باشگاه خبرنگاران جوان؛ دل آرا ودودی - پروژه مستند «هیچ دوستی بهجز کوهستان» به کارگردانی و تهیهکنندگی یاسر طالبی موفق شد جایزه معتبر DocsBarcelona Pro Award for Best Project را در بخش بازار و رویدادهای حرفهای جشنواره بینالمللی مستند DocsBarcelona از آن خود کند؛ موفقیتی که نهتنها جایگاه این پروژه را در مسیر تولید بینالمللی تثبیت میکند، بلکه نشانهای روشن از ظرفیت روبهرشد سینمای مستند ایران برای حضور مؤثر در اکوسیستم حرفهای جهان است.
طالبی در گفتوگویی، از فرآیند جذب سرمایهی بینالمللی، تفاوت ساختاری جشنوارههای داخلی و بازارهای حرفهای جهانی، واکنش مخاطبان غربی به روایتهای ایرانی، و همچنین شیوه شخصی خود در سینمای مشاهدهگر سخن گفت؛ سینمایی که بر زمان، اعتماد، و زیستن در کنار شخصیتها استوار است.
عبور از الگوی حمایتی داخلی بهسوی ساختار حرفهای تأمین مالی جهانی
طالبی درباره نقش این جایزه در مسیر تولید پروژه و آینده حرفهای گفت: «در مراحل اولیه شکلگیری پروژه از پژوهش، نگارش و سوژهیابی گرفته تا ایجاد ارتباط انسانی با شخصیتها بخشی از هزینهها معمولاً از طریق نهادهای داخلی، تلویزیون یا مراکز حمایتی تأمین میشود. اما در ساختار حرفهای سینمای مستند جهان، پروژه باید از همان ابتدا وارد چرخه بینالمللی توسعه و جذب سرمایه شود.»
به گفته او، این فرآیند از طریق حضور در بازارهای فیلم، فرومهای تخصصی و جلسات پیچینگ شکل میگیرد؛ فضاهایی که پروژهها برای نمایندگان شبکههای تلویزیونی، پلتفرمها، صندوقهای حمایتی و کمپانیهای تولید مشترک ارائه میشوند.
او افزود: «در چنین رویدادهایی، داوران و مشاوران اغلب نمایندگان شبکهها و نهادهایی مانند Arte، NHK، Al Jazeera یا صندوقهای اروپایی هستند. اگر پروژه از منظر روایی، زیباییشناسی و ظرفیت بینالمللی با استانداردهای آنها همسو باشد، امکان ورود سرمایه، پیشخرید پخش یا مشارکت در تولید فراهم میشود.»
فاصله ساختاری جشنوارههای داخلی با بوم سازگان حرفهای جهان
کارگردان مستند «دلبند» در گفتوگوی خود، تفاوت ماهوی میان جشنوارههای داخلی و رویدادهای بینالمللی را اینگونه تبیین کرد که جشنوارههای جهانی مانند «داکس بارسلونا» صرفاً محلی برای نمایش آثار نیستند، بلکه حلقهای حیاتی در چرخه صنعت جهانی مستند محسوب میشوند. حضور همزمان واکمدیتینگ ادیتورها، خریداران، پخشکنندگان، شبکههای تلویزیونی و صندوقهای حمایتی، فیلمساز را مستقیماً در بستر واقعی تولید حرفهای قرار میدهد.
او در تقابل با این رویکرد، اشاره کرد که بسیاری از جشنوارههای داخلی، با وجود ارزش فرهنگی بالا، بیشتر شبیه به گردهماییهای فیلمسازان ایرانی هستند تا یک بازار فعال بینالمللی.
طالبی تأکید میکند که اگر جشنوارهای ادعای «بینالمللی» بودن دارد، باید دارای زیرساختهای حرفهای لازم برای تعامل صنعتی، تولید مشترک و گفتوگوی مستقیم با تصمیمگیرندگان جهانی باشد.
به باور او، حضور در این بازارهای بینالمللی فراتر از جذب سرمایه، منجر به تحول در نگاه فیلمساز میشود؛ زیرا به او میآموزد چگونه روایت بومی خود را با حفظ اصالت، در سطح جهانی ارائه دهد. این مواجهه نهتنها زبان حرفهای فیلمساز را توسعه میبخشد، بلکه او را با اقتصاد و سازوکارهای واقعی سینمای مستند جهان آشنا میکند.

مخاطب غربی و مواجهه با ایرانِ «نادیده»
«طالبی در واکنش به پرسش دربارهی بازخورد مخاطبان غیرایرانی، بیان میکند که بسیاری از تماشاگران غربی پیش از این تنها تصویری رسانهای و کلیشهای از ایران در ذهن داشتهاند. اما هنگام مواجهه با روایتهایی انسانی، شاعرانه و مبتنی بر تجربهی زیسته، نوعی «کشف دوباره» در آنها رخ میدهد؛ گویی با سرزمینی روبهرو شدهاند که پیشتر فرصت دیدنِ حقیقی آن را نداشتهاند.
