بازخوانی یک پرونده جنایی؛
حس عجیب برای کشف قتل پیرمرد
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛ از قدیم گفته اند تابستان می رود و سوزش گرمایش می ماند برای آن که از آب به خوبی بهره نبرده است. خدا را شکر به همت و پیگیری بزرگواران و دلسوزان، فیلم های رکیک، سست، مقوایی و بی اندیشه ای که عفت عمومی را هدف قرار داده بودند، از پرده سینما به زیر کشیده شدند که امیدوارم مخارج زندگی مجوز دهندگان بکشد بالا! اولین فیلمی که پروانه اش را با شمع سوزاندند (سوزانده باد پروانه ی ماشین کارگردانش)، "۵۰ کیلو آلبالو" بود که اسمش را باید حدود صد کیلو آشغال فرهنگی می گذاشتند. به اعتقاد من شربت های آلبالوی این فیلم (که شک دارم واقعا شربت بوده باشند!) طبیعی تر از کاراکترهای اصلی بازی می کردند. فیلم بعدی "من سالوادر نیستم" بود. اولا که به سنگ پای حمامم که سالوادر نیستی! این هم شد اسم آخر؟! اصلا این سالوادر که بود. آنهایی که در بچگی درگیر بازی مسخره "دالی" بودند، برای احترام به این بازی اسم کاراکتر اصلی را سالوادر گذاشته اند که نام "سالوادر دالی" را زنده کنند که مرگ بر آثار و سیبیل و نامش باد. چرا در این فیلم اسم زبانم لال "ابی" برده می شود؟ مگر ما هنرمندانی چون "چنگیز حبیبیان" و "علیرضا افتخاری" و" بیژن خاوری" نداریم. آن شخصی که مجوز داده باید روزی را تصور کند، همان روزی را که تب کرده است، که اگر لمسش هم کنند دیگر نمی تواند به آغوش دنیا برگردد.