باشگاه خبرنگاران جوان - صدای تعزیه در سالن میپیچد؛ نوایی آشنا که هنوز پرده نمایش بالا نرفته، مخاطب را به دل حالوهوای محرم میبرد. قصه، اما نه از میدان نبرد آغاز میشود و نه از روایتهای مرسوم عاشورا. در نخستین صحنه، دختربچهای در دل نمایش از پدرش میپرسد: «بابا، این صدای چیه؟» و پدر پاسخ میدهد: «تعزیه.» و همین یک سؤال، در را به روی قصهای باز میکند که قرار نیست تنها از عاشورا بگوید؛ بلکه میخواهد کودکان را به پرسیدن دعوت کند؛ به اینکه پیش از پذیرفتن هر حرف و هر جریانی، بایستند و بپرسند: «چرا؟»
نمایش عروسکی «درختهای گیلاس» به نویسندگی شراره طیار و محمدحسین حبیبی و کارگردانی شراره طیار، با اقتباس از کتاب «چرا؟ چرا؟ چرا؟» نوشته کلر ژوبرت، این روزها در تالار هنر روی صحنه است؛ نمایشی که مفاهیمی، چون آزادگی، مقابله با زورگویی و تفکر انتقادی را در قالبی متناسب با جهان ذهنی کودکان روایت میکند.
شراره طیار، نویسنده و کارگردان تئاتر، مدرس دانشگاه و مربی نمایش خلاق و فلسفه برای کودکان، در گفتوگو با ما از مسیر شکلگیری این نمایش، دغدغههایش درباره نسل امروز و چگونگی انتقال مفاهیم عمیق انسانی به کودکان میگوید. «چرا؟»؛ مهمترین واژهای که میخواستم بچهها یاد بگیرند.
شراره طیار، نویسنده و کارگردان این نمایش میگوید جرقه تئاتر «درخت گیلاس» نه در اتاق تمرین، بلکه در کلاسهای فلسفه برای کودکان زده شد؛ کلاسهایی که در آنها سالهاست تلاش میکنم بچهها را به پرسیدن و اندیشیدن عادت دهم.
او توضیح میدهد: «کتاب «چرا؟ چرا؟ چرا؟» اثر کلر ژوبرت، یکی از کتابهایی بوده که بارها برای کودکان خواندهام؛ کتابی که درست در آستانه محرم، مسیرش به تئاتر گره خورد. همین هم باعث شد دو سال پیش نخستین اجرای «درختهای گیلاس» در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شکل بگیرد و امسال، این اثر به سفارش حوزه هنری و خانه نمایش سوره امید دوباره جان گرفت.»
او ادامه میدهد: «چیزی که بیش از هر چیز مرا به سمت این روایت کشاند، صرفاً ساخت یک نمایش با حالوهوای محرم نبود. دغدغه اصلیام بچههای امروز بودند؛ نسلی که هر روز در معرض حجم زیادی از خبرها، تبلیغات و روایتهای آماده قرار میگیرد. برایم مهم بود به آنها یادآوری کنم که قبل از پذیرفتن هر حرفی، قبل از اینکه کورکورانه تحت تأثیر یک خبر، یک تبلیغ یا حتی رفتاری قرار بگیرند که همه انجام میدهند، کمی مکث کنند و از خودشان بپرسند: چرا؟ چرا باید این را بپذیرم؟ چرا کسی از من میخواهد این کار را انجام بدهم؟»
در روایت کتاب و نمایش نیز همین پرسشگری نقطه عزیمت داستان است. دختربچهای که صدای تعزیه را میشنود، از پدرش میپرسد تعزیه چیست و چرا امام حسین (ع) به میدان جنگ رفت. از دل همین سؤال ساده، قصهای شکل میگیرد که بهجای تأکید بر جنگ، از مقابله با زورگویی و ایستادن در برابر تحمیل سخن میگوید.
وقتی اینستاگرام از تئاتر جلو میزند
به باور این کارگردان، اگرچه مسئولیت فعالان حوزه کودک سنگین است، اما بدون حمایت نهادهای فرهنگی نمیتوان از کتاب و تئاتر انتظار رقابت با فضای مجازی را داشت.
او با اشاره به سهولت دسترسی کودکان به شبکههای اجتماعی میگوید: «ورود به اینستاگرام تنها به برداشتن یک تلفن همراه نیاز دارد، اما کتاب خواندن و تئاتر دیدن، هزینه و برنامهریزی میخواهد؛ موضوعی که ضرورت حمایتهای تشویقی را دوچندان میکند.»
طیار پیشنهاد میدهد که تماشای نمایش و مطالعه کتاب به بخشی از برنامه آموزشی کودکان تبدیل شود؛ همانطور که تکالیف درسی جدی گرفته میشوند، تجربههای فرهنگی نیز باید جدی گرفته شوند.
او از غیبت تئاتر کودک در تبلیغات شهری گلایه دارد: «تا امروز بیلبوردی ندیدهام که خانوادهها را به دیدن یک نمایش کودک دعوت کند، اما تبلیغ انواع خوراکیها و کالاها همهجا دیده میشود. طبیعی است که در چنین شرایطی، تئاتر و کتاب برای خانوادهها به یک ضرورت تبدیل نشود.»
