زنده‌یاد اکبر عبدی چه در قالب آثاری که برای کودکان و نوجوانان ساخته می‌شد و چه در فیلم‌های کمدی و کمتر جدی دل مردم را شاد می‌کرد.

باشگاه خبرنگاران جوان - اکبر عبدی یکی از بااستعدادترین بازیگران سینمای ایران در فردای پیروزی انقلاب بود. او در روزهایی که کشور ما وارد جنگی تحمیلی با رژیم بعث عراق و متحدان پشت‌صحنه‌اش شده بود، با حضورش در جلوی صحنه شادی را در رگ ملت ایران تزریق می‌کرد و روزبه‌روز به محبوبیتش در نزد خلق خدا اضافه می‌شد.

عبدی چه در قالب آثاری که برای کودکان و نوجوانان ساخته می‌شد و چه در فیلم‌های کمدی و کمتر جدی دل مردم را در هر جایگاه و خاستگاه اجتماعی و طبقاتی شاد می‌کرد و به همین خاطر توانسته بود زندگی خوبی برای خودش دست‌وپا کند. اما آیا برخورداری از یک زندگی نرمال برای مهم‌ترین کمدین سینمای ایران کافی بود تا مسئولان امر و مدیران جشنواره‌ها و جشن‌های داخلی دست از حمایت اکبر عبدی بردارند و او را با چند جایزه معمولی آن‌هم در قالب نقش‌های خاص تنها بگذارند؟

در مواجهه با فضای موجود در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ سینمای ایران درمی‌یابیم ستاره‌ها و آن‌ها که مردم را برای تماشای فیلم به سمت سالن‌ها فرامی‌خواندند با بی‌مهری روبه‌رو می‌شدند و در نهایت کج‌سلیقگی و بدفهمی از به دست آوردن جوایز مختلف نصیبی به دست نمی‌آوردند.

وقتی به فهرست بازیگران نامی سینما و آن‌ها که وارد حافظه تاریخی ملت شده‌اند نگاه می‌اندازیم، متوجه می‌شویم چهره‌های شاخص دهه‌های ۶۰ و ۷۰ از حیث تعدد و تنوع سهم بیشتری از باقی افراد در نسل‌های پیش‌وپس به عهده گرفته‌اند، اما به سیاق فوتبالیست‌های دهه ۶۰  که فرصت بازی در مقدماتی جام‌های جهانی ۱۹۸۲ و ۱۹۸۶ را به دست نیاوردند، از دورهمی‌های سینمایی و جوایزی که اکنون خروار خروار، با دلیل و بی‌مبنا به این‌وآن داده می‌شود، طرفی نبستند و تقریباً در هیچ‌دوره‌ای بهره‌ای از تشویق‌های نمادین نبردند.

برای نمونه، «جمشید هاشم‌پور» اگرچه دستمزدهای خوبی به‌خاطر بازی در فیلم‌های متفاوت گرفت و در روزگار و ایامی که ستاره شدن چندان به‌خاطر این‌همانی با دهه‌های ۴۰ و ۵۰ موردقبول مدیران سینمای جدید نبود، یکی از سوپراستارهای همان دوره بود، اما ۳۶ سال برای گرفتن تنها سیمرغ کارنامه سینمایی‌اش صبر کرد!

او به‌جز بازی در تیپ همیشگی رمبوی ایرانی که با سری تراشیده به دل حادثه می‌زد، آثار متفاوت زیادی هم در کارنامه‌اش دارد که توجه و التفات به هرکدام از آن‌ها نظیر کاراکتر «ممد ساکت» در «مزرعه پدری»، «حاج صفدر» در «واکنش پنجم»، «کمال» در «یک بوس کوچولو»، «اسمال چارلی» در «کیفر» و... می‌توانست مسیر بازیگری‌اش را در دهه‌های بعد به کل تغییر دهد و روی این تصور غلط که یک بازیگر برای همیشه باید در یک مدل نقش باقی بماند و هیچ‌وقت از حریم امنش خارج نشود خط بطلان بکشد.

