باشگاه خبرنگاران جوان - نرگس فلاح، خبرنگار شبکه اسپانیاییزبان هیسپانتیوی، فعالیت رسانهای خود را از نگارش ستونهای خبری در انجمن دانشجویی زبان اسپانیایی آغاز کرده است. او در حال حاضر دانشجوی دکتری زبانشناسی کاربردی در دانشگاه علامه طباطبایی است و مدرک کارشناسی خود را در رشته زبان و ادبیات اسپانیایی دریافت کرده است.
ورود حرفهای فلاح به عرصه روزنامهنگاری با فعالیت به عنوان دبیر خبر در وبسایت هیسپانتیوی رقم خورد. او پس از آن به اتاق خبر این شبکه پیوست و به عنوان دبیر خبر به فعالیت خود ادامه داد و اکنون حدود سه سال است که به عنوان خبرنگار تلویزیونی مشغول به کار است؛ مسیری که به گفته خودش، با افتخار آن را ادامه میدهد.
فلاح در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران جوان درباره تعهد یک خبرنگار به روایت حقیقت، بهویژه در شرایطی که روزنامهنگاران با فشارهای سیاسی، سانسور یا خطرات امنیتی مواجه هستند، گفت از همان روزی که این مسیر را انتخاب کرده، میدانسته که راه آسانی پیش رو ندارد؛ بهویژه زمانی که مخاطبان یک رسانه، بخشی از جهان را تشکیل میدهند که جذب و گسترش مخاطب در آن کار دشواری است.
او معتقد است وقتی فرد از ابتدا هدف و رسالت خود را مشخص کرده باشد، تحمل سختیهای این مسیر آسانتر میشود. به باور او، رسالتش به عنوان خبرنگار، روایت حقیقت و بازتاب آن بخش از واقعیتهایی است که گاهی در هیاهوی رسانهها گم میشوند. بنابراین، فشارهای سیاسی، سانسور یا هر مانع دیگری را بخشی از مسئولیت حرفهای خود میداند و معتقد است نباید اجازه داد این عوامل بر اصل روایت حقیقت غلبه کنند.
این خبرنگار، یکی از بزرگترین چالشهای امروز روزنامهنگاری مستقل را تعدد صداها و روایتها در فضای رسانهای میداند. به گفته او، امروزه تقریباً هر فردی میتواند خود یک رسانه باشد و همین مسئله تشخیص اخبار دقیق از اطلاعات نادرست را دشوارتر کرده است.
در چنین شرایطی، فلاح وظیفه یک روزنامهنگار را جلب اعتماد مخاطب و ترغیب او برای شنیدن روایت خبرنگار میداند. از نگاه او، چالش دیگر، آشکار کردن روایتهای نادرست و تحریفشده است؛ چرا که گاهی یک رویداد به سادگی با روایتی کاملاً معکوس در رسانهها منتشر میشود و نشان دادن واقعیت، بهویژه برای مخاطبانی که از نظر زبان و فرهنگ با خبرنگار متفاوت هستند، کار دشواری است.
فلاح درباره دشوارترین گزارشهایی که در دوران فعالیت حرفهای خود به عنوان خبرنگار هیسپانتیوی پوشش داده، میگوید پاسخ دادن به این سؤال آسان نیست، زیرا هر گزارش، چالشهای فنی و اجرایی خاص خود را دارد؛ از هماهنگیها گرفته تا شرایط تولید.
با این حال، او دو گزارش را بیش از همه دشوار میداند. نخستین مورد، مربوط به ساعات اولیه حمله رژیم صهیونیستی در جریان جنگ دوازدهروزه است. او در خیابان نارمک تهران شاهد فروریختن یک خانه بود و بعداً مشخص شد که یک دانشمند هستهای به همراه چهار عضو خانوادهاش در آنجا شهید شدند. فلاح میگوید دیدن مردمی که از زیر آوار بیرون آورده میشدند، صحنهای است که هرگز از ذهنش پاک نخواهد شد.