به اعتقاد او، خانوادهها، آموزش و پرورش، رسانهها و نهادهایی مانند کانون پرورش فکری و حوزه هنری، هر کدام سهمی در شکلگیری عادت فرهنگی کودکان دارند.
از تصویرهای کتاب تا پرواز پرندهها روی صحنه
اقتباس از یک کتاب کودک، به گفته طیار، تنها به بازگویی قصه روی صحنه محدود نمیشود و ناگزیر تغییراتی در ساختار روایت ایجاد میکند. او توضیح میدهد که داستان کتاب با روایتی ساده پیش میرود؛ پرندههایی که روی درخت گیلاس زندگی میکنند و دارکوبی که با زورگویی، آنها را از آواز خواندن منع میکند تا اینکه بلبلی از راه میرسد و به جای اطاعت، میپرسد: «چرا؟»، اما همین روایت ساده، در تئاتر به شخصیتپردازی و گفتوگو نیاز داشته است. به همین دلیل، شخصیتهایی مانند طوطی، پلیکان، پرستو، جغد و مرغابی به نمایش اضافه شدهاند؛ پرندگانی که هر کدام نقشی در پیشبرد درام و شکلگیری جهان نمایشی اثر دارند.
طیار معتقد است تئاتر به واسطه امکانات بصری و خلق کنش و واکنش، به داستان اجازه میدهد از سادگی کتاب فراتر برود و لایههای تازهای پیدا کند.
او همچنین به یکی دیگر از ویژگیهای کتاب «چرا؟ چرا؟ چرا؟» اشاره میکند؛ کتابی که علاوه بر تصویرگریهای جذاب، سهزبانه نیز هست. به گفته او، هیچگاه تصمیمی برای اجرای نسخه انگلیسی نمایش وجود نداشته و به همین دلیل، این ظرفیت زبانی به شکل مستقیم وارد صحنه نشده است؛ هرچند دور از ذهن نیست که روزی نسخه انگلیسی «درختهای گیلاس» نیز نوشته و اجرا شود.
او با اشاره به تجربه سالها فعالیت در حوزه فلسفه برای کودک میگوید: «برای بسیاری از بچههای نسل جدید، کتابی که به دو یا سه زبان منتشر شده باشد، ارزش و جذابیت بیشتری پیدا میکند و متفاوت به نظر میرسد. همین ویژگی میتواند کودک را به سمت ورق زدن کتاب و همراه شدن با قصه بکشاند.»
طیار در پایان یادآور میشود که پس از تماشای نمایش، نسخه کتاب با تخفیف در اختیار خانوادهها قرار میگیرد؛ کتابی که در کنار محتوای تأملبرانگیزش، به واسطه تصویرگریهای رنگارنگ و چشمنوازش نیز میتواند تجربهای ماندگار برای کودکان رقم بزند.
وقتی رجزخوانی تعزیه به زبان کودک ترجمه میشود
اگرچه موسیقی یکی از عناصر جداییناپذیر تئاتر کودک است، اما در «درختهای گیلاس» این موسیقی صرفاً کارکرد سرگرمکننده ندارد.
طیار با اشاره به همکاری امیرحسین انصافی، شاعر و آهنگساز نمایش، توضیح میدهد که یکی از مهمترین صحنههای اثر، یعنی تقابل بلبل و دارکوب، بر پایه ریتم و ساختار رجزخوانی تعزیه شکل گرفته است.
او ادامه میدهد: «نور سبز و قرمز، به نشانه اولیا و اشقیا، صحنه را در بر میگیرد و بلبل و دارکوب در قالب رجز با هم روبهرو میشوند. مضمون این رجزها نیز مقابله با زورگویی است؛ اینکه هیچکس حق ندارد دیگران را به سکوت وادار کند و وقتی ظلمی رخ میدهد، نباید در کنار آن ایستاد. ما از نغمهها و ساختار رجزخوانی تعزیه استفاده کردیم، اما شعرها را در خدمت مفاهیمی، چون ایستادگی در برابر ظلم و «نه» گفتن به زور قرار دادیم.»
۴۵ دقیقه نمایش و ۱۵ دقیقه گفتوگو
طیار درباره مدتزمان اجرا نیز میگوید: «مدت زمان نمایش ۴۵ دقیقه است، اما، چون بعد از اجرا با بچهها درباره نمایشی که دیدهاند گفتوگو میکنیم، مجموعاً حدود یک ساعت طول میکشد.»
او در پایان میافزاید: «تاکنون سه اجرا برگزار شده و یک هفته اجرای دیگر باقی مانده است. این نمایش از یکشنبه ۷ تیرماه تا جمعه ۱۲ تیرماه در تالار هنر روی صحنه خواهد بود.»
شاید مهمترین دستاورد «درختهای گیلاس» همین باشد؛ اینکه در روزگاری که کودکان بیش از هر زمان دیگری با انبوهی از پیامها و روایتهای آماده روبهرو هستند، کسی روی صحنه بایستد و به آنها یادآوری کند: پیش از پذیرفتن هر چیز، یک بار از خودتان بپرسید؛ «چرا؟»