باشگاه خبرنگاران جوان - در بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب به مناسبت هفته دولت، بر یک ضرورت مهم برای رسیدن به «ایران هرچه قویتر» تأکید شده است؛ تبیین و روایت قدرت و قوّت ایران و ملت ایران.
این تأکید را نباید صرفاً یک توصیه رسانهای دانست. در جهان امروز، قدرت تنها در میدان عمل ساخته نمیشود؛ بخشی از قدرت، در تصویری که از یک کشور، جامعه و توانمندیهای آن در ذهن مردم و افکار عمومی شکل میگیرد نیز معنا پیدا میکند. کشوری که تواناییهای خود را نمیشناسد یا نمیتواند آنها را درست روایت کند، بخشی از ظرفیت قدرت خود را از دست میدهد. اما «روایت قدرت» به معنای نادیدهگرفتن ضعفها یا ارائه تصویری غیرواقعی از کشور نیست. اتفاقاً روایت قدرتمند، روایتی است که بر واقعیت تکیه دارد. تفاوت مهمی میان شناخت ضعف و نمایش ضعف وجود دارد. شناخت ضعف برای اصلاح و پیشرفت ضروری است؛ اما نمایش ضعف، هنگامی که بدون توجه به ظرفیتها، پیشرفتها و زمینه واقعی مسائل صورت گیرد، میتواند تصویری ناقص و ناامیدکننده از کشور ایجاد کند.
ازاینرو، روایتگر قدرت نباید واقعیتها را پنهان کند؛ بلکه باید آنها را در یک قاب کاملتر قرار دهد. اگر از مشکلات اقتصادی سخن میگوییم، باید همزمان ظرفیتهای تولید، نیروی انسانی، دانش، زیرساختها و تجربههای موفق عبور از بحران را نیز ببینیم. اگر از یک عقبماندگی سخن میگوییم، باید مسیر طیشده و امکان جبران آن را نیز توضیح دهیم. مسئله، سانسور ضعف نیست؛ مسئله، تبدیل یک ضعف به تمام روایت کشور است.
روایت قدرت همچنین نباید به فهرستی از آمار و گزارشهای رسمی محدود شود. مردم با دستاورد زمانی ارتباط برقرار میکنند که اثر آن را در زندگی واقعی ببینند. یک پژوهشگر، کارگر، معلم، پزشک، کارآفرین یا جوان متخصص میتواند قهرمان یک روایت قدرت باشد. وقتی یک فناوری، یک طرح عمرانی، یک خدمت عمومی یا یک موفقیت علمی از زبان انسانهایی روایت شود که آن را ساختهاند و از آن استفاده میکنند، قدرت از یک مفهوم انتزاعی به یک واقعیت قابللمس تبدیل میشود. ازسویدیگر، روایت قدرت نیازمند زبان قابلفهم است. بسیاری از دستاوردها به دلیل استفاده از ادبیات پیچیده و اداری، هرگز به افکار عمومی منتقل نمیشوند. روایتگر باید بتواند یک موفقیت پیچیده را به زبان ساده توضیح دهد: این دستاورد چه مسئلهای را حل کرده است؟ چه چیزی نسبت به گذشته تغییر کرده؟ چه کسی آن را ساخته؟ و چه اثری بر زندگی مردم دارد؟
در این میان، یک اصل اساسی نباید فراموش شود: اغراق، دشمن روایت قدرت است. اگر میان روایت رسمی و تجربه روزمره مردم فاصله زیادی ایجاد شود، حتی یک دستاورد واقعی نیز ممکن است باورپذیری خود را از دست بدهد. روایت قدرت زمانی ماندگار است که مخاطب احساس کند با یک واقعیت مواجه است، نه با تبلیغات. بنابراین، روایتگر قدرت باید همزمان سه ویژگی داشته باشد: واقعبین باشد، مصداقمحور باشد و امیدآفرین باشد. واقعبین باشد تا مشکلات را انکار نکند؛ مصداقمحور باشد تا سخنش از شعار فاصله بگیرد؛ و امیدآفرین باشد تا نشان دهد مشکلات، پایان راه نیستند.
میتوان الگوی سادهای برای این نوع روایت بیان کرد: واقعیت، مصداق، انسان، مقایسه، مسئله باقیمانده و افق آینده. یعنی بگوییم چه بودهایم، چه کردهایم، چه کسی این کار را انجام داده، نسبت به گذشته چه تغییری رخداده، چه مشکلاتی هنوز باقیمانده و گام بعدی چیست. در نهایت، «روایت قدرت» به معنای تعریفکردن از خود نیست؛ به معنای قابل بیانکردن ظرفیتهای واقعی کشور برای خود و دیگران است. ملتی که تواناییهای خود را میشناسد، پیشرفتهایش را میبیند، ضعفهایش را دقیق میشناسد و برای آینده تصویر روشنی دارد، از سرمایهای برخوردار است که هیچ آمار و نموداری بهتنهایی نمیتواند آن را اندازهگیری کند: اعتماد به توانایی خود برای ساختن آینده. ازاینرو، روایتگری قدرت بخشی از همان تلاش برای ساختن «ایران هرچه قویتر» است؛ تلاشی که در آن عمل، قدرت میسازد و روایت درست، قدرت را به آگاهی و سرمایه اجتماعی تبدیل میکند.
منبع: فرهیختگان