باشگاه خبرنگاران جوان؛ احمد کاظمی - با جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران و استفاده هوشمند کشور از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی رها شده خود در تنگه هرمز منطبق بر حقوق بین الملل، متغیرهای جدیدی برای تقویت بازدارندگی در مقابل متجاوزان ایجاد شد و پیوند امنیت ایران با امنیت انرژی، اقتصادی و مالی جهان آشکار گردید.
میتوان گفت تنگه هرمز و در کنار آن، حاکمیت یمن بر تنگه باب المندب، تنها یکی از مواهب ژئوپلیتیکی ایران و محور مقاومت میباشد و همچنان کدهای ژئوپلیتیکی فعال نشده جدیدی وجود دارد که میتواند در آینده مفروض، بالفعل شوند. یکی از آنها منطقه قفقاز جنوبی، همان خانه تاریخی، تمدنی و فرهنگی ایرانیان است که در اذهان هموطنان با اساطیر عرفانی، ادبی و دینی کوههای قاف و نیز حسرت تاریخی جدایی این سرزمین با تقدیم ۲۰۰ هزار شهید و زخمی در جنگهای ایران و روسیه تزاری شناخته میشود.
اگر کلان ویژگیهای ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیکی و ژئواستراتژیکی تنگه هرمز را بعنوان دلیل اهمیت راهبردی آن برای ایران و نقشش را در ایجاد بازدارندگی در زمان صلح و مجازات دشمن در زمان جنگ در نظر بگیریم، میتوان گفت در یک رویکرد مقایسهای، قفقاز جنوبی که مرزهای منحصر بفرد و طولانی آبی و خاکی با ایران دارد، از همان مزیتهای تنگه هرمز برخوردار است. این موضوع در سه مولفه مشابه میان تنگه هرمز و قفقاز جنوبی قابل ارزیابی است:
اولین مولفه اهمیت تنگه هرمز، نقش آن در تامین انرژی بویژه نفت و گاز برای بسیاری از کشورهای جهان در آسیا و اروپا میباشد، بطوری که در کنار سایر اقلام راهبردی، عبور حدود ۲۵درصد از نفت و بیش از ۲۰درصد از گاز طبیعی جهان از این تنگه در سایه امنیت پایدار ایرانی صورت میگرفت.
در حال حاضر از طریق خطوط لوله قفقاز جنوبی بویژه تاپو تاناپ، سالانه بیش از ۱۳ میلیارد متر مکعب گاز به ۱۶ کشور اروپایی صادر میشود که چشم انداز آن با افزایش انتقال انرژی از قزاقستان و ترکمنستان تصاعدی میباشد؛ به همین دلیل اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۲تفاهمنامه شراکت راهبردی انرژی با جمهوری آذربایجان برای افزایش سالانه صادرات گاز به بیش از ۲۰ میلیارد متر مکعب امضاء کرد. به این موضوع، باید خطوط لوله انتقال نفت از قفقاز را نیز افزود.
دومین مولفه اهمیت و حساسیت تنگه هرمز برای ایران به عنوان شاهراه ترانزیت انرژی، استقرار زیرساختهای مختلف انرژی، صنعتی، تجاری، مالی و سایبری در کشورهای حاشیه خلیج فارس توسط آمریکا، انگلستان و نیز اروپا در کنار پایگاههای نظامی است که آسیب پذیری آنها در جنگ تحمیلی سوم عیان شد. جمهوری نفت خیز آذربایجان در قفقاز با سرمایه گذاری انجام شده در سه دهه اخیر، میزبان صدها زیرساخت متعلق به آمریکا، رژیم اسرائیل و انگلستان بوده است.
زیرساختهای انرژی منطقه از جمله در دریای کاسپین و خطوط لوله انتقال، عمدتا در انحصار «بریتیش پترولیوم» انگلستان، شورون و اکسونموبیل آمریکا و رژیم اسرائیل میباشند که در کنار زیرساختهای تجاری، آی تی و نظامی مانند صنایع مونثاژ پهپاد، دهها میلیارد دلار ارزش دارند. در واقع پس از خلیج فارس و سواحل تنگه هرمز، قفقاز نزدیکترین کانون سرمایه گذاری آمریکا و متحدانش به ایران است که دامنه آن در قالب «مسیر ترامپ»، در حال افزایش میباشد که خود گویای عدم درک دولتمردان منطقه از پیامدهای نظم پساجنگ است.
سوم؛ مانند تنگه هرمز نقش ترانزیتی قفقاز صرفا به انتقال انرژی محدود نمیشود. قفقاز بویژه در جریان نسل کشی دو ساله غزه و پس از آن در قالب کریدور شمالی از «قزاقستان پیوسته به طرح آبراهام»، جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه محور انتقال ارزاق، مصالح و کالاهای لجستیکی به اسرائیل میباشد. بر همین اساس نیز میتوان قفقاز را «تنگه هرمز دوم ایران» خواند؛ بویژه اینکه اگر هدف، اعمال فشار بر آمریکا و رژیم اسرائیل باشد، قفقاز از جهاتی مزیتهای بیشتری دارد، چراکه جمهوری آذربایجان بعنوان متحد رژیم اسرائیل که بنوعی نقش امارات در خلیج فارس را در قفقاز ایفاء میکند؛ از طریق خط لوله باکو- تفلیس –جیحان بیش از ۶۰ درصد نفت این رژیم را تامین و در عین حال میزبان پایگاههای غیررسمی آن میباشد.
تاسیسات انرژی در جمهوری آذربایجان در حال حاضر تنها «تاسیسات ثابت فرامرزی» تامین نفت و سوخت مورد نیاز رژیم اسرائیل میباشند. از این رو، کارت قفقاز را میتوان از جمله کارتهای ژئوپلیتیکی آتی ایران در صورت از سرگیری جنگ و عدم پذیرش شروط ایران از سوی محور تجاوز دانست.
*گارشناس ارشد مسائل قفقاز
درست دست گذاشتید جای که باید بگذارید . آذربایجان و امارات . افرین .