جمهوری اسلامی در این مرحله در میدان و دیپلماسی در حال واکنش نیست؛ در حال تحمیل قواعد جدید است؛ و این مهم‌ترین واقعیتی است که در کاخ سفید بیش از هر چیز موجب نگرانی شده است.

باشگاه خبرنگارن جوان؛ فاطمه مرادی- در مقاطع تعیین‌کننده، همه تحولات با صدای انفجار و جابه‌جایی یگان‌ها معنا پیدا نمی‌کنند. گاهی چند خبر که در ظاهر مستقل به نظر می‌رسند، زمانی که در کنار هم قرار می‌گیرند، از یک تغییر عمیق‌تر در صحنه نبرد حکایت می‌کنند. تحولات دو روز اخیر دقیقاً از همین جنس است. دیدار فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا با رهبر معظم انقلاب آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، پیام سردار رشید اسلام سید مجید موسوی فرمانده نیروی هوافضای سپاه، هشدار نیروی دریایی سپاه و در نهایت ارسال پاسخ جمهوری اسلامی ایران به آخرین متن پیشنهادی آمریکا برای خاتمه جنگ، چهار خبر جداگانه نیستند؛ چهار ضلع یک تصویر واحدند.

این تصویر، از ورود جنگ تحمیلی سوم به مرحله‌ای تازه خبر می‌دهد؛ مرحله‌ای که در آن، وضع میدانی و وضعیت سیاسی بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده‌اند. اگر تا دیروز بخش اصلی تقابل در میدان نظامی تعریف می‌شد، اکنون جمهوری اسلامی می‌خواهد که از دل همان برتری میدانی، قواعد مرحله پایان جنگ را نیز بازتعریف کند.

بازخوانی صحنه جنگ؛ از آمادگی دفاعی و هجومی تا معادله جدید در محاصره دریایی

دیدار بسیار مهم فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا با فرمانده معظم کل قوا را باید به‌درستی نقطه عطف مهمی در سیر جنگ تحمیلی سوم دانست. این دیدار در ظاهر یک گزارش از آمادگی‌های نیرو‌های مسلح بود، اما در واقع معنایی فراتر داشت. وقتی در عالی‌ترین سطح فرماندهی، گزارشی از آمادگی ارتش جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران، نیرو‌های انتظامی امنیتی و مرزبانی، وزارت دفاع و بسیجیان قهرمان ارائه می‌شود، معنای آن صرفاً مرور وضعیت موجود نیست؛ بلکه بازخوانی وضعیت فعلی دشمن و دقت در صحنه جنگ است.

در چنین سطحی، تدابیر رهبر معظم انقلاب اسلامی بی‌تردید صرفاً ناظر به امروز نیست. این تدابیر ناظر به مرحله‌ای است که در آن معادله جنگ شاهد تغییرات مؤثر، اساسی و تعیین‌کننده خواهد بود. درست به همین دلیل است که پیام‌های بعدی نیرو‌های مسلح، باید در امتداد همین دیدار فهمیده شود.

پیام فرمانده نیروی هوافضای سپاه که تأکید کرد موشک‌ها و پهپاد‌ها بر دشمن قفل شده و منتظر فرمان شلیک هستند، صرفاً یک هشدار تبلیغاتی نبود. این پیام اعلام رسمی استمرار همان آمادگی دفاعی و هجومی است که در گزارش قرارگاه خاتم‌الانبیا مورد تأکید قرار گرفت.

اما مهم‌ترین تحول، در پیام نیروی دریایی سپاه آشکار شد؛ جایی که هشدار داده شد هرگونه تعرض به نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری جمهوری اسلامی ایران، تهاجم سنگین علیه یکی از مراکز آمریکایی در منطقه و کشتی‌های دشمن را در پی خواهد داشت. هشدار جدید نیرو‌های مسلح، به‌ویژه هوافضا و نیروی دریایی سپاه، معادله جدیدی را در حوزه محاصره دریایی ایجاد کرده است.

تا پیش از پیام مهم و راهبردی نیروی دریایی سپاه، الگوی حاکم، «کشتی در برابر کشتی» و «نفتکش در برابر نفتکش» بود. اما از این پس، مراکز آمریکا نیز در این معادله قرار گرفته‌اند. این صرفاً یک تغییر لفظی نیست؛ یک جابه‌جایی مهم راهبردی است.

چرا؟ چون گستره عملیات‌های خصمانه آمریکا در کل آب‌های آزاد، که تا اقیانوس هند و شرق آسیا امتداد دارد، تناسبی با گستره محدود خلیج فارس و تنگه هرمز ندارد. همچنین، نوع و تعداد شناور‌های ایرانی مورد تعرض آمریکا نیز تناسبی با نوع و تعداد شناور‌های دشمن ندارد.

در چنین شرایطی، بدیهی است باید عناصر جدیدی در این معادله وارد شوند؛ و این عنصر جدید، همان مراکز و پایگا‌های آمریکایی در منطقه است. به بیان روشن‌تر، معادله شناور در برابر شناور، به معادله شناور ایرانی در برابر شناور دشمن به‌علاوه مراکز آمریکایی تغییر کرده است.

