باشگاه خبرنگاران جوان؛ پریزاد اقبالی - معاون پژوهش آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز با تشریح مأموریتها و دستاوردهای این مجموعه، گفت: علوم شناختی حاصل همگرایی رشتههایی همچون علوم اعصاب، روانشناسی، زبانشناسی، فلسفه، انسانشناسی و علوم اجتماعی است و تلاش میکند سازوکار تبدیل دانش بیرونی به فرآیندهای شناختی در مغز انسان را تبیین کند.
خسروآبادی در نشست خبری نخبگانی اظهار داشت: هدف اصلی نقشهبرداری مغز، بررسی ارتباط میان رفتارهای شناختی انسان از جمله توجه، حافظه، تصمیمگیری، کنترل مهاری و تفکر با ساختار و فیزیولوژی مغز است. برای دستیابی به این هدف، لازم است هم پاسخهای رفتاری افراد در محیطهای واقعی و مجازی و هم فعالیتهای سیستم عصبی مرکزی و محیطی مورد سنجش قرار گیرد.
وی با اشاره به تجهیزات پیشرفته این آزمایشگاه افزود: آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز با بهرهگیری از ابزارهای سنجش رفتاری، آزمونهای شناختی، فناوریهای واقعیت مجازی و سامانههای تصویربرداری و ثبت فعالیت مغزی، امکان مطالعه ساختار و عملکرد مغز را فراهم کرده است. این بررسیها شامل ارزیابی جریان خون مغزی، فعالیتهای الکتریکی و دیگر شاخصهای فیزیولوژیک مرتبط با عملکرد مغز است.
معاون پژوهش آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز با بیان اینکه هزینه بالای تجهیزات تخصصی، ایجاد مراکز ملی را ضروری کرده است، تصریح کرد: تجهیزاتی نظیر دستگاه تصویربرداری تشدید مغناطیسی سه تسلا با ارزشی بالغ بر ۴۰۰ میلیارد تومان، امکان استقرار در همه دانشگاهها را ندارند؛ از اینرو، در کشورهای پیشرفته مراکز ملی برای ارائه خدمات به پژوهشگران ایجاد میشود تا بتوانند پاسخگوی نیازهای علمی کشور باشند.
وی ادامه داد: آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز نیز با همین رویکرد شکل گرفت تا ضمن ارائه خدمات به پژوهشگران، زمینه توسعه تحقیقات و فناوریهای شناختی را فراهم کرده و در حل مسائل ملی نقشآفرینی کند.
خسروآبادی با اشاره به آمار فعالیتهای این مرکز گفت: تاکنون حدود یکهزار و ۹۰۰ پروژه پژوهشی در این آزمایشگاه اجرا شده که عمدتاً مربوط به دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری بوده است. از این تعداد، حدود ۶۴ درصد به پژوهشگران وزارت علوم و نزدیک به ۳۰ درصد به محققان حوزه وزارت بهداشت اختصاص داشته است. همچنین استادان دانشگاه از ۳۱ استان کشور در این مرکز پروژههای تحقیقاتی تعریف و اجرا کردهاند.
وی تأکید کرد: دامنه کاربردهای نقشهبرداری مغز تنها به علوم اعصاب محدود نیست و حوزههایی همچون علوم ورزشی، هنر، معماری، ارتباطات و حتی سینما را نیز دربر میگیرد. به عنوان نمونه، پژوهشگرانی از حوزه سینما با استفاده از دادههای مغزی، تأثیر عناصر مختلف فیلمسازی از جمله تعلیق، زاویه دوربین و شیوه تدوین را بر مخاطب مورد بررسی قرار دادهاند تا این مؤلفهها را به شاخصهای قابل اندازهگیری تبدیل کنند.
معاون پژوهش آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز با اشاره به فعالیتهای آموزشی این مرکز افزود: تاکنون بیش از ۱۷ هزار نفر در قالب کارگاههای آموزشی، دورههای تخصصی و برنامههای کارورزی با روشهای ثبت و تحلیل دادههای شناختی و مغزی آشنا شدهاند.
وی از تغییر رویکرد این مجموعه در سالهای اخیر خبر داد و گفت: علاوه بر ارائه خدمات پژوهشی، تلاش شده است ظرفیتهای آزمایشگاه در حل مسائل اولویتدار کشور نیز به کار گرفته شود. در همین راستا، موضوعاتی نظیر خودکشی، افسردگی مقاوم به درمان، اختلالات شناختی و برخی آسیبهای اجتماعی در دستور کار قرار گرفتهاند.
خسروآبادی درباره درمان افسردگی مقاوم به دارو توضیح داد: با استفاده از تصویربرداری عملکردی مغز و تعیین الگوهای ارتباطی اختصاصی هر فرد، امکان طراحی مداخلات شخصیسازیشده از طریق تحریک مغناطیسی مغز فراهم شده است. این روش که تأییدیه سازمان غذا و داروی آمریکا را دریافت کرده، در مواردی نتایج درمانی پایدار و بدون بازگشت در بازه زمانی بیش از شش ماه به همراه داشته است.
وی همچنین به چالشهای تشخیصی در برخی بیماریهای عصبی اشاره کرد و گفت: بخشی از بیمارانی که با تشخیص بیماریهایی نظیراماس تحت درمان قرار میگیرند، در واقع به اختلالات عملکردی مبتلا هستند و تشخیص دقیق میتواند از سالها درمان غیرضروری جلوگیری کند.
معاون پژوهش آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز با انتقاد از تشخیص زودهنگام برخی اختلالات رفتاری در کودکان افزود: برچسبهایی مانند بیشفعالی و نقص توجه نباید بدون رعایت معیارهای علمی و در سنین پایین به کودکان نسبت داده شود و در این زمینه، رسانهها نقش مهمی در افزایش آگاهی عمومی دارند.
وی خاطرنشان کرد: فناوریهای نوین علوم اعصاب در حوزههایی مانند اعتیاد، وسواس و سایر اختلالات روانپزشکی نیز ظرفیتهای قابل توجهی ایجاد کردهاند و استفاده از روشهای استاندارد تحریک مغزی میتواند به عنوان مکمل درمانهای رایج مورد توجه قرار گیرد.
خسروآبادی در پایان تأکید کرد: توسعه علوم شناختی و فناوریهای مرتبط با آن، علاوه بر ارتقای دانش و سلامت جامعه، میتواند در حل مسائل کلان کشور و بهبود کیفیت تصمیمگیری در حوزههای مختلف نقش مؤثری ایفا کند.