باشگاه خبرنگاران جوان - در حالی که فضای سیاسی آمریکا هنوز تحت تأثیر شکست پروژه فشار حداکثری علیه ایران قرار دارد، اکنون نشانههایی از چرخش دوباره سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ به سمت آمریکای لاتین و بهویژه کوبا دیده میشود؛ چرخشی که بسیاری از تحلیلگران غربی آن را تلاش کاخ سفید برای جبران ناکامی در پرونده ایران ارزیابی میکنند.
رسانه آمریکایی CNN هم در گزارشی هشدار داده است که ترامپ تلاش دارد همان سناریوی «تغییر حکومت» را این بار در هاوانا دنبال کند؛ مسیری که در تهران به نتیجه نرسید و اکنون ممکن است آمریکا را وارد بحران جدیدی کند.
واشنگتن با تشدید فشارهای اقتصادی، پروندهسازی حقوقی و افزایش تحرکات رسانهای علیه کوبا، در پی ایجاد شرایط بیثباتکننده در این کشور است. اما منتقدان معتقدند که کاخ سفید نهتنها تجربه شکستخورده ایران و ونزوئلا را نادیده گرفته، بلکه در حال ورود به زمینی است که میتواند برای آمریکا هزینههای امنیتی، سیاسی و انسانی گستردهای به همراه داشته باشد.

یکی از مهمترین نشانههای این رویکرد، طرح اتهامات قضایی علیه رائول کاسترو، رهبر ۹۴ ساله انقلاب کوباست. واشنگتن او را به نقش داشتن در قتل یک تبعه آمریکایی متهم کرده و همزمان حلقه محاصره اقتصادی و نفتی علیه هاوانا را تشدید کرده است. منتقدان این سیاست میگویند آمریکا تلاش دارد از ابزار حقوقی بهعنوان مکمل فشار اقتصادی استفاده کند تا ساختار سیاسی کوبا را دچار فرسایش کند.
با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که چنین اقداماتی نهتنها موجب فروپاشی حکومت کوبا نمیشود، بلکه به تقویت حس ملیگرایی و اتحاد داخلی در این کشور منجر خواهد شد. مؤسسه Quincy Institute در تحلیلی هشدار داده است که سیاست فشار حداکثری علیه کوبا میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و مردم این کشور را حول محور مقاومت در برابر آمریکا متحد کند؛ همان الگویی که پیشتر در ایران و تا حدی در ونزوئلا مشاهده شد.

کارشناسان یادآوری میکنند که دولت ترامپ پیشتر نیز تصور میکرد با تحریمهای گسترده، فشار معیشتی و تهدید نظامی میتواند ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران را دچار فروپاشی کند، اما نتیجه نهایی چیزی جز افزایش تنش منطقهای و تقویت انسجام داخلی ایران نبود. اکنون بیم آن میرود که تکرار همین سیاست در کوبا، آمریکا را وارد چرخهای تازه از بحرانهای فرسایشی کند.
در فضای داخلی آمریکا نیز مخالفتها با هرگونه ماجراجویی جدید رو به افزایش است. نظرسنجیها نشان میدهد بخش بزرگی از افکار عمومی آمریکا از جنگهای خارجی خسته شدهاند و اولویت را به حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی داخل کشور میدهند. بحران مسکن، تورم، بدهی عمومی و شکاف اجتماعی، موضوعاتی هستند که شهروندان آمریکایی بیش از هر زمان دیگری نسبت به آن حساس شدهاند.
در همین چارچوب، برخی سیاستمداران آمریکایی نیز نسبت به پیامدهای رویکرد تهاجمی علیه کوبا هشدار دادهاند. سناتور روبن گایگو تأکید کرده است که مردم آمریکا «خانه میخواهند نه بمباران هاوانا». این جمله به نمادی از انتقاد جریانهای داخلی آمریکا از سیاستهای مداخلهجویانه تبدیل شده است؛ سیاستهایی که به اعتقاد منتقدان، میلیاردها دلار هزینه روی دست مالیاتدهندگان گذاشته، اما دستاورد راهبردی پایداری برای واشنگتن نداشته است.

از سوی دیگر، مسئله کوبا تنها به فشار اقتصادی محدود نمیشود و ابعاد امنیتی نیز دارد. ساختار دفاعی کوبا بر پایه دکترین «دفاع مردمی» بنا شده است؛ مدلی که بر مشارکت گسترده مردم در مقاومت و جنگ فرسایشی تکیه دارد. تحلیلگران امنیتی معتقدند هرگونه اقدام نظامی مستقیم علیه کوبا میتواند آمریکا را وارد یک درگیری پیچیده و طولانی کند؛ درگیریای که هم تلفات انسانی برای ارتش آمریکا خواهد داشت و هم قربانیان غیرنظامی گسترده در کوبا برجای میگذارد.
برخی کارشناسان حتی از احتمال تبدیل شدن کوبا به «باتلاق جدید آمریکا» سخن میگویند. تجربه عراق، افغانستان و حتی ونزوئلا نشان داده که مداخله برای تغییر حکومت، برخلاف تصور اولیه واشنگتن، اغلب به بحرانهای مزمن و فرسایشی منتهی شده است. حالا این نگرانی وجود دارد که دولت ترامپ در تلاش برای کسب یک پیروزی نمادین خارجی، وارد مسیری شود که خروج از آن بسیار دشوار خواهد بود.
در کنار مسائل امنیتی، نگرانی دیگری نیز وجود دارد؛ بحران مهاجرت. بسیاری از تحلیلگران هشدار دادهاند که تشدید فشارها علیه کوبا ممکن است به فروپاشی اقتصادی و موج گسترده مهاجرت به سمت مرزهای آمریکا منجر شود. موقعیت جغرافیایی کوبا باعث میشود هرگونه بیثباتی در این کشور، مستقیماً امنیت مرزی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد.

تجربههای گذشته نشان داده که بحران در کشورهای آمریکای لاتین معمولاً با افزایش موج پناهجویان همراه میشود؛ مسئلهای که همواره به یکی از چالشهای بزرگ سیاست داخلی آمریکا تبدیل شده است. در صورت تشدید بحران در کوبا، دولت ترامپ ممکن است با موج جدیدی از مهاجران دریایی مواجه شود؛ بحرانی که نهتنها هزینههای انسانی و امنیتی دارد، بلکه میتواند فضای سیاسی داخلی آمریکا را نیز ملتهبتر کند.
همزمان برخی ناظران معتقدند که سیاست تهاجمی علیه کوبا بخشی از تلاش ترامپ برای بازسازی تصویر اقتدارگرایانه آمریکا پس از ناکامی بزرگ در ایران است. به باور این تحلیلگران، دولت آمریکا به دنبال آن است که با نمایش فشار علیه یک کشور کوچکتر، نوعی پیروزی نمادین در سیاست خارجی ثبت کند. اما منتقدان هشدار میدهند که چنین محاسبهای ممکن است بر پایه ارزیابی نادرست از واقعیتهای میدانی شکل گرفته باشد.
کوبا طی دهههای گذشته نشان داده که توانایی بالایی در سازگاری با تحریمها و فشارهای خارجی دارد. ساختار سیاسی این کشور هرچند با مشکلات اقتصادی جدی مواجه است، اما همچنان بر پایه نوعی انسجام ایدئولوژیک و ملیگرایانه عمل میکند. همین مسئله باعث شده بسیاری از تلاشهای گذشته آمریکا برای تغییر حکومت در هاوانا ناکام بماند.

تحلیلگران همچنین معتقدند که شرایط جهانی امروز با دهههای گذشته تفاوت کرده است. قدرتهای رقیب آمریکا مانند China و Russia حضور فعالتری در آمریکای لاتین دارند و هرگونه تشدید تنش علیه کوبا میتواند زمینهساز رقابتهای ژئوپلیتیکی تازهای شود. این مسئله نهتنها بحران را پیچیدهتر میکند، بلکه میتواند هزینههای راهبردی آمریکا را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، بسیاری از ناظران معتقدند دولت ترامپ در حال حرکت از «چاله ایران» به «چاه کوبا» است؛ مسیری که اگرچه ممکن است در کوتاهمدت مصرف تبلیغاتی و سیاسی داشته باشد، اما در بلندمدت میتواند آمریکا را با بحرانهای چندلایه مواجه کند.
جمعبندی بسیاری از تحلیلها این است که تجربه ایران نشان داد سرنگونی حکومتها از طریق فشار اقتصادی، تهدید نظامی و جنگ روانی همیشه ممکن نیست. اکنون این پرسش مطرح است که آیا واشنگتن از تجربههای گذشته درس گرفته یا بار دیگر در حال تکرار همان الگوی شکستخورده است؟
آنچه مشخص است این است که کوبا، برخلاف تصور برخی محافل آمریکایی، صرفاً یک جزیره کوچک در کارائیب نیست؛ بلکه میتواند به آزمونی تازه برای سیاست خارجی آمریکا تبدیل شود؛ آزمونی که نتیجه آن نهفقط برای هاوانا، بلکه برای آینده جایگاه جهانی واشنگتن نیز تعیینکننده خواهد بود.
با فقط و فقط چند گرم ویروس !!!!!!!!
ابرقدرت به فنا خواهد رفت
آخه ساده لوحی و بلاهت تا چه حد ؟؟!!!!