باشگاه خبرنگاران جوان - همزمان با پایان درگیریهای مستقیم میان جمهوری اسلامی ایران، آمریکا و رژیم اسرائیل و پایان تجاوز وحشیانه به کشورمان و پاسخ قاطع نیروهای مسلح کشورمان؛ یکی از مهمترین تحولات ژئوپلیتیکی منطقه نه در آسمان، بلکه روی آبهای تنگه هرمز رقم خورد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با انتشار نقشهها و هشدارهای رسمی اعلام کرد که عبور کشتیها از تنگه هرمز باید تنها از مسیرهای اعلامشده از سوی ایران انجام شود و هرگونه استفاده از مسیرهای جایگزین بدون هماهنگی با تهران، با واکنش مواجه خواهد شد، این اقدام، فصل تازهای از رقابت بر سر کنترل یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان را آغاز کرده است.
تنگه هرمز، باریکترین و در عین حال حیاتیترین شاهراه انتقال نفت جهان است. بخش قابل توجهی از صادرات نفت خام و گاز مایع کشورهای حاشیه خلیج فارس از این مسیر عبور میکند و هرگونه تغییر در نحوه تردد کشتیها میتواند بر بازار جهانی انرژی، هزینه بیمه کشتیها و امنیت تجارت دریایی تأثیر بگذارد. به همین دلیل، هر تحول نظامی یا سیاسی در این آبراه، به سرعت به موضوعی جهانی تبدیل میشود.

در جریان جنگ، ایران کنترل امنیتی تنگه را به یکی از ابزارهای اصلی بازدارندگی خود تبدیل کرد. پس از پایان درگیریها نیز سپاه پاسداران اعلام کرد که شرایط دیگر به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهد گشت و کشتیها باید از مسیرهای تعیینشده توسط ایران استفاده کنند. این موضع در واکنش به تلاش برخی نهادهای بینالمللی و کشورهای غربی برای معرفی مسیرهای جایگزین در بخش جنوبی تنگه اتخاذ شد.
از نگاه تهران، مسیر جدید تنها یک تغییر فنی در کشتیرانی نیست، بلکه بخشی از معماری امنیتی جدید در خلیج فارس محسوب میشود. ایران معتقد است امنیت تنگه باید توسط کشورهای منطقه و بهویژه جمهوری اسلامی تأمین شود و هرگونه مسیر دریایی که بدون هماهنگی با ایران طراحی شود، فاقد مشروعیت و امنیت لازم خواهد بود.
اهمیت این مسیر از چند جهت قابل بررسی است. نخست، بعد امنیتی آن است. جمهوری اسلامی ایران میگوید با هدایت کشتیها در کریدورهای مشخص، امکان نظارت، مدیریت بحران و جلوگیری از حوادث دریایی افزایش مییابد. این مسئله از دید تهران، احتمال برخوردهای ناخواسته نظامی را نیز کاهش میدهد.

دومین اهمیت، جنبه بازدارندگی نظامی است. تجربه جنگ رمضان نشان داد که تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین اهرمهای فشار ایران در برابر آمریکا و متحدانش محسوب میشود. حفظ کنترل بر مسیر عبور کشتیها، به تهران این امکان را میدهد که در صورت تشدید تنشها، قدرت تأثیرگذاری خود بر تجارت جهانی انرژی را حفظ کند.
سوم؛ بعد اقتصادی نیز بسیار مهم است. شرکتهای کشتیرانی و بیمه بینالمللی، پس از درگیریها، هزینههای بیمه جنگ برای عبور از تنگه را افزایش دادند. کارشناسان معتقدند هرگونه نااطمینانی درباره مسیرهای عبور میتواند قیمت حملونقل دریایی و در نهایت قیمت نفت را افزایش دهد.
از منظر حقوق بینالملل نیز تنگه هرمز جایگاه ویژهای دارد. این آبراه یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی بینالمللی محسوب میشود و همواره موضوع بحث میان کشورهای ساحلی و قدرتهای فرامنطقهای بوده است.

