باشگاه خبرنگاران جوان- پس از آغاز حمله اسرائیل و آمریکا به ایران در ۹ اسفند سال گذشته، و در پی ادامه درگیریها و مقاومت و مقابله به مثل ایران در برابر حملات این دو قدرت مهاجم، تغییر در ادبیات و نحوه روایت رسانهها و مقامهای غربی قابل بررسی است.
بررسی اولیه پوشش رسانهای و تحلیلهای منتشرشده نشان میدهد که در برخی موارد، تغییراتی محدود و تدریجی در لحن و چارچوب روایت دیده میشود، هرچند این تغییرات فراگیر و بنیادی نیست.
یکی از نشانههای این تغییر، تحول نسبی در واژگان و توصیفها در برخی گزارشها و تحلیلهاست. در حالی که در مراحل اولیه درگیریها اغلب از ادبیاتی همسو با مواضع رسمی دولتهای غربی استفاده میشد، با طولانی شدن درگیریها در برخی رسانهها واژههایی مانند «درگیری»، «جنگ» و «تشدید تنش» بیشتر به کار رفته و اشاره به توان نظامی و ظرفیت دفاعی ایران نیز در برخی تحلیلها برجستهتر شده است. همچنین در مواردی توجه بیشتری به پیامدهای انسانی و منطقهای جنگ مشاهده میشود.
در سطح تحلیلهای کارشناسی نیز در برخی نشریات و اندیشکدههای غربی رویکردی واقعگرایانهتر دیده میشود. برخی تحلیلگران به بررسی توان بازدارندگی ایران پرداخته و نسبت به خطر گسترش جنگ در سطح منطقه هشدار دادهاند. در کنار این موضوع، در مواردی کارآمدی برخی راهبردهای نظامی یا سیاسی مطرحشده از سوی دولتهای غربی نیز مورد پرسش قرار گرفته است.
با این حال، باید توجه داشت که رسانههای غربی مجموعهای یکپارچه و همگن نیستند و رویکردهای متفاوتی در میان آنها وجود دارد. رسانههای نزدیکتر به دولتها معمولاً کندتر در لحن خود تغییر ایجاد میکنند، در حالی که رسانههای مستقلتر، تحلیلی یا دانشگاهی گاه روایتهای پیچیدهتر و چندجانبهتری ارائه میدهند. همچنین در فضای دانشگاهی و شبکههای اجتماعی تنوع دیدگاهها به مراتب بیشتر است.
اما در شبکههای اجتماعی، به دلیل فراگیرتر بودن این تغییرات بسیار مشهود است و میتوان دید که گویی در سازهای صُلب و سنگین، ترکهایی پدید آمده و اندک اندک صداهای متفاوتی به گوش میرسد.
این ترکهای ریز شکستهای خرد و بزرگ ایجاد میکنند و لاجرم نشت پیدا خواهند کرد به رسانههای اصلی. به عنوان مثال سخنان این نظریه پرداز فرانسوی، که با تصویر همیشه حق به جانب و ارباب مسلکانه غربی مغایر است و آن اندیشه و تصویر ذهنی و ادبیات را به انتقاد میگیرد:
شواهد نشان میدهد که این تغییر ادبیات پس از درگیریهای طولانی، و مقاومت مؤثر توانسته در برخی رسانهها و محافل تحلیلی غربی به تعدیل نسبی لحن و افزایش رویکردهای واقعگرایانهتر منجر شود. هرچند این تغییرات عمدتاً در سطح تحلیلها و نحوه بیان دیده میشود و لزوماً به معنای تغییر اساسی در مواضع رسمی سیاسی یا چارچوبهای کلان سیاست خارجی غرب نیست؛ و نمیتوان به آنها به عنوان نمونهای از آگاهی یا فهم حق طبیعی ملتها در تعیین سرنوشت و اداره سرزمین و بهرهمندی از استقلال در نظر گرفت، اما نمیتوان انکار کرد پدید آمدن ترک در بنای ادبیات استعماری و شنیده شدن صداهای مخالف سلطه رسانهای این کشورها، حاصل سالهای طولانی تلاش مردمی است که روی پای خود ایستادن و ساختن را، با گوشت و پوست و استخوان درک کردهاند و امروز با سری برافراشته تحسین دشمنان تاریخی خود را برانگیختهاند.
تغییر ادبیات دشمن، حاصل تلاش تک تک مردمی است که مبعوث شدهاند.
منبع: مهر