شیرخوارگان حسینی با سربند‌های «یا علی‌اصغر (ع)» در آغوش مادران، بار دیگر کربلا را زنده کردند؛ صحنه‌ای که از اشک و دعا آغاز شد و به امید ظهور حضرت صاحب‌الزمان (عج) پیوند خورد.

باشگاه خبرنگاران جوان ؛ مریم سادات بهادر _ گاهی تاریخ در کتاب‌ها ورق نمی‌خورد؛ در آغوش مادران زنده می‌شود. اجتماع عظیم شیرخوارگان حسینی از همان لحظه که نخستین نغمه‌های روضه در فضا پیچید، رنگ و بوی دیگری گرفت. گویی زمان از حرکت ایستاده بود تا چشم‌ها بار دیگر به شش‌ماهه‌ای دوخته شود که قرن‌ها پیش، با گلوی تشنه‌اش، بزرگ‌ترین سند مظلومیت عالم را نوشت.

نینوا در قاب رنگ‌ها

مراسم، تابلویی زنده از عشق و ایمان بود. سپیدی لباس کودکان، تصویری از پاکی و معصومیت بی‌مرز را به نمایش گذاشته بود؛ چادر‌های مشکی مادران، روایتگر اندوهی بودند که از عصر عاشورا تا امروز امتداد یافته است و رنگ سبز پوشش‌ها، نوید حیات و استمرار راهی را می‌داد که از کربلا آغاز شد و هنوز در رگ‌های تاریخ جاری است.

از گهواره‌های عاشورا تا سپاه ظهور

در میان این شکوه رنگ‌ها، سربند‌های کوچک «یا علی‌اصغر (ع)» بیش از هر چیز نگاه‌ها را به خود جلب می‌کرد؛ پرچم‌های کوچکی بر پیشانی نوزادان که گویی پیام کربلا را بی‌واسطه به نسل امروز می‌رساندند. هر سربند، نشانی از تعلق به مکتبی بود که با خون زنده ماند و با عشق ادامه یافت.

مادران؛ راویان زنده عاشورا

شاید زیباترین تصویر این اجتماع، مادرانی بودند که کودکان خود را در آغوش گرفته و همراه نوای روضه اشک می‌ریختند. اشک‌هایی که تنها از اندوه یک واقعه تاریخی سرچشمه نمی‌گرفت؛ اشک‌هایی از جنس دلدادگی، از جنس عهد و وفاداری.

در آن لحظات، مرز میان گذشته و امروز از میان برداشته شده بود. رباب (س) دیگر تنها نامی در تاریخ نبود؛ در نگاه هر مادری که کودک خود را به سینه می‌فشرد، حضور داشت. علی‌اصغر (ع) دیگر تنها یک روایت ماندگار نبود؛ در چهره هر شیرخواره‌ای که با سربند عاشقی در آغوش مادر آرام گرفته بود، دوباره متولد می‌شد.

از گهواره‌های عاشورا تا سپاه ظهور

از گهواره‌های امروز تا سپیده‌دم ظهور

اما پیام این اجتماع، تنها در سوگ و اشک خلاصه نمی‌شد. این مراسم، نمایش استمرار یک راه بود؛ راهی که از کربلا آغاز شد و به ظهور ختم خواهد شد. شیرخوارگان امروز، امانت‌های فردای این سرزمین‌اند؛ کودکانی که قرار است در دامان ایمان، آزادگی و محبت اهل‌بیت (علیهم السلام) رشد کنند.

مادران نیز تنها برای عزاداری نیامده بودند؛ آنان با کودکان خود آمده بودند تا نذری از جنس عشق تقدیم آسمان کنند؛ نذر سلامتی و تعجیل در فرج حضرت صاحب‌الزمان (عج). گویی همه نگاه‌ها و همه دعا‌ها یک جمله را زمزمه می‌کرد:

«یا صاحب‌الزمان (عج)! این کودکان، امانت‌های امروز ما و سربازان فردای تو هستند؛ آنان را با نام حسین (ع) بزرگ می‌کنیم، با یاد علی‌اصغر (ع) می‌پروریم و به امید ظهور تو، دل‌هایشان را به نور ایمان گره می‌زنیم.»

از گهواره‌های عاشورا تا سپاه ظهور

کربلا قرن‌ها پیش به پایان نرسید؛ هنوز در گهواره‌های کوچک این سرزمین نفس می‌کشد. هنوز در اشک مادران جاری است. هنوز در سربند‌های سبز و سفید کودکان می‌درخشد؛ و هنوز، از میان زمزمه‌های روضه، این پیام را به جهان می‌رساند که پرچم حسین (ع) از دستان نسل‌های گذشته به نسل‌های آینده سپرده شده است؛ پرچمی که تا سپیده‌دم ظهور، بر زمین نخواهد ماند.

«اللهم عجل لولیک الفرج»

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha