باشگاه خبرنگاران جوان؛ علی اسکندری-شهید آیتالله خامنهای با پیوند میان «الهیات شیعی» و «فهم جامعهشناختی»، آرمان «جامعه بیطبقه توحیدی» را از مسیر جمهوریت و مشارکت آگاهانه مردم دنبال میکرد. مواجهه این ایده متعالی با کارشکنیهای طبقه رفاهطلب جدید و انسدادهای ساختاری در دهه نود، سرانجام به موقعیتی عاشورایی ختم شد که در آن، شهادت ایشان به کلیدی برای شکستن بنبستهای تاریخی و احیای استقلال ایران بدل گشت.
قوت درک شهید آیتالله خامنهای از الهیات اجتماعی، در آثاری، چون «طرح کلی اندیشه اسلامی» و «انسان ۲۵۰ ساله» تجلی یافته است. ایده محوری ایشان، تحقق جامعهای عادلانه و عاری از سلطه بود که از مسیر یک «جمهوریت تمامعیار» با حضور همیشگی و نظارت همگانی مردم محقق میشود. از نگاه ایشان، چنین جامعهای نه یک آرمان انتزاعی، بلکه کارخانهای برای انسانسازی است که عدالت را از دل مشارکت عمومی بیرون میکشد.
در میان متفکران انقلاب، ایشان در انسجام نظریِ الهیات اجتماعی رقیبی نداشتند. پس از شهادت یاران اولیهی انقلاب، بار فکری و اجرایی نظام بر دوش ایشان قرار گرفت. پیر جماران را در مبانی نظری (مطهری) و ساختارها (بهشتی) همراهی میکردند، اما این آیتالله خامنهای بود که بذر «جامعهشناسی شیعی» را در ساختار قدرت کاشت و تمام همت خود را برای تحقق آن ذیل ظرفیتهای قانونی به کار بست.
در حوزه اقتصاد، تلاش چهلساله ایشان بر محور «اقتصاد مردمی» استوار بود. در ابتدا تمرکز بر تقویت «تعاونیها» به عنوان نهادهای واسط مردمی قرار داشت؛ اما با عدم همراهی مجریان و غلبه نگاه دولتی در پساجنگ، ایشان ناچار به ابلاغ سیاستهای اصل ۴۴ شدند تا راه را برای مشارکت واقعی مردم باز کنند؛ هرچند قرائتهای ناصواب و خصوصیسازیهای فاسد، بارها اعتراض و هشدار جدی ایشان را در پی داشت.
با تشدید تحریمها در دهه نود، ایشان «اقتصاد مقاومتی» را به عنوان جایگزین مسیرهای ناموفق قبلی تبیین کردند. با وجود پیگیریهای مصرانه و نامگذاری سالها، نگاه متفاوت دولتمردانِ وقت مانع از تحقق این الگو شد. ایشان حتی در اواخر عمر شریفشان، با فراخوانی عمومی، در جستوجوی ایدههای جدید برای حل مشکلات اقتصادی و درگیر کردن مستقیم مردم در تولید بودند تا بنبستهای معیشتی را درهم بشکنند.
دهه نود را باید دوران «فروبستگی ساختاری» در اقتصاد و سیاست دانست؛ جایی که میان اراده رهبری برای آگاهیبخشی عمومی و عملکرد طبقه مرفه جدید فاصله افتاد. این طبقه که ایشان بارها نسبت به آن هشدار داده بودند، با نفوذ در لایههای دیوانسالاری، باعث حذف تدریجی مردم از میدان سیاست عمومی شدند. در حالی که الگوی «امام-امت» با سرعت پیش میرفت، پیکره اداری نظام در برابر تحول، دچار انسداد شده بود.
پس از وقایع ۹۸، دشمن با طمع به کاهش مشارکت سیاسی و نارضایتیهای اقتصادی، فضا را برای تحمیل ذلت بر ایران مهیا میدید. اما شهید آیتالله خامنهای با شناخت عمیق از ماهیت استعمار، تن به تسلیم ندادند. ایشان با درک ضرورت تاریخی، خود را در موقعیت «مِثلی لا یُبایِعُ مِثْلَ یَزید» دیدند و با شهادت آگاهانه خویش، تمام رشتههای دشمنان را برای سپردن ایران به چنگال استعمار نوین پنبه کردند.
خون پاک ایشان برخلاف محاسبات مادی دشمن، پیروزی ظاهری را به آنان نداد. عروج ایشان ظرفیت اجتماعی عظیمی ایجاد کرد که قادر است انسدادهای ساختاری را از میان برداشته و آگاهی عمومی نسبت به حقانیت مسیر استقلال را ارتقا دهد. این شهادت، نه پایان، بلکه آغازی برای رفع بنبستهای اجتماعی و رسیدن ایران اسلامی به امنیت پایداری است که ریشه در منظومه فکری آن رهبر فقید دارد.
منبع:پژوهشکده باقرالعلوم(ع) قم