باشگاه خبرنگاران جوان - واشنگتنپست اخیراً یادداشتی تحلیلی از مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، منتشر کرده است که در آن به توصیههای جنگطلبانه برخی ژنرالهای پشتمیزنشین کاخ سفید درباره ایران انتقاد میکند. این یادداشت هشدار میدهد که سیاست فشار نظامی و اقتصادی علیه ایران، برخلاف تصور برخی مقامات آمریکایی، نه تنها به پیروزی قاطع نظامی نمیانجامد، بلکه میتواند هزینههای سنگینتری برای ایالات متحده و اقتصاد جهانی ایجاد کند.
یکی از محورهای اصلی ماکس بوت، تحلیل واقعیتهای میدانی در مقابل ادعاهای اغراقآمیز ژنرالهای آمریکایی است. در این بخش، وی تأکید میکند که برخی مقامات کاخ سفید و مشاوران نظامی به شکل اغراقآمیز، موفقیت عملیاتهای نظامی احتمالی آمریکا را بزرگنمایی کرده و توان ایران برای پاسخ متقابل را دستکم گرفتهاند؛ این توهم تا جایی جلو رفته که طی روزهای گذشته رسانههای آمریکایی خبر دادند هالیوود در حال برنامهریزی برای ساخت مستندی درباره عملیات آمریکا در اصفهان است! عملیاتی که شکست سنگین آمریکاییها در پی داشت.

وی با اشاره به توان موشکی و پهپادی ایران میگوید: برخلاف تصورات عمومی و برخی توصیهها، بخش عمده ذخایر موشکی و پهپادی ایران همچنان سالم و عملیاتی است و هنوز در برابر هرگونه تهدید نظامی، قابلیت پاسخ سریع و دقیق را دارد. تصاویر منتشرشده در رسانههای داخلی ایران نشاندهنده پهپادها و موشکهای بالستیک با قابلیت هدفگیری دقیق است که حتی در صورت حمله محدود، میتواند توازن قدرت را به نفع ایران حفظ کند.
یکی از سناریوهای احتمالی افزایش شدید قیمت نفت در صورت تشدید تنشها و اختلال در عبور نفت از تنگه هرمز است. بر اساس این تحلیل، قیمت نفت میتواند بیش از ۵۰ درصد جهش کند که پیامد آن فشار تورمی جهانی و اختلال در تأمین انرژی خواهد بود. ماکس بوت خاطرنشان میکند که راهبرد محاصره اقتصادی ایران، که برخی ژنرالها آن را مؤثر میدانند، تاکنون شکست خورده است و تنها نتیجه بیاثر آن، محدودیت در تنگه هرمز و فشار بر اقتصاد جهانی خواهد بود.

دستکم گرفتن پیچیدگی و منابع مورد نیاز برای بازگشایی تنگه هرمز با زور هم موضوعی است که نباید آن را دستکم گرفت. بر اساس برآوردهای ارائهشده، برای بازگشایی این گذرگاه حیاتی نیاز به نیروی انسانی و تجهیزاتی عظیم شامل دهها ناو، ۸۰ هواپیما و ۱۰ هزار سرباز است که هر یک از این نیروها به پشتیبانی پهپادهای ایرانی آسیبپذیر خواهند بود. این سناریو نشان میدهد که هر گونه تلاش نظامی برای باز کردن هرمز بدون توافق سیاسی، با ریسک بالای انسانی و مالی همراه خواهد بود و احتمال موفقیت آن بسیار پایین است.
علاوه بر این، عملیات زمینی در عمق خاک ایران نیز ریسک بالایی دارد و کشتیها و نیروهای اعزامی ممکن است به اهداف بیحاصل و تلفات سنگین گرفتار شوند. در نتیجه، مشاوران امنیت ملی آمریکا توصیه میکنند که گزینههای نظامی باید با دقت و بر اساس واقعیتهای میدانی مورد ارزیابی قرار گیرند، نه بر اساس تحلیلهای سطحی و اغراقآمیز.

