باشگاه خبرنگاران جوان- گاهی پایان یک روایت، از آغازش روشنتر است. وقتی مسیر طی میشود، چهرهها از هم جدا میشوند؛ آنهایی که ماندند و آنهایی که جا ماندند.
پنجاه و چهار شب گذشته و میدان هنوز روشن است. این حضور، دیگر یک اتفاق نیست؛ یک «مسیر تثبیتشده» است، ایستادنی که نشان میدهد این صحنه، به پایان نرسیده، بلکه به نقطه نتیجه نزدیک شده است.
در بخش پایانی سلسله گزارشهای سوره فتح، به سراغ آیات ۲۸ و ۲۹ این سوره میرویم؛ آیاتی که پرده را کنار میزنند و نشان میدهند فتح، چگونه به دست میآید و چه کسانی، صاحبان این فتح خواهند بود.
وعدهای که محقق میشود؛ غلبه حق بر صحنه
آیه ۲۸: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ ۚ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا
ترجمه: او کسی است که پیامبر خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه دینها پیروز گرداند و خداوند به عنوان گواه کافی است.
تفسیر:
این آیه، جمعبندی همه مسیر است. سخن از یک وعده قطعی است: «حق، غالب میشود.»
نه بهعنوان یک احتمال، بلکه بهعنوان یک سنت تغییرناپذیر. این غلبه، صرفاً یک پیروزی نظامی نیست؛ یک «برتری در صحنه» است، در اندیشه، در مسیر، در نتیجه.
یعنی آنچه از ابتدا آغاز شد، در نهایت به نقطهای میرسد که حق، خود را نشان میدهد و بر صحنه مسلط میشود.
بازتاب در میدان امروز:
در میدان امروز، این وعده، در حال «نزدیک شدن» است. پنجاه و چهار شب حضور، یعنی این صحنه، رها نشده است.
وقتی میدان خالی نمیشود، وقتی حضور ادامه دارد، این یعنی مسیرِ تحقق وعده، فعال است.
حق، در خلأ پیروز نمیشود؛ در میدان تثبیت میشود و این حضور، دقیقاً همان چیزی است که صحنه را برای تحقق وعده نگه داشته است.
یاران فتح؛ آنان که میدان را رها نکردند
آیه ۲۹: مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا ۖ سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ ۗ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا
ترجمه: محمد فرستاده خداست و کسانی که با او هستند، در برابر کافران سرسخت و در میان خود مهرباناند؛ آنان را در حال رکوع و سجود میبینی که فضل و رضایت خدا را میطلبند؛ نشانه آنان در چهرهشان از اثر سجده نمایان است. این توصیف آنان در تورات است و توصیفشان در انجیل همچون کِشتی است که جوانه زده، سپس آن را تقویت کرده، پس ضخیم شده و بر ساقههای خود ایستاده است، بهگونهای که کشاورزان را به شگفتی وا میدارد، تا کافران را به خشم آورد. خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است
تفسیر:
اینجا، تصویر نهایی «اهل میدان» ترسیم میشود. نه فقط با شعار، بلکه با ویژگی.
دو شاخصه روشن: در برابر دشمن، محکم و ایستاده؛ در میان خود، پیوسته و همدل؛ و مهمتر از آن: اینها، رشد میکنند. مثل یک نهال که آرامآرام قوی میشود تا جایی که ایستادنش، دیگران را به شگفتی و دشمن را به خشم میاندازد.
یعنی مسیر ایمان، یک حرکت رو به جلو و توقفناپذیر است.
تصویر امروز:
در میدان امروز، این تصویر، قابل دیدن است. حضور مردم، یک تجمع ساده نیست؛ یک «رشد جمعی» است.
هر شب که میگذرد، این ایستادن، محکمتر میشود. نه پراکنده، نه مقطعی، بلکه پیوسته؛ و همین استمرار، همان چیزی است که صحنه را تغییر میدهد. این حضور، فقط یک واکنش نیست، یک «هویت در حال تثبیت» است.
حرف آخر...
اینجا، پایانِ روایت نیست؛ لحظهٔ تعیینِ صفهاست.
پنجاه و چهار شب گذشته و این میدان، هنوز ایستاده است. نه با شعار، با حضور. نه با هیجان، با تصمیم.
آنکه ایستاد، واردِ مسیرِ وعده شد؛ و آنکه نایستاد، خودش را از نتیجه کنار گذاشت.
اینجا دیگر جای تردید نیست: فتح، سهم ِتماشاگران نیست، قانون میدان روشن است، هرکه ماند، میسازد و هرکه ساخت، پیروز میشود؛ و آنچه دشمن هنوز نفهمیده این است: "این ایستادن، عقبنشینی ندارد. "
هر شب که میگذرد، این میدان، محکمتر میشود و هر قدمی که برداشته میشود، یک قدم به پایانِ او نزدیکتر است.
اینجا، آخرِ ماجرا از قبل معلوم است، میدان میماند، مردم میمانند و آنکه آمده بود بماند، مجبور میشود برود؛ و اینگونه است که میدان، به نامِ مردم ثبت میشود و متجاوز، دیر یا زود، از صحنهای که هرگز نتوانست مالِ خود کند، عقب مینشیند، نه با اختیار، بلکه به اجبارِ واقعیت.
منبع: فارس