هدیه‌دادن، پاسخ‌دادن به محبت دیگران و حتی پیش‌دستی در انجام کار خیر، از آن رفتارهایی است که رابطه‌ها را گرم‌تر می‌کند و می‌تواند خیر و برکت را به زندگی بیاورد.

باشگاه خبرنگاران جوان - چند بار برای خرید یک هدیه، از بودجه ضروری زندگی‌تان زده‌اید یا حتی به فکر قرض گرفتن افتاده‌اید؟ اگر هدیه دادن برای شما هم گاهی با فشار مالی و عذاب وجدان همراه می‌شود، شاید گرفتار بدهکاری عاطفی شده‌اید.

همکارتان وسط یک روز شلوغ، یک لیوان چای روی میزتان می‌گذارد. دوستتان بدون هیچ چشمداشتی، چند ساعت برایتان وقت می‌گذارد و به حرف‌هایتان گوش می‌دهد. طبیعی است که در چنین موقعیتی دلتان بخواهد محبت او را به بهترین شکل جبران کنید؛ برایش هدیه بخرید، به شام دعوتش کنید یا حتی پیش از آنکه دوباره کاری برایتان انجام دهد، شما برای خوشحال‌کردنش قدمی بردارید.

هدیه‌دادن، پاسخ‌دادن به محبت دیگران و حتی پیش‌دستی در انجام کار خیر، از آن رفتار‌هایی است که رابطه‌ها را گرم‌تر می‌کند و می‌تواند خیر و برکت را به زندگی بیاورد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که برای بعضی از ما، یک «ممنونم» یا یک محبت ساده کافی نیست و احساس می‌کنیم تا پولی خرج نکنیم، قدردانی‌مان کامل نمی‌شود؛ حتی اگر این هزینه بیشتر از توان مالی‌مان باشد. اگر همیشه بخشی از درآمدتان صرف جبران «محبت دیگران» می‌شود و این جبران، بدون توجه به شرایط مالی، شما را تحت فشار قرار می‌دهد، ممکن است در تله‌ای به نام «بدهکاری عاطفی» گرفتار شده باشید. اما چرا بعضی از ما هدیه و قدردانی را فقط در پول خرج‌کردن می‌بینیم و روی هر لبخند و کمکی یک برچسب قیمت می‌چسبانیم؟

هدیه‌دادن یا پرداخت یک بدهی؟

بسیاری از ما تصور می‌کنیم هیچ محبتی در دنیا رایگان نیست. اگر کسی برایمان وقت می‌گذارد، حرفمان را می‌شنود یا در روز‌های سخت کنارمان می‌ماند، احساس می‌کنیم یک «بدهی سنگین» به او پیدا کرده‌ایم. البته پاسخ‌دادن به محبت دیگران و تلاش برای جبران احسان آنها رفتار ارزشمندی است. اما مشکل زمانی شکل می‌گیرد که فرد احساس کند ارزش محبت دیگران را فقط با خرج کردن پول می‌تواند جبران کند.

در این شرایط، محبت‌های کلامی، رفتار خوش و حمایت‌های معنوی دیگران فقط با هدایای کوچک و بزرگ یا خرید‌های غیرضروری جبران می‌شوند. فرد به توان مالی و شرایط زندگی‌اش نگاه نمی‌کند و تصور می‌کند هرچه هدیه گران‌تر باشد، قدردانی او کامل‌تر است. در واقع، بدون آنکه حواسش باشد، برای حفظ روابطش خودش را در فشار مالی قرار می‌دهد.

ردپای کودکی؛ عشق در برابر اسکناس

اما ریشه این ولخرجی‌های احساسی کجاست؟ از منظر روان‌شناسی بالینی، ریشه این رفتار را می‌توان در الگو‌های دلبستگی و تجربه‌های دوران کودکی جست‌و‌جو کرد. کودکانی که در محیطی با «محبت مشروط» بزرگ شده‌اند، یاد می‌گیرند که عشق و توجه والدین رایگان نیست و برای به‌دست‌آوردن آن باید کاری انجام دهند؛ مثلاً نمره خوب بگیرند، بچه ساکتی باشند یا همیشه خواسته‌های دیگران را بر خواسته‌های خودشان مقدم بدانند. این الگو در بزرگسالی به شکل احساس «عدم ارزشمندی درونی» خود را نشان می‌دهد. فرد در ناخودآگاه خود باور دارد: «من به‌خودیِ‌خود آن‌قدر ارزشمند نیستم که کسی بی‌دلیل به من محبت کند؛ پس حتماً باید بهای این لطف را با یک هدیه یا خرج‌کردن پول بپردازم تا او را در کنار خود نگه دارم.»

