باشگاه خبرنگاران جوان - سالها دعوت، هشدار و صبر حضرت نوح (ع) با تمسخر و انکار قومش روبهرو شد تا آنجا که سرانجام سنت الهی به جریان افتاد و طوفانی فراگیر، تمدنی سرکش را در خود فرو برد.
قرآن کریم در آیات ۷ تا ۲۷ سوره قمر، تصویری تکاندهنده از سرنوشت اقوامی ارائه میدهد که بارها حقیقت را دیدند، اما به جای پذیرش، راه انکار و تمسخر را برگزیدند.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این بخش را صرفاً روایت تاریخی نمیداند، بلکه آن را بیان یک سنت همیشگی الهی معرفی میکند؛ سنتی که بر اساس آن، هر جامعهای که در برابر دعوت حق ایستادگی کند و همه راههای هدایت را ببندد، سرانجام با پیامد طبیعی و الهی رفتار خود روبهرو خواهد شد.
روز خروج از قبرها، آغاز آشکار شدن حقیقت
آیات با ترسیم صحنهای از قیامت آغاز میشود «یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا...»؛ روزی که انسانها با شتاب از قبرها بیرون میآیند و دعوتکننده الهی آنان را به سوی حساب فرا میخواند. قرآن این صحنه را با تعبیر «خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ» همراه میکند؛ چشمانی که از شدت هراس فرو افتاده است.
علامه طباطبایی توضیح میدهد که این تصویر، نقطه مقابل غرور و بیاعتنایی انسان در دنیاست. کسانی که در دنیا دعوت پیامبران را سبک میشمردند، در آن روز هیچ راهی برای فرار یا انکار ندارند. حقیقتی که سالها از آن گریخته بودند، اکنون به صورت عینی در برابرشان قرار گرفته است.
تکذیب؛ آغاز سقوط یک جامعه
پس از بیان صحنه قیامت، قرآن به نخستین نمونه تاریخی میپردازد، قوم نوح. آیه میفرماید که «کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ...». آنان نه تنها حضرت نوح (ع) را تکذیب کردند، بلکه او را «مَجْنُونٌ» خواندند و با انواع فشارها مانع تبلیغ او شدند.
تکذیب پیامبران تنها یک اختلاف فکری نیست، بلکه نشانه روحیهای است که حاضر نیست در برابر حقیقت تسلیم شود. چنین جامعهای معمولاً برای خاموش کردن صدای حق، به تمسخر، تهمت و تخریب شخصیت روی میآورد؛ همان رفتاری که در طول تاریخ بارها نسبت به پیامبران و مصلحان تکرار شده است.
دعای نوح، وقتی همه راههای هدایت بسته میشود
سالها دعوت بینتیجه، نوح (ع) را به این دعا رساند، «أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ» پروردگارا، من مغلوب شدهام، پس مرا یاری کن.
علامه طباطبایی تأکید میکند که این دعا از روی خستگی شخصی نبود؛ بلکه زمانی مطرح شد که روشن گردید قوم نوح دیگر ظرفیت پذیرش هدایت را از دست دادهاند. در چنین شرایطی، ادامه حیات آن جامعه جز گسترش فساد نتیجهای نداشت. بنابراین، درخواست عذاب، در حقیقت درخواست اجرای عدالت الهی بود، نه انتقام شخصی.
قدرتی که هیچ مانعی در برابر آن نیست
پس از دعای نوح، قرآن با بیانی بسیار پرقدرت میفرماید «فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ * وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُونًا...»؛ درهای آسمان گشوده شد و زمین نیز چشمههای خود را جاری ساخت.
قرآن در این آیات، هماهنگی کامل میان آسمان و زمین را برای اجرای فرمان الهی به تصویر میکشد. همان طبیعتی که مایه زندگی انسان است، اگر خدا بخواهد، میتواند وسیله نابودی تمدنی شود که در برابر حق ایستاده است. این حادثه صرفاً یک اتفاق طبیعی نیست، بلکه جلوهای از تدبیر الهی در تاریخ است.
کشتی نجات، نتیجه ایمان و اعتماد
در میان آن طوفان سهمگین، خداوند درباره کشتی نوح میفرماید که «وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ»؛ او را بر کشتیای از تختهها و میخها سوار کردیم.
علامه طباطبایی این کشتی را نماد لطف الهی نسبت به اهل ایمان میداند. نجات نوح و مؤمنان تنها به دلیل ساختن یک کشتی نبود؛ بلکه نتیجه اطاعت از فرمان خدا و اعتماد به وعده الهی بود. در نگاه قرآن، همواره در کنار سنت مجازات، سنت نجات نیز وجود دارد؛ خداوند هیچگاه مؤمنان را همراه با ستمگران نابود نمیکند.
تاریخ برای عبرت است، نه صرفاً روایت گذشته
پس از پایان ماجرای طوفان، قرآن میفرماید «وَلَقَدْ تَرَکْنَاهَا آیَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ»؛ این حادثه را به عنوان نشانهای برای آیندگان باقی گذاشتیم، پس آیا کسی هست که پند بگیرد؟
مقصود تنها باقی ماندن آثار کشتی نیست، بلکه اصل این واقعه و یاد آن در تاریخ، خود آیتی برای همه نسلهاست. قرآن نمیخواهد مخاطب تنها از سرگذشت گذشتگان شگفتزده شود بلکه میخواهد قوانین حاکم بر تاریخ را بشناسد. هر جامعهای که مسیر قوم نوح را تکرار کند، دیر یا زود با همان سنت الهی روبهرو خواهد شد.
قرآنی که راه فهم را هموار کرده است
این بخش از سوره قمر با جملهای تکرارشونده پایان مییابد «وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ». این آیه پس از هر داستان تکرار میشود تا یادآوری کند که پیام قرآن پیچیده و دستنیافتنی نیست.
آسان بودن قرآن به معنای بینیازی از تدبر نیست، بلکه یعنی خداوند راه هدایت را برای انسان هموار کرده و پیام اصلی آن برای هر جوینده حقیقت قابل فهم است. آنچه مانع هدایت میشود، دشواری قرآن نیست، بلکه لجاجت و غفلت انسان است.
در مجموع، آیات ۷ تا ۲۷ سوره قمر، هم تصویری از قیامت ارائه میدهد و هم نمونهای روشن از سنتهای الهی در تاریخ را به نمایش میگذارد. از منظر المیزان، این آیات هشدار میدهند که سقوط ملتها از لحظهای آغاز میشود که حقیقت را انکار و هشدارهای الهی را به تمسخر میگیرند؛ اما در مقابل، ایمان، صبر و اعتماد به وعده خدا، همواره کشتی نجاتی است که مؤمنان را از طوفانهای تاریخ عبور میدهد.
منبع: فارس