اخبار جعلی در میانه مذاکرات و حالا پس از آن در فضای مجازی شدت و حجم بیشتری به خود گرفته است.

باشگاه خبرنگاران جوان - اخبار جعلی در میانه مذاکرات و حالا پس از آن در فضای مجازی شدت و حجم بیشتری به خود گرفته است. این روند نشان می‌دهد که طرف غربی نیازمند فضاسازی غیر واقعی برای برون رفت از چالش و بن‌بستی است که سیاست‌های کاخ سفید آن را ایجاد می‌کند.

اینکه تا چه میزان تهدیدات ترامپ علیه ایران موثر است، با نگاهی به واقعیت میدان تا حدود زیادی می‌توان به آن پاسخ داد اما در حوزه اقتصادی ترامپ خود را به‌شدت نیازمند این دروغ‌ها می‌داند تا فضای روانی بازار جهانی را کنترل کند. 

اما در این حیطه بازهم این دروغ‌ها به طور مقطعی مثل قرص آرامش‌بخش عمل کرده و با هر بار مصرف از تأثیر آن کاسته شده است. خصوصاً بعد از مذاکراتی که زیاده‌خواهی آمریکا آن را به شکست کشاند این نوع جعلیات دیگر اثری ندارد و بازار دچار شوکی شده که خروج از آن با دروغ‌های بزرگ و کوچک چندان امکان‌پذیر نیست!

دروغ‌هایی مثل ورود شناورهای آمریکایی به تنگه هرمز، نقل‌قول های مربوط به عراقچی خصوصاً مصاحبه بعد از مذاکرات که تکذیب شد و هلی برن نیروهای نظامی دشمن به لرستان و ... همه از جنس ایجاد تهدید و تنش در زمانه آتش‌بس است. اگر آمریکا قصد تنش جدی داشت قطعاً با زور و فشار سعی نمی‌کرد آتش‌بس کند و حتی طرح جدید وی که بازهم آغشته به تهدید است بویی از جنگ نمی‌دهد و بیشتر حول محاصره و تحریم است.

تکذیب اخبار جعلی منتشر شده در جریان مذاکرات پاکستان

ولی بازهم این اخبار جعلی چند بعد دارد: 

مدیریت افکارعمومی داخلی آمریکا 

دروغ‌پردازی گسترده، گاه بیش از آنکه متوجه افکار عمومی ایران باشد، معطوف به جامعه خودی و متحدان منطقه‌ای است. دولت ترامپ، در شرایطی که افکار عمومی آمریکا از جنگ‌های فرسایشی خسته شده و حمایت از اسرائیل نیز با چالش‌هایی روبه‌روست، نیازمند این فضاست که خود را برنده نشان دهد هر چند که روایت در این بخش بسیار به نفع ایران است اما ترامپ بسیار نیازمند پیروزی خود را نشان داده است.

پوشش دهی بر زیاده خواهی و پنهان کردن شکست 

مذاکرات اخیر به روشنی نشان داد که طرف آمریکایی با زیاده‌خواهی پشت میز آمده بود و وقتی ایران منطق و مقاومت خود را حفظ کرد، مذاکرات به بن‌بست خورد. 

در چنین شرایطی، موج‌سازی رسانه‌ای با اخبار جعلی (مثل نقل قول‌های جعلی از عراقچی یا خبر حملات نظامی در لرستان) تلاشی است برای تغییر روایت به جای پذیرش شکست تاکتیکی خود. این همان استراتژی «توسل به دروغ بزرگ» است که وقتی حرفی برای گفتن ندارند، سر و صدا راه می‌اندازند.

نشانه ضعف استراتژیک و ناامیدی از ابزارهای واقعی

 هرچه حجم فیک نیوزها بیشتر باشد، طرف مقابل ضعیف‌تر و ناامیدتر است. آمریکا و اسرائیل به خوبی می‌دانند که گزینه نظامی با توجه به تجربه‌های گذشته و قدرت بازدارنده ایران، نه ممکن و نه مقرون به صرفه است. تحریم‌های حداکثری نیز دیگر اثر سابق را ندارد. پس تنها راه، «جنگ روانی» و «مدیریت ادراک» است. اما این ابزار به دلیل تکرار و افشاگری‌های مکرر، روزبه‌روز کارایی خود را از دست می‌دهد. بازار (اعم از بازار نفت، ارز یا بورس) دیگر به این شوک‌های کاذب واکنش جدی نشان نمی‌دهد. این موضوع نشان دهنده فرار از واقعیت است که ضعف دشمن را آشکار می‌کند. 

حجم بالای اخبار جعلی نه یک نشانه قدرت، که فریاد ضعف و درماندگی طرف غربی است. این پروژه پرهزینه، صرفاً برای خرید زمان و مدیریت بحران داخلی خودشان راه‌اندازی شده، اما همانند هر دروغ تکرارشونده‌ای، دیر یا زود اعتبار خود را از دست می‌دهد. 

واقعیت میدان، دیپلماسی هوشمندانه ایران و صبر راهبردی مردم، بهترین پادزهر این سم است. آنچه امروز تحت عنوان «فیک نیوز» می‌بینیم، فردا در تاریخ به عنوان یکی از رسواترین نمونه‌های شکست پروپاگاندا ثبت خواهد شد.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha