آقای چهارلنگ، سفیر بی‌ادعای شهدا،از اهواز شهر به شهر می‌گردد تا نام شهدای مظلوم میناب را زنده نگه دارد.

 باشگاه خبرنگاران جوان؛ زهره شعبانی -در میان اجتماع  میدان توحید قم، صدایی از یک خودرو ون بلند می‌شود؛ صدایی که نه از یک بلندگوی معمولی، که از دل عهدی قدیمی برمی‌خیزد. آقای چهارلنگ، مکانیکی از جنس همان مردم، خودروی شخصی‌اش را به تریبونی برای شهدا تبدیل کرده است.

روی بدنه خودروی شخصی اش، تمام آن چیزی که نباید فراموش شود، نقش بسته است. آقای چهارلنگ، با سلیقه‌ای ساده، اما عاشقانه، تمام بدنه ماشین شخصی‌اش را با تصاویر شهدای دانش‌آموز مدرسه شجره طیبه میناب پوشانده است.

هر گوشه از این خودرو، روایت یک قصه تلخ و ماندگار است؛ تصاویری از کودکانی که دفتر و مدادشان ناتمام ماند و لبخندشان در قاب عکس‌ها محبوس شد. رهگذران وقتی این خودرو را می‌بینند، بی‌اختیار می‌ایستند و به چهره‌های معصوم آن فرشته‌های کوچک خیره می‌شوند؛ کودکانی که دیگر نیستند، اما آقای چهارلنگ با این کار، عهد کرده است که نام و تصویرشان هرگز از یاد‌ها نرود. این خودرو، دیگر فقط یک وسیله نقلیه نیست؛ یک نگارخانه سیار از مظلومیت و ایثار است.

۵۰ روز است که از خانواده خداحافظی کرده، شغلش مکانیکی است و خودروی شخصی‌اش را به تریبونی سیار برای فریاد مظلومیت شهدای میناب تبدیل کرده است. 

 

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha