باشگاه خبرنگاران جوان؛ اعظم پورکند - فرد کاپلان در مطلبی برای نشریه اسلیت (slate) نوشت: در مناقشه دیپلماتیک بر سر تنگه هرمز، ایران بار دیگر ثابت کرده است که بازیگر اصلی معادلات منطقهای است. درخواستهای اخیر تهران -که ممکن است از دیدگاه واشنگتن افراطی به نظر برسد- در واقع بازتابی از قدرت و نفوذ فزاینده ایران در خلیج فارس و فراتر از آن است. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، این درخواستها را «غیرقابل قبول» خوانده، اما واقعیت میدانی نشان میدهد که ایران با تکیه بر توانمندیهای نظامی و موقعیت ژئوپلیتیک خود، شرایط را به نفع خود تغییر داده است.
پیشنهاد ایران که توسط دبیر شورای عالی امنیت ملی ارائه شد، شامل بازگشایی تنگه هرمز مشروط به پایان محاصره دریایی، لغو تحریمهای نفتی، آزادسازی داراییهای مسدودشده، خروج نیروهای نظامی آمریکا از منطقه و پرداخت غرامت است. این درخواستها که تکرار برخی از مفاد یادداشت تفاهم ژوئن است، نشان میدهد که ایران نه تنها در موضع ضعف قرار ندارد، بلکه با استفاده از اهرمهای قدرتمند خود، معادلات را به نفع خود پیش می برد.
رهبران ایران، به ویژه افسران ارشد سپاه پاسداران، با درک کامل از قدرت خود، یادداشت تفاهم را به چالش کشیده و بر تفسیر خود از آن تأکید کردهاند. آنها به خوبی میدانند که کنترل تنگه هرمز، که اقتصاد جهانی و حتی انتخابات آینده آمریکا را تحت تأثیر قرار داده، در دستان آنهاست. این موقعیت، به آنها اجازه داده است که با اعتماد به نفس کامل، شرایط خود را دیکته کنند.
ترامپ که زمانی از «برگهای برنده» خود سخن میگفت، اکنون در موضعی انفعالی قرار گرفته و همان برگ های برنده اکنون در دست ایران است. او با ادعای اینکه «فقط منتظر فروپاشی ایران» است، سعی در پنهان کردن ناتوانی خود دارد، اما واقعیت این است که ایران با مدیریت هوشمندانه بحران، قدرت برتر منطقهای خود را ارتقا داده است. اقتصاد ایران، با وجود تحریمها، همچنان پابرجاست و جامعه ایران با تکیه بر مقاومت و انسجام ملی، در برابر فشارهای خارجی ایستادگی کرده است.
شکست استراتژی ترامپ در برابر قدرت ایران
ترامپ که با اتکا به مشاوران غیرمتخصصی مانند جرد کوشنر و استیو ویتکاف وارد این بازی شده، اکنون با بنبستی راهبردی مواجه است. یادداشت تفاهم ژوئن که به عنوان یک «دستاورد بزرگ» معرفی شد، در عمل به دلیل عدم درک واقعیتهای میدانی و قدرت چانهزنی ایران، با شکست مواجه شد. ایران با رد تفسیرهای آمریکایی از این تفاهم، نشان داد که هیچگاه از موضع ضعف وارد مذاکره نشده است.
همزمان، نتانیاهو با رد طرح صلح ۱۵ مادهای ترامپ برای غزه، نشان داد که حتی متحدان نزدیک آمریکا نیز دیگر تحت تأثیر وعدههای توخالی واشنگتن قرار نمیگیرند. این در حالی است که ایران با ایستادگی در برابر زیادهخواهیهای آمریکا و اسرائیل، جایگاه خود را به عنوان قدرتی غیرقابلانکار در منطقه تثبیت کرده است.
ممکن است راهی برای خروج از این بنبست وجود داشته باشد. یادداشت تفاهم همیشه توافق بدی برای آمریکا بود، اما در شرایط کنونی، ممکن است بهتر از بسته نگه داشتن تنگه هرمز یا ازسرگیری یک جنگ احمقانه و مرگبار باشد. حتی متن پیشنهاد فعلی ایران نیز جای چانهزنی دارد. به عنوان مثال، درخواست غرامت میتواند در مواد مربوط به لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده ادغام شود؛ و برخی از زبانهای مبهم، هم در یادداشت تفاهم و هم در بیانیه فعلی، میتوانند شفافسازی شوند. (درخواست برای خروج نیروهای نظامی آمریکا از منطقه اطراف ایران، واقعاً نمیتواند به معنای تعطیلی پایگاههای آمریکا با ۵۰٬۰۰۰ سرباز در قطر، بحرین، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و اردن باشد، میتواند؟)
متحدان آمریکا هر روز دعا میکنند که ترامپ افراد حرفهای را از دوور فرا بخواند – احیای خدمات خارجی، بازگشت دیپلماتها و تمرین دیپلماسی. اما، افسوس، این احتمالاً به انتخاب رئیسجمهوری از نوع دیگری نیاز دارد. سوال این است که آیا آمریکا می تواند دو سال و نیم باقیمانده را با وجود ترامپ و تیم ناکارآمدش دوام بیاورد؟
منبع: اسلیت