باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم سادات بهادر _ نهم اسفند ۱۴۰۴، فقط یک روز تلخ نبود؛ نقطه گسست تاریخ بود. در تجاوز غافلگیرکننده آمریکایی ـ صهیونی به ایران اسلامی، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام سیدعلی خامنهای (رضوان الله تعالی علیه) به درجه رفیع شهادت رسید و از همان لحظه، کشور وارد فصل تازهای شد؛ فصلی که اندوه و اراده در هم تنیده شدند.
روزی که تاریخ تغییر مسیر داد
از آن شب، میدانها خاموش نشدند. کرمانیها، همگام با مردم سراسر ایران اسلامی، شبها را به عهد تبدیل کردند؛ تجمعهایی که نه از جنس مراسم، بلکه از جنس ادامه راه بود.

شبها گذشتند، اما شعله فروکش نکرد. تا دیشب… سیونهمین شب اجتماعها، همزمان با چهلمین روز فراق؛ شبی که سوگ به تصمیم رسید.
آتشبس روی کاغذ، آتش اراده در میدان
این رویدادها در حالی رقم خورد که تنها یک روز پیش، آتشبسی دو هفتهای اعلام شده بود؛ آتشبسی که قرار بود صداها را آرام کند.

اما دیشب کرمان نشان داد میدان با توافقها خاموش نمیشود.
جمعیت نه از پایان نبرد سخن میگفت و نه از خستگی. شعارها یک پیام مشترک داشتند: خونخواهی رهبر شهید و شهدا متوقف نمیشود و متجاوزان تا پاسخ نهایی فراموش نخواهند شد.
آتشبس، برای مردم توقف نبود؛ تنها مکثی کوتاه در مسیر یک اراده بلند بود.

وقتی قلمها شمشیر شدند
دیشب رسانه فقط ناظر نبود؛ رزمنده بود. قلمها شمشیر شدند و رسانهها سنگر.
اصحاب رسانه میان مردم ایستاده بودند؛ نه پشت میز، بلکه در قلب میدان. دوربینها اشکها را ثبت میکردند و واژهها از میان فریادها متولد میشدند.

چلهنشینان عشق آمده بودند تا دوباره اعلام کنند: «هیهات منا الذله.» و این جمله، بیش از شعار، اعلام ادامه مقاومت بود.
کرمان شهرِ گلاب و باروت
کرمان دیشب بوی گلاب و باروت میداد؛ ترکیبی از سوگ و ایستادگی.
چهل روز دلدادگی در هوای شهر جریان داشت و وفاداری در نگاه مردم موج میزد. سیونهمین تجمع، چهلمین شب بیقراری شده بود؛ شبی که اشکها عقب ننشستند، بلکه به عهد تبدیل شدند.
اصحاب رسانه روبهروی دوربینها ایستادند و اعلام کردند قلم زمین گذاشته نمیشود؛ همانگونه که پرچم زمین نماند.

مراسم چهلم؛ لحظه تبدیل اشک به بیعت
مراسم چهلم رهبر شهید، پایان عزاداری نبود؛ لحظه تغییر معنا بود. مردم دیگر فقط سوگوار نبودند؛ ادامهدهنده بودند.
در دل شب، شعارها از یک حقیقت خبر میداد: راه با رفتن رهبر متوقف نشده، بلکه گستردهتر شده است.
بیعت در نگاهها نوشته شد؛ در دستهایی که بالا رفتند؛ در صدایی که جمعی شد.

کرمان؛ تحریریهای به وسعت مقاومت
دیشب کرمان فقط یک شهر نبود؛ یک روایت زنده بود. مردم در عمق سنگر، اصحاب رسانه در خط مقدم روایت و رهبر شهید در بلندای حافظه تاریخی ملت حضور داشت.
خبرنگاران بیرون میدان نبودند؛ خود میدان بودند. اشکها شعار شدند و واژهها از جنس ایستادگی.

حرف آخر ...
اگرچه دیروز آتشبس اعلام شده بود؛ اما دیشب کرمان نشان داد آتش اراده خاموش نشده است.
دشمن گمان میکرد با شهادت یک رهبر، مسیر متوقف میشود؛ اما چهلم، پایان نبود، آغاز مرحلهای تازه بود.

این ملت جنگ را فقط در میدان نظامی تعریف نمیکند؛ در حافظه، در روایت و در بیعت ادامه میدهد؛ و پیام دیشب کرمان روشن بود: پرچم زمین نمانده است، راه متوقف نشده است و تاریخی که با خون نوشته شود، با آتشبس پایان نمییابد؛ و فریاد «هیهات منا الذله»؛ نه شعار یک شب، بلکه عهدی برای ادامه قرنهاست.
