باشگاه خبرنگاران جوان؛ کیمیا قلیپور - سید محمدرضا موسوی، کارشناس حوزه انرژی در یادداشتی که در اختیار باشگاه خبرنگاران جوان قرار داد، نوشت: ابتدای سخن، قبل از پرداختن به موضوع انرژی، لازم است درباره ارقام صحبت کنیم. ظرفیت اسمی تولید روزانه گاز کشور ۸۸۰ میلیون مترمکعب است، اما ظرفیت عملی تولید روزانه گاز حدود ۸۰۰ میلیون مترمکعب برآورد میشود. همچنین کاهش ناشی از جنگ بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون مترمکعب عنوان میشود. از سوی دیگر، مصرف خانگی حدود ۸۵ درصدو مصرف صنایع حدود ۱۵ درصد از مصرف گاز را شامل میشود.
امروز در شرایطی حساس قرار داریم که چالش «ناترازی گاز» در کشور، فراتر از یک مسئله فنی، به دغدغهای جدی برای اقتصاد ملی، تولید، ارزآوری و ثبات قیمتها تبدیل شده است. نگاهی به اعداد و ارقام، این موضوع را روشن میکند: ظرفیت عملی تولید روزانه گاز ما حدود ۸۰۰ میلیون متر مکعب است، در حالی که مصرف خانگی در زمستانها بخش عمدهای از این ظرفیت را مصرف میکند. در چنین شرایطی، کوچکترین شوک خارجی، بهخصوص آسیبهای وارده به زیرساختها در تنشهای اخیر، میتواند سیستم را در آستانه بحران قرار دهد.
پیامدهای قطع گاز صنایع؛ یک بازی با حاصلجمع منفی
در مواجهه با این بحران، اولین و شاید سادهترین راهحل که به ذهن میرسد، قطع گاز صنایع است؛ اما این رویکرد، در عمل، یک «بازی با حاصلجمع منفی» است. چرا؟
کاهش تولید و افزایش تورم: گاز، خوراک اصلی بسیاری از صنایع است. قطع آن به معنای توقف خطوط تولید، کاهش عرضه کالا در بازار و در نتیجه، افزایش قیمتها و تشدید تورم است.
از دست رفتن ارزآوری: صنایع صادراتمحور، نقش حیاتی در تأمین ارز کشور دارند. محدود شدن تولید آنها، مستقیماً به کاهش درآمد ارزی، از دست رفتن بازارهای هدف و تضعیف موقعیت رقابتی منجر میشود.
آسیب به زنجیره ارزش: خاموش شدن یک واحد صنعتی، تنها به خود آن واحد محدود نمیشود، بلکه زنجیره تأمین و اشتغال مرتبط با آن را نیز متأثر میکند.
بنابراین، سیاستگذار باید تا حد امکان از قطع گاز صنایع اجتناب کند. حفظ صنایع، حفظ تولید، حفظ اشتغال و حفظ ارزآوری، اولویتهایی هستند که نباید به سادگی قربانی راهحلهای کوتاهمدت شوند.
پویش «نبض انرژی»؛ گذار از مدیریت بحران به حکمرانی انرژی
اینجاست که پویش «نبض انرژی» نقشی تحولآفرین ایفا میکند. «نبض انرژی» پیامآور یک تغییر پارادایم است: گذار از رویکرد سنتی «عرضهمحور» و «مدیریت بحران»، به رویکرد نوین «تقاضامحور» و «حکمرانی انرژی». این پویش نشان میدهد که راهحل پایدار، نه در سرمایهگذاریهای بیپایان برای افزایش ظرفیت، بلکه در مدیریت هوشمندانه داراییهای موجود و بهینهسازی مصرف نهفته است.
چگونه «نبض انرژی» به این هدف کمک میکند؟
تبدیل صرفهجویی به دارایی: هسته اصلی این پویش، استفاده از اقتصاد رفتاری است. به جای رویکرد دستوری و تنبیهی، بر پاداشدهی به کممصرفها تمرکز میشود. با استفاده از کنتورهای هوشمند و سیستمهای پایش، صرفهجویی هر خانوار به یک «امتیاز» یا «دارایی مالی» تبدیل میشود که میتواند به صورت نقدی، تخفیف در قبوض، یا حتی سهیم شدن در منافع حاصل از افزایش صادرات گاز، به مردم بازگردد. این امر، مردم را از مصرفکننده منفعل به مشارکتکننده فعال و انتفاعی در مدیریت انرژی تبدیل میکند.
با شفافیت در محاسبه امتیازات و منافع حاصل از صرفهجویی، اعتماد عمومی تقویت میشود. وقتی مردم احساس کنند در فرآیند مدیریت انرژی شریک هستند و منافع تلاششان را مستقیماً لمس میکنند، سرمایه اجتماعی برای اجرای سیاستهای بهینهسازی افزایش مییابد. این اعتماد، کلید موفقیت هر سیاست بلندمدت در حوزه زیرساخت است.
به جای هزینههای هنگفت برای توسعه میادین جدید، «نبض انرژی» بر بهینهسازی و بهرهوری داراییهای فعلی تأکید دارد. گازی که با مشارکت مردم صرفهجویی میشود، میتواند در شبکه بماند و نیاز به قطع گاز صنایع را کاهش دهد، که این خود مستقیماً به حفظ تولید و ارزآوری کمک میکند.
قابلیت تعمیم به سایر حوزهها: این مدل، تنها محدود به گاز نیست. رویکرد «نبض انرژی» میتواند الگویی موفق برای مدیریت هوشمند و پایدار در حوزههای حیاتی دیگر مانند آب و برق نیز باشد و جامعه را به سمت خودحفاظی و پایداری منابع سوق دهد.
«نبض انرژی» پاسخی علمی، اقتصادی و اجتماعی به چالش ناترازی گاز است. این پویش نشان میدهد که با شفافیت، دادهمحوری و جلب مشارکت مردم از طریق ایجاد منافع ملموس، میتوانیم از بحران گاز عبور کرده، صنایع را حفظ کنیم، از تولید و ارزآوری حمایت نماییم و در نهایت، با مهار تورم، به پایداری اقتصادی و اجتماعی دست یابیم. این یک تغییر نگرش است: از «محدودیت» و «قطع کردن»، به «فرصت» و «بهینهسازی»، با محوریت «انسان» و «مشارکت».