ناکامی راهبرد محاصره اقتصادی در قبال جمهوری اسلامی ایران هم قابل توجه است. آمریکا و متحدانش تلاش کردهاند تا با تحریمهای گسترده و محدودسازی دسترسی ایران به بازارهای جهانی، فشار اقتصادی بر این کشور وارد کنند. اما ایران توانسته است با راهبردهای هوشمندانه، تأثیر تحریمها را کاهش دهد و بخش قابل توجهی از اقتصاد خود را با حفظ جریان تجاری داخلی و منطقهای مقاوم کند. در این شرایط، تکیه صرف بر فشار اقتصادی و محاصره، نمیتواند راه حل مؤثری برای دستیابی به اهداف سیاسی آمریکا باشد.
تشدید تنشها و اقدام به عملیات نظامی گسترده، نه تنها پیروزی فوری و کامل به همراه نخواهد داشت، بلکه هزینههای انسانی، مالی و سیاسی سنگینی بر آمریکا تحمیل خواهد کرد. همچنین، این گزینهها میتواند ثبات منطقهای را به خطر انداخته و باعث افزایش نفوذ ایران در مناطق استراتژیک شود. اصرار بر سیاستهای جنگطلبانه، به ویژه در صورت عدم برنامهریزی دقیق، میتواند بازتاب منفی در سطح جهانی و بازارهای اقتصادی داشته باشد و ایالات متحده را در معرض فشارهای داخلی و بینالمللی قرار دهد.

کاخ سفید باید توصیههای ژنرالهای پشتمیزنشین و مشاوران جنگطلب را کنار گذاشته و به دنبال توافق سیاسی با ایران بر سر بازگشایی تنگه هرمز باشد. این توافق میتواند شامل امتیازات هستهای یا تجاری به ایران باشد، اما در عوض، مسیر امن و پایدار برای عبور نفت و ثبات منطقهای فراهم میکند؛ تحلیلگران هشدار میدهند که نادیده گرفتن گزینههای دیپلماتیک و ادامه سیاست فشار صرفاً به تشدید تنشها و افزایش ریسکها منجر خواهد شد. همچنین، دیپلماسی فعال میتواند به کاهش هزینههای نظامی و اقتصادی برای آمریکا و متحدانش کمک کرده و از ایجاد بحرانهای جدید در خلیج فارس جلوگیری کند.
برخلاف ادعاهای برخی ژنرالها و حتی دونالد ترامپ، آمریکا به هیچ وجه به «پیروزی کامل نظامی» دست نیافته است و راهبرد فشار و تهدید، کارایی محدود و ریسک بالایی دارد. در مقابل، دیپلماسی هوشمندانه و توافق با جمهوری اسلامی ایران، میتواند از بروز هزینههای سنگین انسانی و اقتصادی جلوگیری کرده و ثبات منطقهای را حفظ کند.

کاخ سفید باید واقعیتها را بپذیرد، توهم پیروزیهای آسان را کنار بگذارد و سیاست خود را به سمت حل و فصل دیپلماتیک و توافق بر سر مسائل حیاتی مانند تنگه هرمز تغییر دهد. این مسیر ممکن است مستلزم امتیازدهی باشد، اما در بلندمدت، امنیت، اقتصاد و اعتبار بینالمللی آمریکا را حفظ خواهد کرد.
شواهد نشان میدهد که تکیه صرف بر گزینههای نظامی و فشار اقتصادی، نه تنها خطرناک و پرهزینه است، بلکه ممکن است منجر به شکست سیاستهای آمریکا شود. در مقابل، دیپلماسی فعال و توافقهای مبتنی بر واقعیتهای میدانی، راه حل مؤثری برای مدیریت بحران و حفظ ثبات در منطقه خواهد بود.
ایرانی جماعت باخت نداره.
انجا مردم ساعتها در صف بنزینن اینجا بدون صف و مثال های دیگر....
پیروزی یعنی این