باشگاه خبرنگاران جوان؛ محبوبه کباری - محمدرضا پورابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی دبیرخانه تشخیص مصلحت نظام در مورد چگونگی مدیریت تنگه هرمز و نقش آن بر حوزه اقتصادی کشور گفت: با توجه به اتفاقهایی که در جنگ تحمیلی سوم رخ داد ایران به یک دستاورد بزرگ و مهم دست پیدا کرد که مدیریت تنگه هرمز در شرایط جدید است و این اتفاق باعث شده است که بخشی از ظرفیتهای ایران برای این که بتواند مسیر خود در حوزههای مختلف مثل سیاسی، امنیتی، اقتصادی را پیش ببرد از این ظرفیت استفاده کند.
آن چه که الان به نظر میرسد در مواجهه با دشمن داریم بخشی از آن، آثار اقتصادی بر دنیا مثل کشورهای اروپایی و کشورهای آسیایی و شاید مهمترین آن آمریکاست که طرف مقابل ماست.
پور ابراهیمی ادامه داد: بررسیهایی که در حوزه اقتصاد آمریکا انجام شده است بیانگر این است که آثار اقتصادی این جنگ بر کشور آمریکا قابل توجه بوده است و به دلیل اخلال در تردد و مسیر ترانزیت انرژی در خلیج فارس از طریق تنگه هرمز باعث شده است که پیامد تغییرات قابل توجهی در قیمت جهانی نفت را مشاهده کنیم و اظهارنظرهای متناقض رییسجمهور آمریکا باعث به وجود آمدن نوساناتی شد، امّا به طور متوسط، قیمت نفت از ۱۰۰ دلار عبور کرده است و اگر استمرار پیدا کند شرایط را برای کشور آمریکا سختتر میکند.
رئیس کمیسیون اقتصادی دبیرخانه تشخیص مصلحت نظام گفت: بر اساس آخرین گزارشی که در این ایام انجام شده است نرخ تورم تقریباً از ۲.۴ دهم به ۳.۳ دهم درصد افزایش پیدا کرده است و نرخ رشد تورم حدود ۳۸-۳۷ درصد بوده و این عدد بزرگی است و بدنبال آن، تأثیراتی را بر بخشهای دیگر خواهد گذاشت که میتوان بر سوخت و حمل و نقل، ارائه خدمات و کالاهای اساسی اشاره کرد که اگر این روند ادامه پیدا کند آثار و پیامدهای بیشتری بدنبال خواهد داشت. چون این موضوع در مدت زمان ۲ ماهه اتفاق افتاده است و پیشبینی تحلیلگران و مراکز اقتصادی برای اقتصاد آمریکا در ماههای آینده و در صورت ادامهدار بودن این مسیر این است که عدد تورم از ۵-۴.۵ درصد عبور میکند و نرخ تورم دو برابری است که به نظر میرسد شرایط مردم در آمریکا را سختتر میکند.
پور ابراهیمی ادامه داد: حدود ۲.۵ درصد نرخ رشد برای سال ۲۰۲۶ در آمریکا پیشبینی شده است و بر اساس پیشبینی مراکز اصلی، حدود ۲۰ درصد از نرخ رشد کاهش پیدا میکند و به عدد ۲ میرسد و اگر این جنگ ادامه داشته باشد کاهش به یک دوم نرخ رشد دور از دسترس نیست و شرایط آمریکا را در این دو حوزه دچار چالش اساسی میکند. چون پیامد و اعداد تورم و نرخ رشد در وضعیت کوتاهمدت و پیامد بلندمدت آن که گفته شد بر اساس اظهارنظرهای مراکز تحقیقاتی است.
رئیس کمیسیون اقتصادی دبیرخانه تشخیص مصلحت نظام بیان کرد: هزینههای عمومی و دولت آمریکا مورد دیگری است که باید به آن اشاره کرد که به واسطهی هزینههای مستقیم جنگ هستند و بخش عمدهای هم به دلیل هزینههای غیرمستقیم است که به مراتب از هزینههای مستقیم بیشتر هستند.
