در دل روستای تاریخی ورده، امامزاده عبدالقهار(ع) با معماری چوبی و پیشینه‌ای کهن، روایتگر پیوند تاریخ، معنویت و طبیعت است؛ بنایی که بخشی از هویت فرهنگی استان البرز را در خود جای داده است.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ رویا نادری - در میان کوه‌های ساوجبلاغ، جایی نزدیک به برغان و در فاصله‌ای نه‌چندان دور از کرج، روستایی قرار گرفته که هنوز بخشی از حافظه تاریخی ایران را در خود نگه داشته است؛ ورده. روستایی با کوچه‌های سنگفرش، دیوارهای کاهگلی، صدای رودخانه هزاربند و چنارهایی که انگار عمرشان از چند نسل آدم بیشتر است.

اما آنچه ورده را به مقصدی متفاوت تبدیل کرده، فقط طبیعت نیست. در دل این روستا، روی دامنه کوه و آن سوی رودخانه، بنایی کوچک قرار دارد که سال‌هاست مردم منطقه آن را بخشی از هویت خود می‌دانند؛ امامزاده عبدالقهار، معروف به امامزاده چوبی کرج. اینجا جایی است که تاریخ و ایمان، طبیعت و معماری، گذشته و زندگی امروز به هم می‌رسند.

برای رسیدن به ورده باید از جاده‌هایی عبور کرد که آرام‌آرام فاصله انسان را با شتاب شهر بیشتر می‌کنند. هرچه جلوتر می‌روی، ساختمان‌های بلند کمتر می‌شوند و جای خود را به باغ‌ها، کوه‌ها و مسیرهای سبز می‌دهند. شاید جذابیت اصلی چنین سفرهایی همین تغییر تدریجی باشد؛ اینکه انسان فرصت پیدا می‌کند از سرعت زندگی فاصله بگیرد. در روزگاری که بسیاری از آدم‌ها حتی زمان کافی برای شنیدن صدای خودشان ندارند، مکان‌هایی مانند ورده تبدیل به فرصتی برای مکث می‌شود.

آنچه این روستا را ارزشمند می‌کند علاوه بر طبیعت زیبا، حضور تاریخی و فرهنگی آن است؛ روایتی که در خانه‌های قدیمی، سنگ‌های مسیر، درختان کهنسال و بقعه‌ای کوچک در دل کوه باقی مانده است.

امامزاده عبدالقهار، از نوادگان امام موسی کاظم(ع) است و در میان مردم منطقه جایگاه ویژه‌ای دارد. اما دلیل شهرت این امامزاده معماری متفاوت بناست؛ استفاده از عناصر چوبی که باعث شده این مکان با نام امامزاده چوبی شناخته شود.

در نگاه اول بنا ساده به نظر می‌رسد؛ نه گنبدی عظیم دارد و نه شکوه معماری برخی زیارتگاه‌های بزرگ. اما همین سادگی، بخشی از جذابیت آن است. پنجره‌های اُرسی چوبی، نقش‌ونگارهای قدیمی و فضای آرام داخلی، حال‌وهوایی ایجاد کرده که بیشتر از آنکه با چشم دیده شود، با حس تجربه می‌شود.

در سال‌های گذشته، بخشی از این بنا مورد دستبرد قرار گرفته است؛ از جمله درهای چوبی قدیمی که امروز یکی از آن‌ها در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. این اتفاق، بار دیگر اهمیت حفاظت از میراث فرهنگی روستاها را یادآوری می‌کند؛ میراثی که گاهی در همین مکان‌های کوچک و کمتر شناخته‌شده پنهان شده است.

حسین آقایی یکی از اهالی قدیمی ورده است؛ مردی که سال‌ها در این روستا زندگی کرده و بسیاری از خاطرات نسل‌های گذشته را شنیده است.

وی درباره امامزاده می‌گوید: «خیلی از اهالی روستا با این مکان مقدس خاطره دارند. پدربزرگ‌های ما وقتی مشکلی داشتند، وقتی دلشان می‌گرفت یا حتی وقتی می‌خواستند شکرگزاری کنند، به اینجا می‌آمدند. اینجا بخشی از زندگی مردم بوده است».

آقایی به چنار قدیمی حیاط امامزاده اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «این درخت برای ما مثل بزرگ روستاست. خیلی چیزها دیده که ما ندیده‌ایم. آدم‌هایی آمده‌اند و رفته‌اند، نسل‌ها عوض شده‌اند، اما این چنار هنوز ایستاده. وقتی زیر سایه‌اش می‌نشینی، حس می‌کنی به چیزی وصل شده‌ای که از زمان بزرگ‌تر است».

وی بیان می‌کند: «امروز مردم شهر خیلی خسته‌اند. خیلی‌ها وقتی می‌آیند، شاید دنبال چیز خاصی نباشند. فقط می‌خواهند چند ساعت آرام باشند. اینجا همین آرامش را می‌دهد».

در گوشه‌ای از محوطه امامزاده، صدای آرام رفت‌وآمد زائران گوش را نوازش می‌دهد. اکبر اسدی، خادم امامزاده درباره تجربه سال‌های حضورش در این امامزاده می‌گوید: «آدم‌هایی که می‌آیند، قصه‌های مختلفی دارند. یکی برای زیارت می‌آید، یکی برای گردش، یکی هم فقط می‌خواهد چند ساعت از فضای شهر فاصله بگیرد. اما چیزی که بین همه مشترک است، این است که وقتی می‌روند، آرام‌تر از زمانی هستند که آمده‌اند.

 

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha