باشگاه خبرنگاران جوان- فتحها همیشه در خط مقدم اتفاق نمیافتند. گاهی پیروزی، پیش از آنکه روی خاکریز ثبت شود، در خانهها، خیابانها و دلِ مردمی شکل میگیرد که ایستادن را انتخاب کردهاند.
با این حال، آنچه معمولاً در روایتهای رسمی و حتی آثار سینمایی ما دیدهایم، بیشتر تصویر نبرد بوده است؛ تانکها، عملیاتها، فرماندهان و لحظههای فتح. در حالی که پشت هر پیروزی بزرگ، جهانی از تجربههای انسانی و اجتماعی وجود دارد که کمتر به آن پرداختهایم.
فتح خرمشهر یکی از مهمترین نمونههای این مسئله است. امروز ۴۵ سال از فتح خرمشهر میگذرد؛ اتفاقی سرنوشتساز در تاریخ معاصر ما که آثار سینمایی و مستند بسیاری برای آن ساخته شده است.
حتی در آثاری که سوژه اصلیشان فتح نبوده مثل سریال «در چشم باد»، «کیمیا» و «صیاد» باز هم فتح خرمشهر بخشی از روایت بوده است.
اما نکته جالب اینجاست که ماندگارترین تصویر در ذهن بسیاری از مخاطبان، نه خودِ لحظه فتح، بلکه روایتهایی انسانی از روزهای پیش از آن است.
فیلم «روز سوم» دقیقاً از همین زاویه اثرگذار شد؛ فیلمی که بهجای تمرکز مستقیم بر پیروزی، قصه نجات یک دختر را روایت میکرد و از دل همان داستان انسانی، عظمت مقاومت و فتح را به تصویر میکشید. مخاطب در آن فیلم، جنگ را فقط در صدای گلولهها نمیدید؛ بلکه آن را در ترس، امید، انتظار و پایداری آدمها لمس میکرد.
سینمای دفاع مقدس ما سالها بیشتر به خط مقدم نزدیک بوده تا به متن جامعه. دوربینها عمدتاً روی رزمندهها فوکوس کردهاند و کمتر به شهرهایی پرداختهاند که زیر سایه جنگ زندگی میکردند.
کمتر دیدهایم که جنگ چگونه خانوادهها را تغییر میدهد، چگونه کودکان را زودتر بزرگ میکند و چگونه مردم عادی را به بخشی از مقاومت تبدیل میسازد. در حالی که بخش مهمی از حقیقت جنگ، دقیقاً در همین تجربههای روزمره نهفته است.
نمونه موفق این نگاه را میتوان در سریال «وضعیت سفید» دید. اثری که جنگ را از زاویه زندگی مردم روایت کرد؛ از دل یک خانه، یک خانواده و روابط انسانی. همین نگاه اجتماعی باعث شد سریال برای مخاطب باورپذیر و ماندگار شود. مخاطب در آن اثر فقط تاریخ جنگ را نمیدید، بلکه زیستِ یک دوران را تجربه میکرد.
امروز نیز اگر قرار است درباره جنگ، مقاومت یا هر نوع ایستادگی ملی روایت بسازیم، باید به همین سمت حرکت کنیم. جامعه فقط میدان نبرد نیست؛ خیابان، خانه، مدرسه و زندگی روزمره مردم نیز بخشی از همان میداناند. همان مردمی که روزها و هفتهها در کف خیابان هستند و همچنان زندگی را ادامه میدهند، بخشی از روایت فتح هستند.
سینمای جهان هم پس از جنگهای بزرگ به همین نقطه رسید. بسیاری از آثار مهم پس از جنگ جهانی دوم، بهجای تمرکز صرف بر عملیاتها و فرماندهان، سراغ زندگی مردم عادی رفتند؛ مردمی که جنگ را با گوشت و پوست خود تجربه کرده بودند.
شاید امروز سینمای ما نیز بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد که دوربینش را از صرفِ میدان نبرد، به سمت زندگی مردم بچرخاند. چرا که گاهی حقیقتِ یک فتح، نه در لحظه پیروزی، بلکه در رنجها و ایستادگیهایی نهفته است که پیش از آن جریان داشتهاند.
منبع: فارس