این تحول، معنای دیگری هم دارد. آمریکا پس از آنکه با بالا رفتن ریسک و هزینه گزینه‌های پیش رو، یعنی از یک سو قبول شروط ایران برای پایان جنگ و از سوی دیگر ورود مجدد به جنگ نظامی، با دشواری روبه‌رو شد، اکنون به فشار اقتصادی و محاصره بنادر ایران و ممانعت از تجارت ایران با جهان از طریق دریا روی آورده است.

واشنگتن هنوز در محاسبه هزینه و فایده این اقدام، آن را مؤثر می‌داند. بنابراین، طبیعی است که در معادلات جنگ، هزینه این اقدام برای آمریکا باید چنان بالا رود که دست از آن بردارد. جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی سوم پیش‌تر نشان داده که چگونه می‌توان در یک جنگ کاملاً نابرابر، با به‌کارگیری ظرفیت‌ها و امکانات و فرصت‌ها و شیوه‌های نامتقارن، ماشین جنگی عظیم آمریکا و رژیم صهیونی را زمین‌گیر کرد. امروز نیز ادامه همین منطق حکم می‌کند که برای حفظ برتری در میدان نبرد، راهی جز جنگ نامتقارن وجود ندارد.

در همین چارچوب است که هشدار جدید ایران، مانع از هدف دیگر دشمن نیز می‌شود. آمریکا تلاش می‌کند با ایجاد درگیری‌های موضعی و مقطعی در تنگه هرمز، هم حاکمیت مطلق ایران بر تنگه را تضعیف کند و هم بازار‌های بین‌المللی نفت را نسبت به این تنش‌ها واکسینه کند.

اما هشدار تازه جمهوری اسلامی، جلوی این عادی‌سازی درگیری‌های جزئی در تنگه هرمز را می‌گیرد. پیام روشن است: از این پس، هر اقدام خصمانه دشمن بلافاصله در نتیجه واکنش قاطع نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی، آثارش در بازار‌های بین‌المللی دیده خواهد شد.

پاسخ تهران به واشنگتن؛ دیپلماسی نامتقارن در سایه اقتدار میدانی

در چنین بستری است که خبر چهارم معنای کامل خود را پیدا می‌کند؛ پاسخ جمهوری اسلامی ایران به آخرین متن پیشنهادی آمریکا برای خاتمه جنگ، یکشنبه به میانجی پاکستانی ارسال شد. اما اهمیت این خبر، بیش از آنکه در اصل ارسال پاسخ باشد، در شیوه و زمان آن نهفته است. هیچ پاسخی از سوی ایران به درخواست‌های آمریکا برای توافق پایان جنگ تا الان داده نشده بود. این تأخیر، تأخیر انفعالی نبود؛ بخشی از یک منطق تازه بود. منطق این است که ایران اساساً ضرب‌الاجل‌های آمریکا را دیگر معتبر نباید بداند و باید این تهدید‌های ضرب‌الاجلی را بی‌اعتبار کند.

این تغییر، محصول یک تجربه روشن تاریخی است. دشمنی که به هیچ توافقی عمل نکرده و هر بار خیانت خودش را به شیوه‌های مرسوم گفت‌و‌گو و دیپلماسی واضح‌تر از قبل نشان داده است، طبیعی است که دیگر نمی‌تواند همان قواعد گذشته را بر مذاکرات تحمیل کند. در چنین شرایطی، ابزار‌های حصول توافق با آمریکا و ضمانت وفاداری او به توافقات تحمیلی، باید متفاوت باشد. همان‌گونه که هرگونه توافقی با دشمن باید در نهایت هدفش ایجاد بازدارندگی حداکثری و جلوگیری از تحمیل جنگی دیگر باشد، شیوه‌های دیپلماسی آن نیز باید مانند جنگ سخت نظامی و نامتقارن باشد.

دیپلماسی نامتقارن یعنی چه؟

دیپلماسی نامتقارن یعنی بی‌توجهی به ضرب‌الاجل‌ها، قطعی نکردن هیچ پیشنهادی مگر پس از ارزیابی مستمر رفتار آمریکا در طول مذاکره، ایجاد امکان تغییر پیشنهاد‌ها و حتی پس گرفتن آنها در تناسب با رفتار خصمانه واشنگتن، چه در صحنه دیپلماسی و چه در صحنه میدانی نظامی. از همین منظر، پاسخ ایران را نباید یک پاسخ شکلی یا صرفاً دیپلماتیک دانست. این پاسخ، در واقع اعلام چارچوب مذاکرات پایان جنگ است. در این چارچوب، نخستین اصل، اصرار بر حاکمیت همیشگی ایران بر تنگه هرمز است.

