باشگاه خبرنگاران جوان - پیام اخیر رهبر انقلاب به مناسبت روز ملی خلیج فارس، در شرایطی صادر شد که منطقه و جهان هنوز تحتتأثیر جنگ رمضان قرار دارند و پیشبینیشده که جزرومد هزینههای این جنگ برای جهان ادامهدار باشد. پیام رهبر انقلاب را نباید صرفاً یک بیانیه مناسبتی دانست؛ بلکه این متن، نقشه راه جدید ایران برای تثبیت حاکمیت ملی و بازتعریف قواعد بازی در منطقه است. این نقشه راه البته مختص ایران بهعنوان طرف پیروز جنگ نیست و راهکارهای خیرخواهانهای برای بازندگان بهویژه کشورهای همسایه ارائه کرده است تا بیش از این در گرداب جنگ فرونروند.
۱. میثاق ملی در جغرافیای پیروزی
رهبر انقلاب در ابتدای پیام خود، خلیج فارس را بخشی از هویت و تمدن ایرانی برمیشمارند. انتخاب این مناسبت برای چنین پیام مهمی، بیدلیل نیست. در شرایطی که اتمسفر جنگ در حال آزمایش تابآوری طرفین است و هویت ملی به محل منازعه تبدیل شده بود، ایشان خلیج فارس را بهعنوان یک «میثاق ملی» و نقطه اشتراک همه ایرانیان در داخل و خارج معرفی کردند.
صدور این پیام در فاصله ۶۰ روز پس از بزرگترین لشکرکشی تاریخ معاصر به منطقه، از موضع طرف پیروز این کارزار است. برخلاف برخی تحلیلهای اولیه که ایران را به دلیل خسارات زیرساختی آسیبپذیر میدیدند، این پیام نشان داد حاکمیت ایران نهتنها تثبیت شده، بلکه اکنون در حال تنظیمکردن «فصل نوین» در منطقه است.
۲- حسننیت نسبت به همسایگان
در بخشی از پیام، بر «همسرنوشت بودن» با کشورهای همسایه تأکید شده است. این عبارت نشاندهنده رویکرد ایجابی ایران برای دوره پس از جنگ است. رهبر انقلاب باظرافت تبیین میکنند مدیریت جدید ایران بر تنگه هرمز، نهتنها تهدیدی برای همسایگان نیست، بلکه تضمینی برای آسایش و پیشرفت کل منطقه است. کشورهای همسایه هم بهخوبی میدانند ایران به دنبال «سیطرهطلبی» از نوع امپریالیستی نیست. هرکسی که از روی ناآگاهی این گزاره را نقض میکند، کافی است یکبار تاریخ معاصر منطقه را مرور کند که ایران در بحرانهای عراق، سوریه، لبنان و... همیشه در کنار ملتها ایستاده است. اکنون نیز پیام تهران به پایتختهای منطقه این است که امنیت خلیج فارس یک خدمت عمومی است که ایران لطف کرده و داوطلبانه هزینه تأمین آن را بر عهده گرفته تا بساط سوءاستفاده رژیمهای اپستینی برچیده شود. مدیریت جدید ایران بر تنگه هرمز، قواعد حقوقی تازهای را حاکم خواهد کرد که مواهب اقتصادی و امنیتی آن شامل حال همه ملتهای منطقه خواهد شد.
۳- حضور بلاموضوع آمریکا در منطقه مانع از همزیستی مسالمتآمیز
رهبر انقلاب باصراحت، حضور نیروهای بیگانه را مهمترین عامل ناامنی معرفی میکنند. ایشان با اشاره به پایگاههای نظامی آمریکا، آنها را «پوشالی» خوانده و تأکید میکنند این پایگاهها حتی در تأمین امنیت خودشان نیز ناتوان بودهاند.
این امر مهم ریشه در واقعیتهای میدانی جنگ جاری دارد. جایی که بزرگترین آرایش نظامی آمریکا نتوانست مانع از اراده ایران در بستن تنگه هرمز و پاسخهای موشکی و پهپادی شود. این بخش حاوی یک منطق راهبردی و البته طبیعی روشن است: تا زمانی که آمریکا بهعنوان یک «مانع و مخل» در منطقه حضور دارد، استفاده بهینه از ظرفیتهای خلیج فارس ممکن نیست. همزیستی واقعی میان کشورهای منطقه زمانی شکل میگیرد که اصحاب پدوفیل که از هزاران کیلومتر دورتر آمدهاند، منطقه را ترک کنند. «آینده درخشان منطقه»، آیندهای «بدون آمریکا» ترسیم شده است؛ جایی که ثروتهای منطقه بهجای «سرازیرشدن به جیب کارخانههای اسلحهسازی غرب»، صرف «رفاه ملتهای منطقه» میشود.
۴- تنگه هرمز فراتر از یک برگ مذاکراتی
یکی از مهمترین فرازهای پیام، تأکید بر «اعمال مدیریت جدید بر تنگه هرمز» است. رهبر انقلاب عملاً به برخی دیدگاههای سادهسازانه سیاسی در داخل کشور که تلاش میکردند اهمیت این شاهراه را در حد یک «برگ معامله» در مذاکرات دیپلماتیک تقلیل دهند، پایان دادند.
