هرگاه کسی در مقام معارضه و مبارزه بالاتر و قویتر از خود برآید از باب هشدار و تهدید به او گفته می شود :" با او درنیفت و چوب توی آستینت می کند " یا به شکل دیگر :" طرف قوی است . حریفش نیستی و چوب توی آستینت می کند ."
وقتی که شدت عشق و علاقه به مرحلۀ غایت و نهایت برسد عاشق واقعی جز معشوق نمی بیند و چیزی را درک نمی کند. برای این زمره از عاشقان واله و شیدا قرب و بعدی وجود ندارد. معشوق و محبوب را در همه حال علانیه و آشکار می بینند و زبان حالشان همواره گویای این جمله است که: در یمنی پیش منی.
بر افراد تیز بین و دوراندیش پوشیده نیست که عجله و شتابزدگی هرگز به نتیجه نمی رسد و عجول و شتابزده چون اسب تیزتک یکروز با سر سقوط خواهد کرد . به همین جهت در قضاوت عجله نمی کنند و عامل را به دست زمان می سپارند زیرا به خوبی می دانند که: شاهنامه آخرش خوش است.
به گفته علامه دهخدا در امثال و حکم عبارت چند مرده حلاج بودن کنایه از انجام دادن کاری است که در حدود توانایی چند مرد باشد و شاید تشبیه به عمل چند مرد حلاج باشد که یک تن آن را انجام دهد .
با داشتن يک وب سايت مشتريان شما به دنيايي از اطلاعات در مورد کسب و کار و تجرات شما دسترسي خواهند داشت. شما هم مي توانيد در هر لحظه در هر جايي از جهان که باشيد، اطلاعات جديدي را به سايت خود افزوده يا اين که اطلاعات قديمي آن را به روز رساني يا حذف کنيد.
گاه پیش می آید که از مقام بالاتر فرمانی صادر می شود، ولی آن که باید آن را اجرا نماید، فرمان را به مصلحت ندیده و از انجام آن خودداری می کند. در این حالت با طنز و کنایه این اصطلاح را برای او به کار می برند.
ایمان به خدا و توکل به عنایت پروردگاری از نعمتهای موهوبی است که چون نصیب آدمی شود به جرات می توان گفت به همه چیز دست یافته و هیچ عاملی نخواهد توانست که او ر در مسیر زندگی شیرین رویاانگیزش منحرف سازد .
این مثل در مورد افرادی به کار می رود که از خود راضی باشند و عجب و تکبر بیش از حد و اندازه آنها دیگران را ناراحت کند . در چنین مواردی گفته می شود:" مثل اینکه از دماغ فیل افتاده."
یکی از بخاراییان که پس از آن واقعه جان سالم به در برده به خراسان گریخته بود چون حال بخارا را از او پرسیدند جواب داد:" آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند."
گرز رستم در اینجا گرو است ، یعنی : این مشکل علی رغم گفته شاعر" مشکلی نیست که آسان بشود " ، سنگلاخ ناهمواری است که برای تسطیع و هموار کردن آن " گاو نر می خواهد و مرد کهن "
مراد از ضرب المثل بالا که غالبا اهل اطلاع و اصطلاح به کار می بردند این است که آدمی گهگاه به چنان سختی و دشواری گرفتار می شود که رنج و مصیبت سهل و ساده تر از مصیبت اولی را فوزی عظیم می داند.
کسی که صرفاً به مصالح شخصی پای بند باشد و پس از نیل به مقصود ، از دوستان و آشنایان خاصه آنهایی که وی را در اجابت مسئول یاری کرده اند یاد نکند و بر اسب مراد آن چنان بتازد که حتی واپس ننگرد.
این مثل مترادف است با مثل فارسی "كور كور را میجوید آب گودال را" و هر وقت دو نفر همدیگر را پیدا میكنند و با هم دمخور و مأنوس میشوند مردم درباره آنان این مثل را میزنند.
من حفربثراً لاخیه، وقع فیه ، منتسب به حضرت علی ابن ابی طالب(ع) است که نیازی به ریشه و علت تاریخی ندارد اما چون واقعه جالبی این عبارت آموزنده را بر سر زبانها انداخت ودوراندیشی سرور متقیان را در انشاد و انشای کلمات قصار مدلل داشت لذا بی مناسبت نیست به آن واقعه تاریخی اجمالا اشاراتی رود .