پس از جمشید هاشم‌پور که شمایل سینمای بدنه ایران در دهه ۶۰ و نیمه ابتدایی دهه ۷۰ بود، بد نیست به «ابوالفضل پورعرب» بپردازیم. کارنامه هنری پورعرب در نسبت با سلف خود از تنوع کمتری برخوردار بود، اما او هم سوای مسائل مالی که از آن بی‌نصیب نبود، چندان باب میل محافل رسمی و هنری قرار نگرفت و به‌جز یک سیمرغ برای فیلم میانه‌حال «مردی شبیه باران» عملاً محبوبیتی در میان منتقدان و برگزارکنندگان جشنواره فجر نصیبش نشد تا اینکه در جشنواره چهل‌ودوم فجر به‌پاس یک‌عمر فعالیت هنری سیمرغ افتخاری این جشنواره را به دست آورد و الا حداقل می‌توانست در قالب کمدی‌رمانتیک «چهره» یا ملودرام «غریبانه» التفات و توجه بیشتری از جانب بلندگوهای رسمی به دست بیاورد.

تاریخ سینمای ما از این بی‌مهری‌ها کم ندارد و اکبر عبدی در این میان بیش از دو نمونه قبلی مورد بی‌اعتنایی جشنواره‌ها و مراسم‌های سینمایی قرار گرفت و تنها برای بازی در دو فیلم جایزه نقش مکمل مرد را از جشنواره فیلم فجر به دست آورد.

وقتی سیاهه آثاری را که آقای هزارنقش و هزارچهره سینمای ایران در آن بازی کرد، مرور می‌کنیم به‌روشنی برایمان مشخص می‌شود که اگر جشنواره فجر سیمرغ‌هایی که او استحقاق به دست آوردنش را داشت به وی می‌بخشیدند، شاید در میانه راه، مسیر حرفه‌ای‌اش به سمت بازی در فیلم‌های شانه تخم‌مرغی و سوپرمارکتی منحرف نمی‌شد.

برای مثال در کارنامه کمدین‌هایی نظیر «جری لوئیس»، «چارلی چاپلین»، «برادران مارکس»، «باستر کیتون» و... اگرچه فیلم‌های میان‌رده و متوسطی هم مشاهده می‌شود، اما حتی عبور از سینمای صامت به ناطق هم جز مورد خاص باستر کیتون، باعث تغییر ریل جدی این بازیگران و هنرمندان و در نتیجه معمولی شدنشان نشد، ولی اکبر عبدی باوجود استعداد ذاتی در کار بازیگری و نقش بی‌بدیلش در نجات فیلم‌های گیشه در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ به تابعی از وضعیت موجود بدل شد و در اواخر عمر کاری‌اش عملاً تأثیر دهه‌های پیش را از دست داد.

سینمای تجاری ما به دلیل مهندسی اکران و نبود رقیبی جدی در این حوزه در درون یک فضای انحصاری گرفتار و محاط شده و لزومی هم برای تغییر و توسعه خود نمی‌بیند، پس درنتیجه بدیهی است که عبدی و بازیگرانی چون او در میان مناسبات سمی موجود حل شوند و یادی از خود در دوران متأخر کارنامه‌شان به‌جای نگذارند.

اکبر عبدی برای بازی در دو فیلم «مادر» و «خوابم میاد» سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را با فاصله‌ای ۲۲ساله به دست آورد. البته این نقش‌های مهم و متفاوتی برای او محسوب می‌شدند، اما باید گفت این جایزه نه به علت کیفیت بازی این بازیگر و توانایی خارق‌العاده‌اش در رسیدن به تیپ مجنون یا مادر پیر، بلکه به دلیل گریم سنگین و فوکوس‌کش بودن این نقش‌ها به وی با کپی از رل‌های جایزه‌خور در اسکار نصیبش شد وگرنه می‌شد با بلندنظری، سیمرغ‌های نقش اول و مکمل را هم به‌خاطر بازی در «ای ایران»، «هنرپیشه»، «آدم‌برفی»، «قندون جهیزیه» و کمدی دیوانه‌وار «قاعده بازی» برایش کنار گذاشت.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۱
Iran (Islamic Republic of)
Mhd
۱۱:۲۹ ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
اکبر عبدی از جمله معدود بازیگرانی بود که همه جا حضور پر رنگ داشت.از برنامه کودک بگیر تا طنز و جنگ و .....روحش شاد.