باشگاه خبرنگاران جوان - «العراق اتفتحت بيبانه انعزي سيد مجتبى وإخوانه» دربهای عراق گشوده شد؛ و به سید مجتبی و برادرانش تسلیت میگوییم. این شاهبیت، زمزمه هیئتها و دستههای سینهزنی عراق در این چند روز است. شاید این عبارت در نگاه نخست ساده به نظر برسد، اما اگر کمی افق دید خود را گستردهتر کنیم، معنای عمیقتری در آن خواهیم یافت. چرا کشوری درهای خود را میگشاید تا پیکر لالهگون رهبر کشور همسایه را بپذیرد و او را تشییع کند؟ چرا با چنین صمیمیت کوچهبازاری، به رهبر معظم انقلاب و برادرانش تسلیت میگوید؟ مگر عراقیها در شهید خامنهای چه دیدهاند؟ مگر شهید خامنهای برای ملتی که صبح و شام از دهها شبکه تلویزیونی و پایگاه خبری برخط میشنود که «عراق توسط ایران غارت میشود»، چه کرده است؟
سالهاست که صدها انگاره و روایت علیه ایران در فضای رسانهای عراق تکرار میشود؛ از جمله:
۱. انگارههای زیستمحیطی؛ مانند این ادعا که «ایران سرچشمههای دجله را بر عراق بسته است»، یا اینکه «ایران هور هویزه را خشکانده تا برای عراق بحران بیافریند»، یا اینکه «با خودداری از لایروبی اروندرود و کارشکنی، عملاً بندر بصره را به محاق برده است.»
۲. انگارههای مربوط به فساد سیاسی؛ مانند اینکه «فساد در طبقه سیاسی عراق ساخته و پرداخته ایران است» یا «ایران دستگاههای چاپ پول بانک مرکزی عراق را ربوده و برای عراق پول بدون پشتوانه چاپ میکند.»
۳. انگارههای امنیتی؛ مانند اینکه «ایران نخبگان اپوزیسیون عراق را ترور میکند» یا «برخی از اسرای عراقی جنگ هشتساله همچنان در زندانهای ایران نگهداری میشوند.»
۴. انگارههای مربوط به غارت منابع ملی؛ مانند اینکه «ایران به صورت نظاممند چاههای مشترک نفتی مرزی را غارت میکند.»
۵. انگارههای قومی و ملی؛ مانند اینکه «ایرانیها عراقیها را نژادی فروتر از خود میدانند» یا «جوانان عراقی را میربایند و برای اخاذی به ایران منتقل میکنند.»
۶. انگارههای مربوط به حاکمیت عراق؛ مانند اینکه «ایران با تشکیل حشد الشعبی، دولت عراق را عملاً به دولتی دستنشانده تبدیل کرده است.»
۷. انگارههای توسعهطلبانه؛ مانند اینکه «ایران با دور زدن تحریمها از طریق عراق، این کشور را در معرض فشار تحریمهای بینالمللی قرار داده است.» و دهها کلیشه دیگر که شب و روز علیه ایران در بوق و کرنا میشود.
خلاصه همه این روایتها یک جمله است: «ایران، عراق را به میدان تسویهحسابهای خود با دیگران تبدیل کرده و از آن به عنوان ابزار و منبع درآمد استفاده میکند.» و خلاصهتر اینکه: «عراق، استانی از ایران است.» جالب آنکه خواننده فارسیزبان نیز تقریباً همه این کلیشهها را، البته با جهتگیری معکوس، سالها از دهها رسانه فارسیزبان شنیده است. با این همه، چرا عراق پای کار جمهوری اسلامی ایستاده است؟
چرا اینگونه پروانهوار گرد پیکر رهبر شهید میگردد؟
چرا اندوه سید مجتبی، اندوه آنان نیز شده است؟ اگر بخواهم پاسخ را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم: زیرا آنان به «جهان سیاستِ شهید خامنهای» ایمان دارند. یعنی صورتبندی او از حق و باطل را پذیرفتهاند. یعنی راه مقاومت را همانگونه که او ترسیم میکرد، میپسندند. یعنی همانگونه که ملت ایران سید مجتبی را پیشوا و رهبر خود میداند، آنان نیز او را در همین جایگاه میبینند. یعنی همانگونه که ملت ایران با الهام از عاشورا ایستاده است، آنان نیز میخواهند در کنار این ایستادگی بایستنددر واقع، چون به «جهان سیاستِ خامنهای» باور دارند، سرنوشت خود را با سرنوشت ما گرهخورده تعریف میکنند. و از این همسرنوشتی نهتنها هراسی ندارند، بلکه آن را با صدای بلند فریاد میزنند.
منبع: فرهیختگان