در چنین شرایطی، هدیه دیگر فقط وسیله‌ای برای ابراز محبت نیست؛ به بهایی تبدیل می‌شود که فرد تصور می‌کند باید برای حفظ رابطه بپردازد. او نه به دلیل علاقه و شوق، بلکه از ترس کم‌لطف به‌نظررسیدن، طردشدن یا از‌دست‌دادن رابطه هدیه می‌خرد.

چطور از تله بدهکاری عاطفی بیرون بیاییم؟

خوشبختانه بدهکاری عاطفی یک ویژگی شخصیتی تغییرناپذیر نیست؛ بلکه الگویی است که می‌شود آن را اصلاح کرد. اصلاح این الگو هم به معنای کنارگذاشتن هدیه‌دادن یا بی‌پاسخ‌گذاشتن محبت دیگران نیست. هدف این است که قدردانی و جبران، از روی شوق و انتخاب انجام شود، نه از سر ترس، اجبار و فشار مالی.

باور کنید که ارزشمندید

بپذیرید که آدم‌ها گاهی فقط به خاطر خودتان و بدون هیچ چشمداشتی به شما لطف می‌کنند. شما شایسته دریافت محبت هستید و لازم نیست برای حفظ هر رابطه‌ای، بلافاصله بهای مالی بپردازید.

این پذیرش به معنای نادیده‌گرفتن خوبی دیگران نیست. می‌توان محبت را دید، برای آن ارزش قائل شد و به بهترین شکل پاسخ داد؛ بدون آنکه دریافت هر لطفی را به یک بدهی اضطراب‌آور تبدیل کرد.

تشکر را دست‌کم نگیرید

دفعه بعد که کسی به شما لطفی کرد، پیش از دست‌بردن به کیف پول، از ته دل بگویید: «ممنونم، کارت برایم خیلی ارزش داشت.»

این تشکر به معنای آن نیست که هیچ‌وقت هدیه‌ای نخرید یا خوبی طرف مقابل را جبران نکنید. قرار است یاد بگیرید ابراز کلامی قدردانی هم خودش نوعی هدیه است و لازم نیست حتماً همان لحظه با یک خرید، احساس بدهکاری‌تان را خاموش کنید.

ممکن است در آغاز کمی اضطراب بگیرید و عذاب وجدان داشته باشید، اما تحمل همین حس معذب‌بودن کمک می‌کند بفهمید یک رابطه سالم با هر محبت کوچک به مرحله تسویه‌حساب نمی‌رسد.

با محبت جبران کنید، نه فقط با کارت بانکی

اگر دوستی امروز به شما کمک کرد، شما هم فردا پای درد دلش بنشینید یا در انجام کاری همراهش باشید. اگر کسی در روز سختی برایتان چای ریخت، شما هم روز دیگری با یک چای، یک پیامیا رفتاری محبت‌آمیز حالش را بهتر کنید.

هدیه می‌تواند خریدنی باشد، اما به خرید محدود نیست. ارزش وقت، انرژی، حضور و توجه گاهی بسیار بیشتر از پول است. مهم این است که محبت طرف مقابل بی‌پاسخ نماند، نه اینکه پاسخ آن حتماً شکل مالی داشته باشد.

به اندازه جیب، به وسعت دل هدیه بدهید

هدیه‌دادن زمانی شیرین است که فرد را گرفتار فشار، قرض و پشیمانی نکند. پیش از خرید، به شرایط مالی خود نگاه کنید و ببینید آیا این هزینه واقعاً در توانتان هست یا قرار است برای اثبات قدرشناسی، از نیاز‌های ضروری زندگی بزنید.

کوچک‌بودن یا ارزان‌بودن هدیه، از ارزش محبت کم نمی‌کند. گاهی هدیه‌ای ساده که با توجه و شناخت انتخاب شده است، بسیار بیشتر از یک خرید گران‌قیمت به دل می‌نشیند. قرار نیست ارزش احساستان را با مبلغ روی برچسب هدیه ثابت کنید.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha