باشگاه خبرنگاران جوان - همزمان با تداوم تنشها علیه جمهوری اسلامی ایران و افزایش ناامنی در مسیرهای انرژی منطقه غرب آسیا، نشانههای یک بحران جدی در صنعت هوانوردی اروپا آشکار شده است؛ بحرانی که از جهش بیسابقه قیمت سوخت جت آغاز شده و اکنون به لغو گسترده پروازها، افزایش شدید قیمت بلیت و حتی هشدار درباره ورشکستگی برخی شرکتهای هواپیمایی رسیده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، تابستان پیشِ روی اروپا میتواند به یکی از بحرانیترین دورههای صنعت گردشگری و حملونقل هوایی این قاره تبدیل شود.
گزارشهای رسانهها نشان میدهد که انسداد یا ناامن شدن تنگه هرمز، بهعنوان مهمترین شاهراه انتقال انرژی جهان، مستقیماً زنجیره تأمین سوخت جت و هواپیما را هدف قرار داده و اقتصاد اروپا را در موقعیتی شکننده قرار داده است. در شرایطی که بخش قابلتوجهی از سوخت موردنیاز بازار جهانی از مسیر خلیج فارس عبور میکند، هرگونه اختلال در این منطقه به سرعت خود را در بازارهای انرژی و سپس در صنعت حملونقل نشان میدهد.
اروپا از زمان آغاز تجاوز آمریکایی صهیونی به ایران و اختلال در حمل و نقل از طریق تنگه هرمز، با افزایش هزینههای انرژی و سوخت هوایی مواجه شده است؛ پالایشگاههای اتحادیه اروپا معمولا حدود ۷۰ درصد از تقاضای سوخت جت این بلوک را تامین میکنند، در حالی که باقی آن، به ویژه از کشورهای خلیج فارس، وارد میشود.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، بعد از کنترل هوشمند تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران قیمت سوخت جت طی مدت کوتاهی از حدود ۸۰ دلار به نزدیک ۱۸۰ دلار رسیده؛ افزایشی که بسیاری از ایرلاینهای اروپایی را غافلگیر کرده است. سوخت جت بهطور متوسط بین ۲۵ تا ۵۰ درصد هزینه عملیاتی شرکتهای هواپیمایی را تشکیل میدهد و به همین دلیل، کوچکترین شوک قیمتی میتواند ساختار مالی این شرکتها را به هم بریزد.
در سالهای گذشته بسیاری از ایرلاینهای بزرگ اروپایی با استفاده از قراردادهای بلندمدت یا ذخیرهسازی سوخت توانسته بودند بخشی از نوسانات بازار را کنترل کنند، اما بحران فعلی به اندازهای شدید و ناگهانی بوده که حتی این ابزارها نیز کارایی محدودی پیدا کردهاند یا بهتر بگوییم اصلا کارایی ندارند؛ شرکتهایی که ذخایر سوخت ارزانقیمت ندارند، اکنون با خطر جدی کاهش نقدینگی و حتی ورشکستگی روبهرو هستند.
کارشناسان اقتصادی معتقدند اروپا به دلیل وابستگی شدید به واردات انرژی، بیش از بسیاری از مناطق جهان در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی آسیبپذیر است. جنگ علیه ایران و فشارهای ناشی از آن، در عمل هزینهای را به اقتصاد اروپا تحمیل کرده که فراتر از محاسبات اولیه سیاستمداران غربی بوده است.

جنگ رمضان نشان داد که تنگه هرمز تنها یک مسیر دریایی عادی نیست؛ این گذرگاه، شریان اصلی انتقال نفت و فرآوردههای انرژی به بازارهای جهانی محسوب میشود. بخش مهمی از سوخت جت مورد استفاده در اروپا یا مستقیماً از منطقه خلیج فارس تأمین میشود یا قیمت آن تحت تأثیر بازار انرژی این منطقه قرار دارد؛ برآوردها نشان میدهد اروپا روزانه حدود ۱.۶ میلیون بشکه سوخت جت مصرف میکند، در حالی که ذخایر موجود تنها برای حدود شش هفته کفایت دارد. این مسئله باعث شده دولتها و شرکتهای هواپیمایی اروپایی با نگرانی تحولات منطقه را دنبال کنند.
در واقع، بسته بودن یا به قول غربیها ناامن شدن تنگه هرمز بیش از هر طرف دیگری به ضرر اروپا تمام میشود؛ کشورهای اروپایی همچنان به واردات انرژی وابستهاند و هرگونه اختلال در این مسیر، مستقیماً اقتصاد و معیشت مردم آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.
از همین رو بسیاری از تحلیلگران معتقدند اروپا ناچار است رویکردی واقعبینانهتر نسبت به جنگ رمضان و جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کند و بهجای تشدید تنش، مسیر مذاکره و کاهش بحران را در پیش بگیرد. بدون بازگشت ثبات به منطقه و تضمین امنیت تنگه هرمز، چشمانداز روشنی برای بازار انرژی و صنعت حملونقل اروپا وجود نخواهد داشت.
جند صباحی میشود که نخستین نشانههای بحران، خود را در شبکه پروازی اروپا نشان داده است. قیمت بلیت هواپیما در بسیاری از مسیرها حداقل ۲۴ درصد افزایش یافته و برخی شرکتها هزینههای اضافی تحت عنوان «جریمه سوخت» از مسافران دریافت میکنند.

ایرفرانس اعلام کرده برای پروازهای طولانیمدت، هزینهای حدود ۱۰۰ یورو به قیمت بلیت اضافه میشود. در همین حال، لوفتهانزا و شرکت اسکاندیناویایی SAS نیز از لغو هزاران پرواز خبر دادهاند؛ اقدامی که نشان میدهد شرکتها تلاش میکنند با کاهش تعداد پروازها، بخشی از هزینههای خود را کنترل کنند.
لغو گسترده پروازها تنها به معنای اختلال در برنامه سفر شهروندان نیست، بلکه صنعت گردشگری اروپا را نیز با تهدیدی جدی مواجه میکند. تابستان معمولاً فصل طلایی گردشگری اروپا محسوب میشود و میلیونها شغل مستقیم و غیرمستقیم به رونق این بخش وابسته است. اگر هزینه سفر بیش از حد افزایش یابد یا بیثباتی در شبکه پروازی ادامه پیدا کند، بخش بزرگی از درآمدهای گردشگری اروپا از بین خواهد رفت.
در پی تشدید بحران، شرکتهای هواپیمایی اروپایی از اتحادیه اروپا خواستهاند برخی قوانین سختگیرانه زیستمحیطی و مالیاتهای مرتبط با کربن را بهطور موقت تعلیق کند، آنها معتقدند ادامه اجرای این مقررات در شرایط فعلی میتواند فشار مضاعفی بر صنعت هوانوردی وارد کند. با این حال، دولتهای اروپایی در موقعیتی پیچیده قرار گرفتهاند. از یک سو، آنها نمیخواهند اهداف اقلیمی و محیطزیستی خود را کنار بگذارند و از سوی دیگر، ادامه بحران ممکن است به فروپاشی بخشی از صنعت حملونقل هوایی منجر شود.

برخی تحلیلگران میگویند اروپا اکنون بهای سیاستهای متناقض خود را میپردازد؛ سیاستهایی که از یک طرف بر فشار سیاسی و اقتصادی علیه ایران تأکید داشت و از سوی دیگر، امنیت انرژی و ثبات بازار را بدیهی فرض میکرد. همزمان با افزایش نگرانیها، برخی کشورهای آسیایی نیز صادرات سوخت را محدود کردهاند تا ذخایر داخلی خود را حفظ کنند. کره جنوبی و تعدادی از صادرکنندگان آسیایی اعلام کردهاند اولویت آنها تأمین نیاز داخلی است.
این روند که برخی رسانهها از آن با عنوان «ناسیونالیسم سوختی» یاد میکنند، فشار بر بازار جهانی را بیشتر کرده است. در چنین شرایطی، کشورهای اروپایی برای دسترسی به منابع انرژی باید هزینه بیشتری بپردازند و همین مسئله رقابت بر سر سوخت را تشدید میکند. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، بحران تنها محدود به صنعت هواپیمایی نخواهد ماند و به سایر بخشهای اقتصادی نیز سرایت خواهد کرد. افزایش هزینه حملونقل میتواند قیمت کالاها، خدمات و حتی مواد غذایی را در اروپا بالا ببرد و موج جدیدی از تورم ایجاد کند.
تحولات اخیر بار دیگر نشان داده که امنیت انرژی جهان بدون در نظر گرفتن نقش ایران قابل تأمین نیست. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز باعث شده هرگونه تنش با تهران، بلافاصله بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد؛ بسیاری از کارشناسان معتقدند اروپا برای جلوگیری از تشدید بحران باید به سمت دیپلماسی فعال حرکت کند. ادامه فشار و تنش نهتنها کمکی به حل بحران نمیکند، بلکه هزینههای سنگینی را به اقتصاد اروپا تحمیل خواهد کرد.