دومین گزارش دشوار برای او، مربوط به مراسم وداع با پیکر رهبر شهید در مصلای تهران بوده است. فلاح میگوید پیش از آن، بارها برای تهیه گزارش به بیت رهبری رفته بود و همیشه تلاش میکرد در حالی که ایشان در حال سخنرانی بودند، پلاتوی خود را ضبط کند. اما این بار، وقتی پشت سرش را نگاه میکرد و تابوتها را میدید، هنوز باور آنچه را که میدید برایش دشوار بود؛ چه برسد به اینکه بخواهد آن را گزارش هم بدهد.
این خبرنگار درباره مسئولیت روزنامهنگاران بینالمللی در پوشش جنگها، درگیریها و بحرانهای انسانی نیز معتقد است که در چنین شرایطی، نقش خبرنگار کاملاً محوری است. به گفته فلاح، خبرنگاری که در محل وقوع رویداد حضور دارد، تنها یک ناظر نیست؛ بلکه مسئولیت ثبت بخشی از تاریخ را بر عهده دارد. وظیفه خبرنگاران این است که واقعیت را با دقت، صداقت و مسئولیتپذیری روایت کنند، اطلاعات را پیش از انتشار راستیآزمایی کنند و اجازه ندهند اخبار نادرست یا فضاسازیهای رسانهای جای حقیقت را بگیرند.
او در کنار این مسئولیت، حفظ کرامت انسانی قربانیان را نیز ضروری میداند و تأکید میکند که خبرنگاران باید صدای کسانی باشند که معمولاً فرصت یا امکان رساندن صدای خود را به جهان ندارند. فلاح بر این باور است که خبرنگاری در زمان جنگ، فقط انتقال خبر نیست؛ بلکه ثبت حقیقت برای نسلهای آینده است.
او درباره تأثیر فعالیت در هیسپانتیوی بر تجربهاش به عنوان یک خبرنگار بینالمللی میگوید فعالیت در کنار تیم خبری این شبکه، تجربههای بسیار ارزشمند و فراموشنشدنی برایش رقم زده است. به گفته او، این همکاری نگاهش را به اتفاقات و حتی به حرفه خبرنگاری تغییر داده است. بسیاری از رویدادهایی را که پیش از این فقط از پشت صفحه تلویزیون میدیده، این بار از نزدیک لمس کرده و متوجه شده است که فاصله میان دیدن یک خبر و حضور در متن آن، بسیار عمیق است.
او یکی از مهمترین ویژگیهای کار در هیسپانتیوی را این میداند که باور دارد روایت این شبکه بر پایه واقعیت است و با صداقت به مخاطب ارائه میشود. او همچنین میگوید در هیسپانتیوی آموخته است که حتی اگر سهمش کوچک باشد، میتواند صدای مردم کشورش را به گوش مخاطبانی برساند که شاید از نظر زبان و فرهنگ با آنها متفاوت باشند، اما دغدغههای مشترکی مانند عدالت و انسانیت دارند.
این خبرنگار در پیامی به جوانانی که رویای خبرنگار شدن دارند، میگوید خبرنگاری حرفهای هیجانانگیز و در عین حال بسیار دشوار است. به گفته فلاح، این شغل فراز و فرودهای زیادی دارد و خبرنگار هر روز با انسانها و سرنوشت آنها سروکار دارد. گاهی باید تلخترین لحظات زندگی دیگران را روایت کند و این کار از نظر روحی بسیار سنگین است.
او تأکید میکند که در این حرفه، همه چیز اهمیت دارد؛ از نوع روایت گرفته تا واژههایی که انتخاب میشوند. ممکن است یک خبرنگار روزی برای انجام یک مصاحبه مجبور شود ساعتها در شرایط سخت منتظر بماند، از داربست بالا برود یا زیر گرمای شدید، ارتباط زنده برقرار کند.
با این حال، فلاح معتقد است در کنار تمام این سختیها، خبرنگاران همیشه باید به یاد داشته باشند که در حال ثبت لحظات تاریخی هستند. به باور او، روایت خبرنگار میتواند بر افکار عمومی تأثیر بگذارد و حتی جریانساز باشد. اگر خبرنگار بداند چرا این حرفه را انتخاب کرده و مسئولیتش در قبال آن چیست، عبور از سختیهای این مسیر بسیار آسانتر خواهد بود.