ایران بارها تأکید کرده که در کنار احترام به اصل عبور و مرور دریایی، حفظ امنیت و کنترل تهدیدات در محدوده آبهای سرزمینی خود را حق قانونی میداند. از سوی دیگر، کشورهای غربی بر اصل آزادی کشتیرانی تأکید دارند و همین اختلاف دیدگاه، تنگه هرمز را به یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان تبدیل کرده است.
در مقابل، آمریکا و برخی کشورهای غربی تلاش کردهاند مسیرهایی را با هماهنگی نهادهای بینالمللی برای عبور کشتیها معرفی کنند؛ اقدامی که با مخالفت سپاه پاسداران مواجه شده است. فرماندهان سپاه نیز بارها تأکید کردهاند تنها مسیرهای اعلامی ایران، مسیرهای امن برای عبور از تنگه هستند و کشتیهایی که از مسیرهای دیگر استفاده کنند، مسئولیت پیامدهای آن را بر عهده خواهند داشت.
یکی دیگر از ابعاد مهم این تصمیم، تأثیر آن بر بازار جهانی انرژی است. روزانه میلیونها بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز به مقصد بازارهای آسیایی، اروپایی و دیگر نقاط جهان صادر میشود. هرگونه اختلال در این مسیر، حتی اگر کوتاهمدت باشد، میتواند موجب افزایش قیمت نفت، رشد هزینه حملونقل و نگرانی سرمایهگذاران در بازارهای بینالمللی شود. به همین دلیل، تحولات تنگه هرمز همواره از سوی دولتها، شرکتهای نفتی و مؤسسات مالی با دقت دنبال میشود.

کارشناسان نظامی معتقدند اقدام سپاه پاسداران تنها به مدیریت تردد کشتیها محدود نمیشود، بلکه بخشی از راهبرد بزرگتر ایران برای تثبیت موازنه بازدارندگی پس از جنگ است. تهران تلاش دارد این پیام را منتقل کند که در هرگونه معادله امنیتی آینده در خلیج فارس، نقش ایران قابل حذف نیست و امنیت این منطقه بدون مشارکت جمهوری اسلامی امکانپذیر نخواهد بود؛ از همین رو، کنترل مسیرهای دریایی به یکی از مؤلفههای اصلی قدرت بازدارندگی ایران تبدیل شده است.
از سوی دیگر، کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز تحولات اخیر را با دقت دنبال میکنند. اقتصاد بسیاری از این کشورها به صادرات انرژی وابسته است و هرگونه افزایش تنش در تنگه هرمز میتواند درآمدهای نفتی، تجارت دریایی و برنامههای توسعه اقتصادی آنها را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، ثبات این آبراه برای تمامی کشورهای منطقه اهمیت حیاتی دارد.
کارشناسان معتقدند این تحول، صرفاً یک اختلاف بر سر خطوط کشتیرانی نیست؛ بلکه بخشی از رقابت بزرگتر بر سر مدیریت امنیت خلیج فارس است. ایران تلاش میکند پس از جنگ، نقش خود را به عنوان بازیگر اصلی امنیت تنگه تثبیت کند، در حالی که آمریکا بر آزادی کشتیرانی و جلوگیری از اعمال محدودیتهای یکجانبه تأکید دارد.

از منظر راهبردی، اگر این سازوکار در بلندمدت تثبیت شود، میتواند معادلات دریایی منطقه را تغییر دهد. بسیاری از شرکتهای کشتیرانی ناچار خواهند شد مقررات جدید را در برنامههای عملیاتی خود لحاظ کنند و دولتها نیز باید درباره نحوه تعامل با این وضعیت تصمیمگیری کنند. در مقابل، اگر اختلافها ادامه یابد، احتمال افزایش تنشهای دریایی و رویاروییهای محدود همچنان وجود خواهد داشت.
در مجموع، مسیر اعلامشده از سوی سپاه پاسداران در تنگه هرمز تنها یک کریدور دریایی جدید نیست، بلکه نمادی از تلاش ایران برای تثبیت دستاوردهای راهبردی پس از جنگ و بازتعریف قواعد امنیتی در یکی از حساسترین آبراههای جهان است.
اینکه این الگوی جدید تا چه اندازه مورد پذیرش بازیگران بینالمللی قرار گیرد، به تحولات سیاسی و امنیتی ماههای آینده بستگی خواهد داشت؛ اما آنچه مسلم است، تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین نقاط تعیینکننده در معادلات ژئوپلیتیکی، امنیت انرژی و تجارت جهانی باقی خواهد ماند و هر تصمیمی درباره نحوه مدیریت آن میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه خلیج فارس داشته باشد.
هزار بار گفتیم برای امنیت و اقتدار و سربلندی و عزت مردم ایران سلاح هسته ای ساخت و به دنیا اعلام کنید.