بازنشستگی سنجه کارآمدی نظام رفاهی دانسته شده و بر ایجاد امنیت اقتصادی پایدار، سلامت جامع و بازتولید هویت اجتماعی پیشکسوتان تأکید شده است.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم رضایی - در ادبیات توسعه، دوران بازنشستگی نه یک ایستگاه پایانی، بلکه سنجه‌ای برای سنجش کارآمدی نظام‌های رفاهی و سرمایه اجتماعی یک کشور است و زمان آن رسیده است که تمام نهاد‌های متولی در سطح ملی، با هم‌افزایی و نگاهی راهبردی، پیشکسوتی را به دوران «شکوفایی دوباره» تبدیل کنند.

نیما رساپور فعال رسانه‌ای و پژوهشگر با انتشار یادداشتی به ضرورت بازخوانی مأموریت‌های ملی در قبال پیشکسوتان و عبور از نگاه معیشت‌محور به سمت صیانت از کرامت و منزلت بازنشستگان پرداخته است.

در ادبیات توسعه، دوران بازنشستگی نه یک ایستگاه پایانی، بلکه سنجه‌ای برای سنجش کارآمدی نظام‌های رفاهی و سرمایه اجتماعی یک کشور است. امروز جامعه پیشکسوتان ما در میانه یک گذار مهم قرار دارد؛ گذار از نگاه «مستمری‌بگیرِ صرف» به سمت «شهروند توانمند و مرجع». اما سوال اساسی اینجاست که در تراز ملی، چه مأموریت‌هایی برای صیانت از این گنجینه‌های تجربه تعریف شده است؟

۱. عبور از مسکن‌های موقت به سمت امنیت اقتصادی پایدار

وظیفه نخست و بنیادین نهاد‌های حاکمیتی، حفاظت از سفره پیشکسوتان در برابر طوفان‌های تورمی است. یادمان باشد که «تسهیلات» تنها یک ابزار موقت است؛ آنچه هویت اقتصادی یک بازنشسته را می‌سازد، مشارکت در سود پروژه‌های کلان ملی و تبدیل ذخایر صندوق‌ها به سرمایه‌گذاری‌های مولد است. نظام حکمرانی باید بستر را برای «خرید اعتباری هوشمند» فراهم کند تا کرامت پیشکسوت در پیچ‌وخم بروکراسی‌های بانکی و ضامن‌های متعدد خدشه‌دار نشود.

۲. سلامت؛ فراتر از نسخه و دارو

در حوزه درمان، مأموریت ملی ما باید از «تأمین دارو» به «تأمین آرامش» ارتقا یابد. پیشکسوت نباید در دوران کهولت، دغدغه هزینه‌های کمرشکن درمان یا تنهایی در دوران بیماری را داشته باشد. ایجاد چتر حمایتی برای «مراقبت‌های خانگی» و توسعه بیمه‌های تکمیلی تراز اول، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اخلاقی و حاکمیتی است تا خانه برای پیشکسوت، امن‌ترین کانون درمان و آرامش باشد.

۳. بازتولید هویت اجتماعی در ویترین ملی

رسانه‌ها و نهاد‌های فرهنگی موظف‌اند تصویر ذهنی جامعه از دوران بازنشستگی را اصلاح کنند. بازنشستگی نباید با «خانه‌نشینی» مترادف شود. مأموریت حاکمیت در این بخش، تسهیلگری در حوزه‌های نشاط‌بخش مثل گردشگری ارزان‌قیمت و ایجاد پلتفرم‌هایی برای انتقال تجربه است. یک پیشکسوت باید حس کند که «دانش ضمیمه شده به موی سپیدش»، هنوز در بازار کار و عرصه‌های علمی خریدار دارد.

۴. اشتغال فرزندان؛ نقطه طلایی توانمندسازی

تجربه نشان داده است که بزرگترین دغدغه یک بازنشسته، نه معیشت خود، بلکه سرنوشت فرزندانش است. در یک الگوی توانمندسازی تراز، باید اولویت اشتغال و کارآفرینی به خانواده‌های پیشکسوتان اختصاص یابد. وقتی فرزند یک بازنشسته با حمایت‌های نهادی صاحب کسب‌وکار می‌شود، در واقع امنیت روانی و انگیزه زندگی به آن پیشکسوت تزریق شده است. این همان «توانمندسازی غیرمستقیم» است که برکت را به سفره‌ها بازمی‌گرداند.

نگاه به پیشکسوت نباید نگاهی ترحم‌آمیز یا از سر تکلیف اداری باشد. هر قدمی که برای ارتقای کیفیت زندگی این قشر برداشته می‌شود، در واقع سرمایه‌گذاری برای آینده جوانانی است که امروز به تماشای رفتار نظام با پیشکسوتان نشسته‌اند. توانمندسازی بازنشستگان، یعنی تزریق امید به رگ‌های کل جامعه. 

زمان آن رسیده است که تمام نهاد‌های متولی در سطح ملی، با هم‌افزایی و نگاهی راهبردی، پیشکسوتی را به دوران «شکوفایی دوباره» تبدیل کنند.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha