی مصرف رسانهای است که شخصی، موبایلی و تا اندازهای نیز غیرمنظم شده. در واقع، هر برنامه تلویزیونی برای آنکه بازدید بیشتری بگیرد، باید به دنبال تسری محتواهای خود در درگاههایی است که امکان جذب مخاطب بیشتری دارد.
برنامه موفق تلویزیونی، تنها نباید محتوا را راهبری کند، بلکه باید به فکر برندینگ، شیوه صحیح توزیع و نشر، نوع چینش محتوا نیز باشد. در چنین صورتی است که یک تولید یا محتوا، فراگیری بیشتری مییابد و در نتیجه این گستره، مخاطبین خاص بیشتری پیدا خواهند شد. با این حال، «دچار» چیزی از دست نداده است و میتواند در فصلهای بعدی، مسیر درستی که طی کرده، تثبیت کند و البته در پی کسب امتیازات بالاتری باشد که همه محتواهای رسانهای به ویژه برنامههای معارفی در پی تحصیل آنند.