این موضوع، علاوه بر یک ضرورت منطقی، عقلی و راهبردی، دارای مبانی حقوقی روشن و مورد تأکید قاطع و صریح رهبری معظم انقلاب و خواست موکد و تغییرناپذیر مردم است. به همین دلیل، حاکمیت ایران بر تنگه هرمز به هیچ وجه برگه‌ای مذاکراتی برای توافق بر سر پایان جنگ نیست. اگر چیزی در این باره قابل مذاکره باشد، صرفاً ازسرگیری تردد شناور‌ها مطابق با قواعد روشن جمهوری اسلامی و نیرو‌های مسلح پس از پایان محاصره دریایی است، نه بازگشت به وضعیت قبل از جنگ.

اصل دوم، خسارت‌ها و غرامت‌های ناشی از این جنگ تحمیلی است.
منطق روشن است: این خسارت‌ها عقلاً، منطقاً و قانوناً باید محاسبه و دشمن وادار به پرداخت آن شود. در کنار آن، رفع انسداد از دارایی‌های ایران نیز شرط ایران برای پذیرش پایان جنگ است.
اصل سوم، شمول پایان جنگ بر جبهه مقاومت است.
همان‌گونه که آمریکا سال‌ها با تمام توان و امکانات از متحدانش حمایت کرد و سرانجام نیز در شراکت با آنها جنگی تمام‌عیار را به ایران تحمیل کرد، جمهوری اسلامی نیز با صراحت و روشنی از متحدان خود در جبهه مقاومت حمایت می‌کند و سرنوشت یکپارچه برای این جبهه در نظر دارد. از این رو، شمول پایان جنگ بر جبهه مقاومت، به‌ویژه لبنان، از اصول اساسی و غیرقابل تغییر ایران برای پایان جنگ است؛ و سرانجام، اصل چهارم؛ رفع تحریم‌های ظالمانه و لغو قطعنامه‌های ضدایرانی.

این صرفاً یک مطالبه اقتصادی نیست. این خواسته به منزله تأکید بر تغییر نقشه سیاسی جهان پس از شکست سنگین آمریکا و متحدانش در برابر ایران است. در واقع، این همان گزاره‌ای است که اکنون بر تمام تحولات سایه انداخته است.

اگر چهار خبر اخیر را بار دیگر کنار هم بگذاریم، پیوند آنها روشن‌تر می‌شود. دیدار فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا با رهبر انقلاب، هشدار صریح هوافضا، پیام راهبردی نیروی دریایی سپاه و پاسخ حساب‌شده تهران به متن پیشنهادی آمریکا، چهار خبر مجزا نیستند.

اینها اجزای یک معادله‌اند؛ معادله‌ای که نشان می‌دهد جمهوری اسلامی در این مرحله، نه صرفاً در میدان و نه صرفاً در دیپلماسی، در حال واکنش نیست؛ در حال تحمیل قواعد جدید است؛ و همین، مهم‌ترین واقعیتی است که امروز در کاخ سفید بیش از هر چیز دیگر موجب نگرانی شده است. زیرا اکنون با ایرانی روبه‌روست که نه تنها فشار را مهار کرده، بلکه آرام‌آرام در حال آن است که قواعد پایان جنگ را نیز خود بنویسد.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۵
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۵:۵۱ ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵
براساس قوانين جدید ایران عبور کشتی ها از ابره حاکمیتی ایران در تنگه هرمز عبور فقط کشتی تجاری کشورها با پرداخت عوارضی مسیر خواهد بود و عبور هرنوع کشتی جنگی و ناوگان کشورهای متخاصم ممنوع است .
Iran (Islamic Republic of)
سید احمد
۱۲:۵۴ ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵
درود وسلام خدابر رزمندگان دلاور باغیرت ایرانی اسلامی عزیز
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۲:۲۴ ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵
افرین به ایران عزیزوم تنگه هرمز تنگه هرمز تا حالا انقدر مهم نشده بود در این چند صد سال گذاشته
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۱:۱۲ ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵
آیا با یک میلیون تومن کالابرگی که به ملت می‌دهید میشه تورم هزاران درصدی کالاها را جبران کرد آیا میدونید قیمت مرغ و روغن و گوشت و برنج ووو که جزو کالاهای اساسی ملت هستند چند درصد گرانتر شدند واقعا به شماها هم مسوول میگن شما چطور شبها با خیال راحت میخوابین فردای قیامت چه جوابی به خدا و ملت خواهید داد بخدای احد و واحد قسم در آنروز دمار از روزگارتان درمی‌آورم البته اگر به آنروز اعتقاد داشته باشید و اگر اجازه بدهند که در محضر خدا حاضر شوید شما حسابتان از قبل معلومه و نیازی به حسابرسی ندارین. معلم بازنشسته_1397
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۱:۱۰ ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵
دسترسی به اینترنت برای نیازهای مختلف خبری، سرگرمی، آموزش، کسب و کار... جزو حقوق مردم است.
استمرار محدودیت بدون توضیح قانع‌کننده مسئولان و در کنار آن فروش اینترنت پرو، مولّد خشم و احساس تحقیر و تبعیض در گروه‌های سنّی و لایه‌های مختلف اجتماعی است.
آخرین اخبار