نرخ تورم باعث میشود که هزینه بهره در آمریکا افزایش پیدا کند و قرار است فدرال رزرو ظرف چند روز آینده در نرخ بهره بازنگری کند و ممکن است که به دلایلی، از افزایش نرخ بهره در آمریکا جلوگیری کند، امّا با توجه به این شرایط روند بهره افزایش پیدا میکند.
پور ابراهیمی گفت: محاسبات ما نشان میدهد که به واسطهی شرایطی که آمریکا و بودجه دولت آن دارد هر نیم واحد درصد افزایش در نرخ بهره آمریکا معادل ۲۰۰ میلیارد دلار، هزینههای دولت آمریکا را افزایش میدهد و این اعداد سرسامآور هستند و بر زندگی مردم آمریکا تأثیر میگذارند و باید درنظر گرفت که رئیسجمهور فعلی این کشور با رأی تودهها و طبقه متوسط توانسته است رئیسجمهور آمریکا شود.
رئیس کمیسیون اقتصادی دبیرخانه تشخیص مصلحت نظام بیان کرد: این هزینهها تأثیر منفی زیادی بر پایگاهی میگذارد که زمانی به آن اتکا کرده است و مفهوم اثراتش این است که دولت آمریکا باید مالیات را افزایش دهد و یا این که خدمات اجتماعی را کاهش دهد و در هر دو صورت، اثرات منفی ناشی از آن بر اقتصاد آمریکا وجود دارد و پیشبینی بسیاری از اقتصاددانها این است که اگر جنگ ادامه پیدا کند آثار تورم همراه با رکود که رکود تورمی است تأثیرات منفی خواهد گذاشت که در سالهای گذشته بیسابقه بوده است و این نگرانی را برای آمریکاییها به وجود آورده است و به همین دلیل، آنها درخواست مذاکره و آتشبس کردهاند. چون ادامه داشتن جنگ به مراتب اثرات اقتصادی بیشتری در مقایسه با تأثیرات نظامی خواهد داشت.
پور ابراهیمی گفت: زمانی که برای برگ برنده ما در تنگه هرمز اقدام شد آمریکاییها به موضوع محاصره دریایی ورود کردند و برای این موضوع از سوی کشور ما باید مدیریت شده عمل شود. چون هزینهها را تحت تأثیر قرار میدهد. البته ایران به دلیل پهناور بودن و تعداد کشورهایی که با آنها همسایه است به راحتی میتواند بخشی از آثار و پیامدهای تحریم دریایی را به شکلی دور بزند و سابقه تحریمها در ایران نشان داده است که دست برتر برای کشور است، امّا در کوتاهمدت میتواند اثر اقتصادی داشته باشد. در نتیجه، برای این که این کار توسط ایران مدیریت شود باید به سرعت طرح جامع مدیریت هوشمند تنگه هرمز به صورت رسمی، هم در شرایط جنگ و هم عادی ابلاغ شود. چون بدون شک، تنگه هرمز به شرایط قبل برنمیگردد و شرایط جدیدی به وجود خواهد آمد که باید برای آن، مسیری را مشخص کنیم و این مسیر تا به امروز هنوز بلاتکلیف است و به نظر بنده، اصلیترین موضوعی که باید مطرح شود این است که حاکمیت ایران بر تنگه هرمز باید تثبیت شود و در منابع مادی آن به دو بخش نگاه کنیم. یک بخش، منافع مستقیم و بخش دیگر، منافع غیرمستقیم است که به نظرم این منافع غیرمستقیم به مراتب از منافع مستقیم بیشتر خواهد بود.
