باشگاه خبرنگاران جوان - در گزارشی، نیویورک تایمز به این پرسش مهم پرداخته است که آیا آتشبس شکننده در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را میتوان یک «بحران سوئز» یا «جنگ دوم اعراب اسرائیل» برای ایالات متحده دانست؛ لحظهای که نشانهای از کاهش قدرت و اعتبار جهانی واشنگتن باشد.
نیویورکتایمز توضیح میدهد که هرچند قیاسهای تاریخی همیشه دقیق نیستند، اما برخی تحلیلگران بر این باورند که تحولات اخیر شباهتهایی با بحران سوئز دارد. در آن بحران، بریتانیا، فرانسه و اسرائیل به مصر حمله کردند تا کنترل کانال سوئز را به دست بگیرند، اما فشارهای بینالمللی—بهویژه از سوی دوایت آیزنهاور—آنها را مجبور به عقبنشینی کرد. در نتیجه، نخستوزیر بریتانیا کنار رفت و جمال عبدالناصر به چهرهای نمادین در مبارزه با استعمار تبدیل شد. از آن زمان، بحران سوئز بهعنوان نقطه افول قدرت بریتانیا و آغاز برتری آمریکا در نظام جهانی شناخته میشود.
با این حال، این گزارش تأکید میکند که وضعیت امروز تفاوتهایی هم با آن دوره دارد. برای مثال، کانال سوئز یک مسیر مصنوعی در خاک مصر است، در حالی که تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی است. همچنین برخلاف آن زمان، اکنون قدرتی وجود ندارد که بتواند بهسادگی جای آمریکا را در منطقه بگیرد یا حتی مستقیماً آن را وادار به عقبنشینی کند.
با وجود این تفاوتها، نیویورکتایمز مینویسد که آتشبس اخیر، ایران را همچنان در موقعیت قدرت نگه داشته و کنترل آینده تنگه هرمز عملاً در دست تهران باقی مانده است. علاوه بر این، مسائلی مانند برنامه هستهای و توان موشکی ایران همچنان حلنشده باقی ماندهاند. در چنین شرایطی، با وجود ادعای پیروزی از سوی دونالد ترامپ، تصور بازگشت به یک جنگ گسترده چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد.
در ادامه این گزارش، از قول برونو ماسائس آمده است که از نگاه بسیاری در جهان، این جنگ بیش از آنکه برای آمریکا یک پیروزی باشد، به یک شکست نظامی شباهت دارد؛ حتی جدیتر از تجربههای عراق و افغانستان. او تأکید میکند که «افسانه آمریکا بهعنوان یک قدرت مطلق» در حال فروپاشی است و این تصور که واشنگتن میتواند هر بحرانی را مدیریت کند یا جریان انرژی جهان را تضمین نماید، بهتدریج رنگ میبازد.
نیویورکتایمز در ادامه یادآور میشود که حفظ امنیت مسیرهای دریایی و تضمین جریان تجارت جهانی، از معدود منافع ثابت آمریکا در خاورمیانه و آسیاست. اما جنگ با ایران این معادله را بههم زده است. تنگه هرمز برای مدتی بسته شد و اکنون نیز ایران همچنان کنترل این گذرگاه حیاتی را در اختیار دارد و احتمال دارد برای عبور کشتیها هزینههای سنگینی تعیین کند.
در همین زمینه، استیون ورتهایم به این روزنامه میگوید که این جنگ «ضربهای جدی به منطق حضور نظامی آمریکا در منطقه وارد کرده است». او همچنین تأکید میکند که این رویداد نمونهای آشکار از «قضاوت نادرست و ضعف در حکمرانی» در سیاست خارجی آمریکا بوده و نگرانیها درباره کیفیت تصمیمگیری در واشنگتن را افزایش داده است.
این گزارش همچنین به تأثیر این تحولات بر متحدان آمریکا میپردازد. به نوشته نیویورکتایمز، بسیاری از متحدان—بهویژه در خلیج فارس و آسیا—اگرچه همچنان به همکاری امنیتی با آمریکا نیاز دارند، اما نسبت به سیاستهای اخیر واشنگتن دچار تردید، نارضایتی و حتی خشم شدهاند. چارلز کوپچان در اینباره میگوید که این جنگ و پیامدهای آن، نگاه متحدان به قابل اعتماد بودن آمریکا را بهطور جدی تحت تأثیر قرار خواهد داد.
در ادامه، این گزارش به مجموعهای از اقدامات اخیر آمریکا اشاره میکند که به این بیاعتمادی دامن زده است؛ از جنگهای تعرفهای گرفته تا تهدید به تصرف گرینلند. به گفته کوپچان، این روند این تصور را تقویت کرده که آمریکا به کشوری غیرقابل پیشبینی و غیرقابل اتکا تبدیل شده است.
نیویورکتایمز همچنین به دیدگاه فرانسیس فوکویاما اشاره میکند که معتقد است «هیچگاه آمریکا تا این اندازه مورد بیاعتمادی قرار نداشته است». او تأکید میکند که موفقیت در سیاست خارجی به حداقلی از اعتماد متقابل نیاز دارد، اما به نظر میرسد این عنصر در رویکرد ترامپ کمرنگ است.
در بخش دیگری از گزارش، به نقل از آناتول لیون آمده است که ورود آمریکا به یک جنگ اختیاری در منطقهای حیاتی برای اقتصاد جهان، بدون توجه به پیامدهای آن برای متحدان، «مشروعیت قدرت آمریکا را تضعیف کرده است».
این گزارش در ادامه به وضعیت اروپا میپردازد و مینویسد که این تحولات بیش از همه در این قاره احساس میشود. کشورهای اروپایی همچنان به چتر امنیتی آمریکا وابستهاند، اما میان اعتماد به آمریکا و اعتماد به شخص ترامپ فاصله ایجاد شده است. همزمان، بسیاری از کشورها در تلاشاند تا وابستگی خود به واشنگتن را کاهش دهند.
در سطح جهانی نیز، این وضعیت به نفع دیگر قدرتها تمام شده است. راجان منون میگوید در حالی که آمریکا با رویکردی تهاجمی ظاهر شده، چین در نقش یک بازیگر باثبات و حتی میانجی دیده میشود. به گفته او، پکن در عین حال توانسته عملکرد نظامی آمریکا را از نزدیک زیر نظر بگیرد.
در ادامه آمده است که چین، که بخش بزرگی از انرژی خود را از طریق تنگه هرمز تأمین میکند، در ترغیب ایران به پذیرش آتشبس نقش داشته و احتمالاً در آینده نیز در حفظ امنیت این مسیر مشارکت خواهد کرد.
در پایان، نیویورکتایمز تأکید میکند که آینده این بحران به نحوه مدیریت آن بستگی دارد. به گفته کوپچان، اگر آتشبس به توافقی پایدار منجر شود که برنامه هستهای ایران را محدود کند، میتوان به ثبات امیدوار بود. اما در غیر این صورت، جهان با یک بحران طولانی و فرسایشی روبهرو خواهد شد؛ بحرانی که نهتنها بازار انرژی، بلکه جایگاه جهانی آمریکا را نیز بیش از پیش تحت فشار قرار میدهد.
«اعتبار آمریکا زیر سوال رفت»✅
لطفاً اصلاحش کنید.