در واقع، اروپا اکنون در برابر یک انتخاب راهبردی قرار دارد؛ یا ادامه مسیر تقابل و پذیرش تبعات سنگین اقتصادی، یا حرکت به سمت مذاکره و بازسازی روابط برای تضمین امنیت انرژی و ثبات بازارها.
شاید مهمترین خطر پیش روی اروپا، از بین رفتن اعتماد عمومی و مشکلات امنیتی در کشورها باشد. وقتی مردم با افزایش شدید قیمت بلیت، لغو پروازها، رشد هزینههای زندگی و نااطمینانی اقتصادی مواجه شوند، فشار اجتماعی بر دولتها افزایش خواهد یافت. صنعت گردشگری، هتلها، رستورانها و کسبوکارهای وابسته به سفر نیز از این بحران آسیب میبینند. اگر شهروندان احساس کنند سفر هوایی دیگر قابل پیشبینی یا مقرونبهصرفه نیست، تقاضا کاهش پیدا میکند و رکود اقتصادی عمیقتری شکل میگیرد.
اهمیت موضوع فقط به صنعت هوانوردی محدود نیست. حمل ونقل هوایی سالانه ۸۵۱ میلیارد یورو به تولید ناخالص داخلی اقتصادهای اروپایی کمک میکند و از ۱۴ میلیون شغل پشتیبانی میکند. به همین دلیل، هر اختلال جدی در تأمین سوخت جت میتواند به سرعت از سطح فرودگاه و شرکت هواپیمایی فراتر برود و به یک مسئله اقتصادی گسترده تبدیل شود.

اگر بحران هرمز ادامه یابد، اروپا فقط با افزایش هزینه پرواز روبه رو نخواهد شد؛ بلکه بخشی از اتصال هوایی، تاب آوری گردشگری، وضعیت فرودگاههای محلی و حتی انسجام اقتصادی مناطق مختلف آن نیز تحت فشار قرار خواهد گرفت. از همین رو، تنگه هرمز برای اروپا دیگر فقط یک مسیر دوردست انرژی نیست؛ به گلوگاهی تبدیل شده که میتواند مستقیما بر حمل ونقل، رشد و اشتغال در این قاره اثر بگذارد.
بر همین اساس، بسیاری از ناظران معتقدند بحران فعلی صرفاً یک مشکل موقت در بازار سوخت نیست، بلکه هشداری درباره شکنندگی اقتصاد اروپا در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی است. جنگ و تنش علیه ایران، اکنون بهطور مستقیم بر آسمان اروپا سایه انداخته و نشان داده امنیت انرژی، حملونقل و اقتصاد جهانی بهشدت به ثبات منطقه خلیج فارس وابسته است؛ شاید به همین دلیل است که روز گذشته رسانههای جهان اعلام کردند که کشورهای اروپایی رسما مذاکرات خود را برای گذر از تنگه هرمز با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کلید زدهاند.
در چنین شرایطی، مسیر مذاکره با ایران و تلاش برای کاهش تنشها، بیش از هر زمان دیگری برای اروپا به یک ضرورت اقتصادی و راهبردی تبدیل شده است، ضرورتی که امروز اروپا و حتی کنگره و سنای آمریکا آن را درک کردهاند اما آن کسی که باید آن را درک کند خودش را به نفهمی زده است.
بمب اتم قدرت نمیآورد بلکه کنترل و نظم اقتصادی ست که قدرت میآورد.
غربیها باید تاوان 48 سال فشار و تحمیل اقتصادی و نظامی و تحریم و... به ایران را باید بدهند.
البته ما هیچ اراده و ادعایی نداریم بلکه همه این نعمتها ، عنایات الهی و به اراده پروردگار است.
الحمدالله رب العالمین