باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم سادات بهادر _ سکوت اتاق بازجویی را صدای پسری ۱۲ ساله میشکند؛ پسری که پاهایش هنوز به زمین نمیرسد، اما روبهروی دوربین پلیس، از تهدیدهای مادرش حرف میزند.
میگوید اگر همراهی نمیکرد، جانش را تهدید میکرد. میگوید گاهی او را در حمام زندانی میکرد تا تسلیم شود و رانندگی خودرو را برعهده بگیرد.حرفهایی که اکنون بخشی از پروندهای است که باید در مرجع قضایی بررسی شود؛ اما همین چند جمله کافی است تا ذهن هر شنوندهای را درگیر یک سؤال کند؛ چه بر سر این خانواده آمده که کودکی ۱۲ ساله، به جای تعریف خاطرات مدرسه، از همراهی در سرقت سخن میگوید؟
پاسخ این سؤال، در پروندهای نهفته است که این روزها در کرمان، نگاهها را به خود جلب کرده است.
شکار با لبخند
همه چیز از خیابانهای شلوغ شهر آغاز میشد.
یک دستگاه پژو ۴۰۵ آرام کنار بانوان سالمند توقف میکرد. زنی ۳۶ ساله با ظاهری عادی، سر صحبت را باز میکرد و پیشنهاد میداد آنها را به مقصد برساند.
اعتماد، نخستین چیزی بود که به دست میآورد.
اما چند دقیقه بعد، خودرو از مسیر اصلی خارج میشد. گفتوگو پایان مییافت و جای آن را تهدید میگرفت؛ یک قبضه کلت پلاستیکی، یک چاقو و دستانی که به سوی طلاهای زنان سالخورده دراز میشد.
یکی از مالباختگان، شش النگو، یک گردنبند و یک جفت گوشوارهاش را از دست داد و زن سالمند دیگری، ۲۴ النگو را؛ النگوهایی که به گفته پلیس، پس از ضربوشتم از دستانش خارج شد.
پلیس؛ پایان فرار در کمتر از یک هفته
رسیدگی به پرونده، بلافاصله پس از آخرین سرقت آغاز شد.
سرهنگ اکبر نجفی، فرمانده انتظامی شهرستان کرمان، میگوید: نیروهای انتظامی به مدت یک هفته، به صورت شبانهروزی و در سه مرحله عملیاتی، همه سرنخها را دنبال کردند تا سرانجام متهم در حاشیه شهر کرمان شناسایی و دستگیر شد.
به گفته وی، این عملیات نتیجه کار اطلاعاتی، رصد مستمر و تلاش بیوقفه مأموران بود؛ تلاشی که به پایان فعالیت متهم انجامید.
هشداری که نباید نادیده گرفت
سردار جلیل موقوفهئی، فرمانده انتظامی استان کرمان، این پرونده را فقط یک سرقت نمیداند؛ بلکه آن را هشداری برای همه شهروندان عنوان میکند.
او از بانوان خواست اصل خودمراقبتی را جدی بگیرند و تأکید کرد: همراه داشتن حجم زیادی از طلا، هرچند حق افراد است، اما میتواند انگیزه ارتکاب جرم را افزایش دهد.
وی همچنین از شهروندان خواست تا حد امکان از تاکسی، آژانسهای معتبر و وسایل حملونقل عمومی استفاده کنند و به خودروهای شخصی ناشناس اعتماد نکنند.
فرمانده انتظامی استان کرمان از شهروندان سراسر استان و حتی استانهای همجوار نیز درخواست کرد اگر با شیوهای مشابه مورد سرقت قرار گرفتهاند، برای شناسایی دیگر ابعاد پرونده به پلیس آگاهی استان کرمان یا کلانتری ۲۳ شهید مطهری مراجعه کنند.
«توهم داشتم...»
در میان اظهارات متهم، جملهای بیش از همه تکرار میشود؛ «هر دو بار توهم داشتم.»
او مدعی است مصرف شیشه، قدرت تشخیص را از او گرفته بود و آشناییاش با این ماده نیز از یک گفتوگوی اتفاقی در پارک آغاز شده است؛ ادعاهایی که اکنون بخشی از روند رسیدگی قضایی به پرونده به شمار میرود.
حلقه پنهان جرم.
اما این پرونده فقط به سارق ختم نمیشود.
سرهنگ نجفی از حلقهای سخن میگوید که کمتر دیده میشود؛ خریدارانی که بدون مطالبه فاکتور، طلاهای مشکوک را با قیمتی پایینتر از عرف بازار خریداری میکنند.
به اعتقاد وی، چنین معاملاتی فقط یک خرید ساده نیست، بلکه میتواند به تداوم چرخه جرم کمک کند. اگر بازار خرید اموال مسروقه از بین برود، بخشی از انگیزه سارقان نیز از میان خواهد رفت.
حرف آخر ...
در این پرونده، تنها النگوها به سرقت نرفتند. اعتماد دو زن سالمند، آرامش چند خانواده و شاید بخشی از کودکی یک پسر ۱۲ ساله نیز قربانی شد.
پلیس، متهم را دستگیر کرد؛ اما مهمترین درس این پرونده، بیرون از اتاق بازجویی و دادگاه رقم میخورد؛ جایی که شهروندان با هوشیاری بیشتر، خانوادهها با مراقبت از فرزندان و جامعه با بیاعتنایی به خرید اموال مشکوک، میتوانند اجازه ندهند چنین پروندههایی دوباره تکرار شوند.