تنگه هرمز برای ایران یک «دارایی نمادین» نیست، بلکه یک «سرمایه بنیادین» برای امنیت ملی و ابزار اصلی اعمال قدرت در نظم جهانی است. احیای کنترل ایران بر هرمز، معنایی فراتر از مسدود کردن موقت آن دارد. این مدیریت جدید شامل دریافت عوارض تأمین امنیت، ارائه خدمات انحصاری بندری و تعمیراتی، و حتی اعمال محدودیت بر شرکتهایی است که تحریمهای ظالمانه علیه ملت ایران اعمال میکنند. در واقع، ایران با استفاده از این اهرم راهبردی، نهتنها نفوذ آمریکا را در منطقه محدود و مسدود میکند، بلکه ظرفیت دارد تا جایگاه خود را در اقتصاد سیاسی بینالملل بهعنوان یکی از تعیینکنندگان اصلی قیمت انرژی و امنیت تجارت جهانی تثبیت کند.
۵- ارکان قدرت در ایران قوی
نکته مهم در پیام رهبری، پیوندزدن دستاوردهای علمی مانند «نانو»، «بیو»، «فناوری هستهای» و «موشکی» به موضوع خلیج فارس است. ایشان این ظرفیتها را «سرمایه ملی» و همردیف مرزهای جغرافیایی معرفی کردند. این یعنی نگاه ایران به مقوله قدرت، کاملاً جامع است. به معنای دیگر همانطور که پاسداری از خلیج فارس واجب است، حفاظت از دستاوردهای علمی نیز ضرورتی حیاتی دارد؛ چراکه این فناوریها پایه و اساس قدرت کشور در دنیای جدیدند.
قدرت موشکی ایران در کنار تسلط بر شاهراه هرمز، یک زوج راهبردی را تشکیل دادهاند که موازنه قوا را به نفع تهران تغییر داده است. ایران اکنون به جایگاهی رسیده که میتواند با ترکیب دانش بومی و موقعیت ژئوپلیتیک منحصربهفرد خود، نظم جدیدی را در منطقه پایهگذاری کند.
۶- چرخش راهبردی به سمت جنوب
کنار هم قرار دادن نکات رهبری درباره کمربند جنوبی کشور و واقعیتهای میدانی نشان میدهد که «ثقل توسعه ایران» به سمت جنوب متمایل شده است. در سدههای گذشته، توجه اصلی ایران به دلیل تهدیدهای مداوم از غرب به دلیل نبردهای طولانی با عثمانی و جنگ تحمیلی عراق، معطوف به مرکز مرزهای غربی بود. اما پیروزی در جنگ اخیر و استفاده مؤثر از اهرم تنگه هرمز نشان داد بخش مهمی از آینده اقتصادی و اقتدار ایران در گروی تسلط بر این منطقه است.
این چرخش راهبردی، قدرت دریایی ایران را از آب بیرون کشیده و به یک قدرت دریایی تأثیرگذار تبدیل کرده است. تسلط بر هرمز و اشراف محور مقاومت بر بابالمندب، تهران را به بازیگری تبدیل کرده که هیچمعادلهای در بازار جهانی انرژی بدون درنظرگرفتن اراده آن قابلحل نیست. این موفقیت، اما با «برانگیختگی معجزهگون ملت» بهدستآمده که مورد اشاره رهبر انقلاب قرار گرفته است و تنها یک پیروزی نظامی نیست، بلکه طلیعهای برای یک نظم جدید جهانی است که در آن، هژمونی تکقطبی آمریکا شکسته شده و اکنون نهتنها رقبا که متحدانش نیز در حال فاصلهگذاری با او هستند.
۷- اقتصاد سیاسی مدیریت جدید
در نهایت، پیام رهبری بر مواهب اقتصادی این رویکرد جدید تأکید دارد. مدیریت جدید تنگه هرمز تنها یک اقدام نظامی نیست، بلکه یک پروژه بزرگ اقتصادی است. تقویت پول ملی از طریق درآمدهای حاصل از عوارض دریایی، لزوم سرمایهگذاری دولتهای ذینفع در زیرساختهای ایران و تضمین فروش کامل نفت کشور، از جمله نتایج احتمالی این راهبرد است. همانطور که آیتالله سید مجتبی خامنهای تبیین کردند ایران با شکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر این آبراه، به دنبال آن است این موهبت خدادادی را به رفاه و شادی برای ملت خود و تمامی ملتهای مسلمان منطقه تبدیل کند.
واقعیت صحنه امروز، ایرانی است که نهتنها ویران نشده، بلکه باتکیهبر ظرفیتهای خود، اکنون در جایگاه «هدایتگر نظم نوین منطقهای» ایستاده است. این منشور راهبردی، بهصراحت اعلام میکند دوران اعمال زور بدون دریافت هزینه به پایان رسیده و خلیج فارس و تنگه هرمز برای همیشه تحتکنترل صاحبان اصلیاش قرار گرفته است.
منبع: فرهیختگان
به خورده خلاصه کنید
شده مثل سخنرانی
اگر بتونیم دست اوردهامون روکه شامل کنترل بر تنگه هرمز و اورانیوم وتضعیف کشورهای مثل امارات وآذربایجان میشه رو حفظ کنیم قطعا پیروز هستیم و خون شهدا هدر نرفته اما انتقام شهدا رو هم باید از اسراییل گرفت .
مادامیکه آسمان کشور را نتوانید کنترل کنید...همه دنیا شما را تهدید خواهند کرد...بی توجهی باعث سوال برانگیز شدن این مسئله هم گردیده است