رئیس کمیسیون اقتصادی دبیرخانه تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: نکته دیگری که باید توجه کرد این است که شرایط کشورهای عربی دیگر مثل قبل نخواهد بود و ریسکهای سرمایهگذاری در این کشورها به شدت افزایش پیدا کردهاند و ریسک امنیتی در منطقه بیشتر شده است. در نتیجه، پیشنهادم این است که به دلیل شرایط کنونی، یک شرکت سرمایهگذاری توسعه خلیجفارس با پیشنهاد ایران با مشارکت کشورهای منطقه و ذیمدخل راهاندازی شود. چون ۴۰-۳۰ درصد انرژی مصرفی چین که بزرگترین کشور اقتصادی در دنیا به شمار میآید از اینجا عبور میکند که با راهاندازی شرکت سرمایهگذاری توسعه خلیجفارس میتوان یک سرمایهگذاری برای توسعه منطقه انجام داد که مزیت این کار این است که عضویت ایران در یک سازمان توسعه منطقهای میتواند به اقتدار اقتصادی کشور در عرصههایی کمک کند که با این حوزه ارتباط دارد.
پور ابراهیمی درمورد مدیریت کردن آثار اقتصادی کشور ناشی از جنگ گفت: مسئله دیگری که باید به آن اشاره کرد مدیریت شرایط کشور است و برای این موضوع لازم است که برنامه جامع بازسازی و نوسازی و تحولات ساختاری در اقتصاد ایران داشت.
با توجه به این که به دلیل جنگ آسیبهایی به ما وارد شده است باید این آسیبها را در برنامه اقتصادی مورد توجه قرار دهیم و این آسیبها به مرور خود را نشان خواهند داد. به همین دلیل، مردم باید مثل همیشه همراهی کنند و باید به آنها بگوییم که بعد از جنگ نظامی وارد جنگ اقتصادی خواهیم شد. البته مواردی مثل تنگه هرمز، سازمان توسعه منطقهای خلیجفارس و... میتوانند به بهبود شرایط اقتصادی کشور کمک کنند و در این میان، بر اساس نظرسنجی سازمان صدا و سیما مردم نگاه مثبتی به آینده اقتصاد ایران پس از جنگ دارند، امّا وقتی واقعیتهای اقتصادی را با مردم در میان بگذاریم و یک آمادگی کامل وجود داشته باشد همراهی شکل میگیرد.
رئیس کمیسیون اقتصادی دبیرخانه تشخیص مصلحت نظام عنوان کرد: مسئله دیگری که بسیار حائز اهمیت است این است که همین شرایط آسیبپذیر اقتصاد کشور، بهترین زمان برای اصلاح تحولات ساختاری در نظام اقتصادی کشور است.
یک سری سیاستهای اقتصادی توسط رهبر شهیدمان ابلاغ شدهاند که باید در آنها بازنگری شود. زیرا یک برنامه سیاستی متناسب با شرایط پساجنگ ضرورت دارد و یک انسجام ملی با همراهی مردم به وجود آید و مهمترین مولفههای اقتصادی باید چند مورد باشند. اول این که اقتصاد از بخش دولتی جدا شود و از طرفیت بخش خصوصی برای توسعه اقتصادی مردم استفاده کنیم.
دوم، اصلاح ساختارهای باقیمانده از گذشته است که با تحریمها و شرایط جنگ ارتباطی نداشته است. مثلاً ناترازی نظام بانکی که به دلیل سوءمدیریت در بانک مرکزی در سالهای گذشته به وجود آمده است.
سوم، اصلاحات آسیبهایی که به دلیل جنگ بودهاند و ظرفیتهای جدید که با تکنولوژیهای جدید و با مشارکت سرمایهگذاری کشورهای دیگر میتوانند شکل بگیرند و ظرفیتهای بزرگی برای تحول اقتصادی در ایران هستند و این فرصت طلایی برای ایران است که اگر آن را مورد استفاده قرار دهیم تحولات اقتصادی میتوانند به وجود آیند.