او تأکید میکند که جذابیت سینمای ایران برای مخاطب جهانی، صرفاً ناشی از تفاوتهای فرهنگی نیست، بلکه ریشه در «اصالت تجربه» دارد. به باور طالبی، وقتی فیلمی بتواند تجربهای صادقانه و انسانی خلق کند، مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و با هر مخاطبی ارتباط برقرار میسازد. او جهان امروز را بیش از هر زمان دیگری نیازمند روایتهای واقعی و لمسپذیر میداند.
از دیدگاه طالبی، یکی از وظایف اصلی فیلمساز ایرانی در عرصهی جهانی، بازپسگیری قدرتِ روایت از نگاههای بیرونی است. وی معتقد است که ما باید جهانِ زیستهی خودمان را با زبان و تفسیرِ خودمان بازگو کنیم، نه از خلال واسطهها و کلیشههای تحمیلی. این دقیقاً همان نقطهای است که سینمای مؤلف اهمیت و جایگاه ویژهی خود را پیدا میکند.»
در جستجوی سنتهای ازدسترفته
طالبی معتقد است :««هیچ دوستی بجز کوهستان» تنها روایتی از یک خانواده یا یک شغل سنتی نیست؛ این اثر داستانِ زوال تدریجیِ نوعی از بودن در جهان را روایت میکند؛ جهانی که در آن رابطهی انسان با طبیعت، حافظه و اجتماع بر پایهی همزیستی تعریف میشد. فیلم با آغاز از دل یک جغرافیای دورافتاده در جنگلهای هیرکانی، به بحرانی جهانی نزدیک میشود: بحرانِ گسست انسان از طبیعت، نابودی دانشهای بومی و فروپاشی پیوندهای بیننسلی. این مسئله تنها مختص ایران نیست؛ بلکه در بسیاری از نقاط جهان، شیوههای زیست سنتی که روزگاری تعریفکنندهی هویت و همزیستی بودند، در حال ناپدید شدناند.»
«به گفتهی او، این فیلم نه مرثیهای نوستالژیک برای گذشته است و نه ستایشگر سادهی زندگی سنتی؛ بلکه تلاشی است برای «شاهد بودن بدون قضاوت». او توضیح میدهد که مهمترین دغدغهاش، ثبت لحظهای است که در آن یک شیوه زیست رو به پایان است، بدون آنکه جایگزین روشنی شکل گرفته باشد. در همین راستا، او تأکید میکند که در جهان امروز، دغدغههایی چون بحران اقلیمی، از دست رفتن تنوع فرهنگی و فراموشی دانشهای بومی به مسئلهای جهانی تبدیل شدهاند؛ بنابراین این فیلم تلاش میکند تا از دلِ یک روایت محلی، به یک تجربهی جهانشمول دست یابد.»
سینمای مشاهدهگر؛ پژوهش از طریق دوربین
طالبی، کارگردانی که آثارش در جشنوارههای معتبری همچون IDFA، Berlinale، Hot Docs و Krakow Film Festival به نمایش درآمده و از شبکههای بینالمللی نظیر Arte، NHK، Al Jazeera و Rai Italia پخش شده است، درباره رویکرد هنری و روش ساخت فیلم خود توضیحاتی ارائه داد.
او سینمای خود را مبتنی بر مشاهده دقیق، صبر در گذر زمان و شکلگیری اعتماد دانست و تأکید کرد که پژوهش برای او فراتر از مطالعهی متنی و جمعآوری اطلاعات است؛ بلکه بخش مهمی از پژوهش از طریق حضور طولانیمدت با دوربین و در بستر زندگی واقعی رخ میدهد.
به گفته طالبی، دوربین در آثارش صرفاً ابزاری برای ثبت رویدادها نیست، بلکه جزئی جداییناپذیر از رابطهی انسانی میان فیلمساز و شخصیتهاست.
او در پروژههایی چون «دلبند»، «سرنوشت» و فیلم جدیدش «هیچ دوستی بجز کوهستان» تلاش کرده است تا حضور دوربین برای شخصیتها به امری طبیعی و روزمره تبدیل شود؛ رویکردی که باعث میشود لحظات نه بهصورت اجرا یا بازسازی، بلکه از دلِ زندگیِ جاری و بیواسطه بیرون بیایند. فرآیند ساخت «هیچ دوستی بجز کوهستان» بیش از سه سال زمان برده است و طالبی این زمان طولانی را بخشی از ذات و ماهیت فیلم میداند.
او توضیح داد که چون موضوع فیلم، فرسایش تدریجی یک شیوه زیست است، خودِ فرآیند ساخت نیز باید بر پایه صبر، مشاهده و همزیستی استوار باشد. در نهایت، بسیاری از لحظات ماندگار فیلم تنها در نتیجهی اعتماد عمیق و حضور ممتدِ تیم سازنده در کنار شخصیتها شکل گرفتهاند.
طالبی در پایان گفت: «موفقیت پروژه در داکس بارسلونا نشان داد که هنوز هم جهان، مشتاق شنیدن روایتهای انسانی و اصیل از ایران است؛ روایتهایی که فراتر از سیاست و کلیشه، به تجربهی زیستهی انسانها نزدیک میشوند.»