باشگاه خبرنگاران جوان - نشریه آمریکن کانسرواتیو در یادداشتی با نگاهی انتقادی به سیاست خارجی واشنگتن مینویسد جنگ ایران شاید در نهایت چیزی بیش از یک بحران مقطعی در تاریخ معاصر نباشد، اما اهمیت واقعی آن میتواند در این باشد که جهان بیش از هر زمان دیگری به این جمعبندی برسد که ایالات متحده دیگر نه توان و نه اراده لازم برای حفظ نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم را در اختیار دارد.
این نشریه معتقد است در ظاهر، محتملترین سناریو بازگشت نسبی به وضعیت پیش از جنگ در خاورمیانه است؛ چراکه همه بازیگران، هرچند با اهداف متفاوت، به دنبال بازگشت جریان نفت و تجارت انرژی هستند. از نگاه نویسنده، ایران تلاش میکند از مهمترین اهرم راهبردی خود یعنی تنگه هرمز برای رسیدن به بهترین توافق ممکن استفاده کند، در حالی که آمریکا میکوشد با اتکا به برتری نظامی، تهران را به پذیرش توافقی مطلوبتر وادار کند. با این حال، این نشریه تأکید میکند تحولات بنیادینی که برخی در واشنگتن انتظار آن را داشتند، رخ نداده و ساختار قدرت منطقهای برخلاف پیشبینیهای اولیه فرو نریخته است.
آمریکن کانسرواتیو در ادامه مینویسد که دولت فعلی آمریکا زمان سیاسی محدودی در اختیار دارد و اگر دموکراتها در انتخابات میاندورهای موفق ظاهر شوند، اهرم فشار واشنگتن نیز بهمرور کاهش خواهد یافت. از سوی دیگر، متحدان اروپایی آمریکا نیز سابقه طولانی در «صبر کردن» برای پایان ماجراجوییهای پرهزینه واشنگتن دارند، به امید آنکه رئیسجمهور بعدی آمریکا مسیر متفاوتی در پیش گیرد. به همین دلیل، ممکن است این جنگ نیز همانند بسیاری از درگیریهای پرهزینه گذشته، در نهایت تغییرات محدودی در واقعیتهای ژئوپلیتیکی ایجاد کند.
اما این نشریه تأکید میکند اگر جنگ ایران را در بستر بلندمدت تاریخ بررسی کنیم، موضوع ابعاد متفاوتی پیدا میکند. به باور نویسنده، شاید این جنگ به یکی از نشانههای مهم فرسایش تدریجی نظم جهانیای تبدیل شود که ایالات متحده پس از سال ۱۹۴۵ بنیان گذاشت.
آمریکن کانسرواتیو با مرور تاریخ پس از جنگ جهانی دوم مینویسد آمریکا در شرایطی به قدرت مسلط جهان تبدیل شد که زیرساختها و اقتصادش از جنگ آسیب ندیده بود و همین مسئله به واشنگتن امکان داد ساختار جدید اقتصاد جهانی را طراحی کند. ایجاد نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی، نظام برتون وودز و تبدیل دلار به ارز ذخیره جهانی، بخشی از پروژهای بود که هدف آن تثبیت برتری آمریکا و جلوگیری از بازگشت بحرانهایی مشابه دهه ۱۹۳۰ عنوان میشد.
این نشریه میافزاید برخلاف روایتهای تبلیغاتی، این نظم جهانی هرگز «نوعدوستانه» نبود، بلکه از ابتدا بر اساس منافع راهبردی آمریکا طراحی شد. ایالات متحده با کنترل مسیرهای دریایی، تضمین امنیت تجارت جهانی و استقرار نیروی نظامی در نقاط حساس جهان، عملاً خود را در مرکز اقتصاد بینالمللی قرار داد و بیشترین سود را نیز از همین ساختار برد.
در ادامه یادداشت آمده است که با وجود اشتباهات بزرگی مانند جنگ ویتنام یا ناکامی در ادغام روسیه پساشوروی در اقتصاد جهانی، این نظم همچنان در مجموع به سود واشنگتن عمل میکرد. شرق اروپا بدون جنگ گسترده به بلوک سرمایهداری پیوست، اقتصادهای کره جنوبی و تایوان تحت حمایت آمریکا رشد کردند و حتی چین نیز در چارچوب همین نظم به یک قدرت اقتصادی بزرگ تبدیل شد.
اما به باور نویسنده، اکنون پرسش اصلی این است که آیا آمریکا هنوز از صبر سیاسی و انضباط راهبردی لازم برای حفظ این نظم برخوردار است یا نه. آمریکن کانسرواتیو مینویسد امروز در بسیاری از پایتختهای جهان این سؤال مطرح شده که آیا واشنگتن واقعاً حاضر است برای حفظ آزادی کشتیرانی و امنیت مسیرهای انرژی هزینههای سنگین بپردازد؟
این نشریه با اشاره به بحران اوکراین، جنگهای عراق و افغانستان و اکنون جنگ ایران، تأکید میکند ابزار سنتی «دیپلماسی مبتنی بر زور» آمریکا دیگر همان کارایی سابق را ندارد. به نوشته این یادداشت، واشنگتن همچنان توانایی استفاده از قدرت نظامی را دارد، اما دیگر نمیتواند بهسادگی نتایج سیاسی مطلوب خود را بر دیگران تحمیل کند.
آمریکن کانسرواتیو در بخش دیگری از گزارش خود مینویسد آمریکا در جنگ ایران بار دیگر قدرت آتش گسترده خود را به نمایش گذاشت، اما همچنان در دستیابی به یک توافق سیاسی پایدار مطابق اهدافش ناکام مانده است. این نشریه معتقد است اگر پایان جنگ صرفاً به بازگشت نسبی به وضعیت پیشین منجر شود، در واقع محدودیتهای قدرت آمریکا بیش از گذشته آشکار خواهد شد.
این یادداشت همچنین تأکید میکند که ایران، برخلاف بسیاری از پیشبینیها، نهتنها از صحنه حذف نشده بلکه توانسته جایگاه راهبردی خود را در معادلات انرژی و امنیت منطقه حفظ کند. از نگاه نویسنده، همین مسئله موجب شده بسیاری از کشورها در حال بازنگری در برداشت خود از موازنه قدرت جهانی باشند.
آمریکن کانسرواتیو در پایان هشدار میدهد که جهان ممکن است وارد دورهای شود که در آن نظم آمریکامحور بهآرامی در حال عقبنشینی است، بیآنکه جایگزین باثباتی برای آن شکل گرفته باشد. به باور این نشریه، چنین وضعیتی میتواند به دورهای از بیثباتی و محاسبات خطرناک قدرتهای جهانی منجر شود؛ شرایطی که در آن کشورها بیش از هر زمان دیگری به سمت تصمیمات پرریسک و رقابتهای ژئوپلیتیکی سوق پیدا خواهند کرد.
اما آیا خودش و نتانیاهو که در حمام خون کودکان غزه و لبنان و ایران و ...بخصوص دانش آموزان میناب غوطه ورن چه جایگاه حتی حیوانی دارند حیفه از خفاش نام برده شود