باشگاه خبرنگاران جوان - مجله آتلانتیک در یادداشتی به قلم آلن ایر، دیپلمات پیشین آمریکایی و مسئول پیشین میز ایران در وزارت خارجه، مینویسد که دونالد ترامپ مدعی است جنگ را برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای آغاز کرده است؛ اما به نظر نویسنده، این جنگ در عمل به تهران نشان داد که از پیش به ابزاری بسیار مؤثر و تعیینکننده دسترسی داشته—ابزاری که میتواند معادلی اقتصادی برای «بازدارندگی متقابل» ایجاد کند.
این مجله میافزاید که تنگه هرمز همواره نقطهای آسیبپذیر در معادلات ژئوپلیتیک بوده و ایالات متحده نیز از این واقعیت آگاه بود که ایران ممکن است در صورت فشار نظامی، به سمت محدودسازی آن حرکت کند. با این حال، به نوشته آلن ایر، نه واشنگتن و نه حتی تهران، تصور دقیقی از میزان سهولت اعمال این کنترل، دشواری بازگشایی آن و گستره سریع اثرات اقتصادی ناشی از آن نداشتند.
آتلانتیک در ادامه توضیح میدهد که سوختهای فسیلی برای تمدن صنعتی مدرن همان نقشی را دارند که هوا برای ریهها؛ بهگونهای که حدود ۸۰ درصد اقتصاد جهانی بر پایه نفت، زغالسنگ و گاز طبیعی میچرخد. بخش عمدهای از این منابع از کشورهای حاشیه خلیج فارس—از جمله عربستان سعودی، عراق، ایران، امارات عربی متحده، کویت، قطر، عمان و بحرین—تأمین میشود. به نوشته این نشریه، حدود ۲۵ درصد تجارت دریایی نفت و ۲۰ درصد گاز طبیعی مایع جهان از تنگه هرمز عبور میکند؛ گذرگاهی که عملاً به یکی از شریانهای حیاتی اقتصاد جهانی بدل شده است.
به نظر آلن ایر، ایران دارای دو نیروی دریایی است—یکی در قالب نیروهای مسلح رسمی و دیگری وابسته به سپاه پاسداران—اما در چارچوب کلاسیک، یک قدرت دریایی محسوب نمیشود. این گزارش با استناد به اظهارات دن کین مینویسد که بخش قابل توجهی از ناوگان سنتی ایران در جریان عملیات نظامی آمریکا از میان رفته است.
با این حال، آتلانتیک تأکید میکند که همین واقعیت، تناقض مهمی را آشکار میسازد: با وجود چنین فشارهایی، ایران در همان ابتدای کارزار نظامی توانست تنگه هرمز را عملاً از چرخه عادی خارج کند—و آنگونه که نویسنده اشاره میکند، این اقدام برخلاف برخی برآوردهای اولیه، نیازمند توان دریایی گستردهای نبود. حتی با ظرفیتهای محدود، ایران توانست با استفاده از مینهای دریایی، موشکها و پهپادهایی مانند شاهد ۱۳۶، سطح ریسک عبور کشتیها را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
این مجله میافزاید که حمله به چند کشتی تجاری و ایجاد فضای نااطمینانی، برای تحت تأثیر قرار دادن بازارهای بیمه دریایی کافی بود؛ بازاری که ذاتاً محافظهکار است و در مواجهه با ریسک، یا از ارائه پوشش خودداری میکند یا هزینهها را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. همین عامل، به گفته نویسنده، عملاً موجب شد که جریان عبور و مرور دریایی کاهش یابد—حتی بدون نیاز به مسدودسازی کامل فیزیکی تنگه.
به نظر آلن ایر، نتیجه مهمتر این است که بستن تنگه شاید سادهتر از آن چیزی باشد که پیشتر تصور میشد، اما بازگشایی و مهمتر از آن، باز نگه داشتن آن، به مراتب پیچیدهتر است. این گزارش تصریح میکند که حتی اگر ایالات متحده منابع و زمان لازم را برای چنین مأموریتی اختصاص دهد، هزینههای انسانی و امنیتی آن میتواند بهمراتب فراتر از سطحی باشد که دولت آمریکا مایل به پذیرش آن است—نکتهای که بهطور ضمنی، محدودیتهای گزینه نظامی را برجسته میکند.
آتلانتیک در ادامه مینویسد که ایران همچنین این ظرفیت را دارد که در صورت تشدید فشارها، واکنشهایی فراتر از تنگه نشان دهد؛ از جمله تأثیرگذاری بر زیرساختهای انرژی در کشورهای منطقه. در چنین شرایطی، به گفته نویسنده، برای حفظ جریان تجارت، نیاز به کاروانهای دریایی و حضور گسترده نیروهای بینالمللی خواهد بود—امری که مستلزم شکلگیری یک ائتلاف پیچیده و پرهزینه است.
این مجله در بخش پایانی تأکید میکند که شکلگیری چنین ائتلافی، بهویژه در شرایطی که شکافهایی در هماهنگیهای بینالمللی مشاهده میشود، چندان ساده به نظر نمیرسد. از این منظر، تجربه اخیر نشان میدهد که معادلات تنگه هرمز بیش از آنکه صرفاً تابع برتری نظامی باشند، به ترکیبی از جغرافیا، ابزارهای نامتقارن و محاسبات اقتصادی وابستهاند—واقعیتی که، به تعبیر نویسنده، میتواند برخی از پیشفرضهای سیاستگذاران را با چالش جدی مواجه کند.
قرآن کریم:
رَبَّنَا وَءَاتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَىٰ رُسُلِكَ.
بدان هر که بترسد میمیرد
با بستن تنگه هرمز انان که ما را تحریم کردند بپای ما ایرانیان میافتند
در ضمن ایران قدرتمند خواهد شد
این جنگ باعث رهایی ملت ایران و ظهور امام زمان عج است
اگر خیانت صلح جویانه ایادی داخلی استکبار جهانی نباشد
چاپ کنید
فقط گوش شنوا نیست