باشگاه خبرنگاران جوان - اسپانیا طی دهههای اخیر تلاش کرده است در سیاست خارجی خود میان تعهدات دفاعی در چارچوب ناتو و اصولی همچون چندجانبهگرایی، احترام به حقوق بینالملل و اجتناب از درگیریهای نظامی خارج از چارچوب سازمان ملل تعادل برقرار کند.
در چنین زمینهای، آغاز جنگ ناموجه و غیرقانونی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بهسرعت به یک آزمون برای سیاست خارجی مادرید تبدیل شد. اسپانیا از یکسو شریک راهبردی ایالات متحده و میزبان برخی از مهمترین پایگاههای نظامی مشترک در جنوب اروپا است و از سوی دیگر، سنت سیاسی و افکار عمومی این کشور نسبت به مشارکت در جنگهای خارجی حساسیت بالایی دارد.
در حالی که تنشهای ناشی از جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران فضای بینالمللی را دستخوش تلاطم و اروپا را با شکافی آشکار در مواضع سیاسی مواجه کرده، اسپانیا در میان کشورهای اروپایی جایگاهی متفاوت یافته است. مادرید این اقدام نظامی را نقض حقوق بینالملل میداند و برخلاف بسیاری از دولتهای اروپایی که با احتیاط و سکوت نسبی واکنش نشان دادهاند، موضعی صریح و انتقادی اتخاذ کرده است. دولت اسپانیا نهتنها از نظر سیاسی با این عملیات مخالفت کرده، بلکه با یادآوری شعار «نه به جنگ» که در جریان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ به نمادی از مخالفت اجتماعی و سیاسی در این کشور تبدیل شده بود، تلاش کرده است مخالفت خود را در سطحی آشکارتر بیان کند. این موضعگیری، اسپانیا را در میان کشورهای اروپایی به یکی از منتقدان برجسته این اقدام نظامی تبدیل کرده و همزمان بر شکاف دیدگاهها در داخل اروپا درباره نحوه مواجهه با بحران جدید خاورمیانه سایه انداخته است.
موضعگیریهای رسمی و اقدامات عملی دولت اسپانیا
دولت اسپانیا در نخستین واکنشهای رسمی خود بر ضرورت احترام به حقوق بینالملل و جلوگیری از گسترش درگیریها در منطقه خاورمیانه تاکید کرد. وزارت امور خارجه این کشور اعلام کرد هرگونه اقدام نظامی باید در چارچوب منشور سازمان ملل و قواعد پذیرفتهشده بینالمللی انجام شود و اسپانیا تمایلی ندارد در اقداماتی که احتمال تشدید بحران را افزایش میدهد مشارکت داشته باشد.
یکی از مهمترین اقدامات عملی دولت مادرید در این زمینه، محدود کردن استفاده از حریم هوایی و پایگاههای نظامی اسپانیا برای عملیات مرتبط با این درگیری بود. دو پایگاه مهم روتا و مورون که در چارچوب توافق امنیتی دوجانبه میان اسپانیا و آمریکا اداره میشوند، نقش مهمی در شبکه لجستیکی نیروهای آمریکایی در اروپا و مدیترانه دارند. با این حال، دولت اسپانیا اعلام کرد این پایگاهها برای عملیات نظامی علیه ایران مورد استفاده قرار نخواهند گرفت.
مقامات دفاعی اسپانیا تاکید کردند که این تصمیم بر اساس مفاد توافق دوجانبه با آمریکا اتخاذ شده است؛ توافقی که استفاده از تاسیسات نظامی اسپانیا برای عملیات تهاجمی را نیازمند موافقت دولت این کشور میداند. از دید دولت مادرید، چنین عملیاتی در شرایط فعلی با سیاست خارجی اسپانیا همخوانی ندارد. اگرچه دولت اسپانیا تاکید کرد که همکاریهای نظامی معمول با آمریکا ادامه خواهد یافت، اما هرگونه فعالیتی که مستقیما با عملیات علیه ایران مرتبط باشد مورد بازبینی قرار میگیرد. این موضع نشان میدهد مادرید تلاش دارد ضمن حفظ چارچوب همکاری با واشنگتن، از تبدیل شدن به بخشی از جنگ تحمیلی جلوگیری کند.
«پدرو سانچز» نخست وزیر اسپانیا که از آغاز جنگ، گفتمان «نه به جنگ» را حفظ کرده است، به تازگی با تاکید بر اینکه جنگ آمریکایی- صهیونی در خاورمیانه «بهمراتب بدتر» از جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ و «یک فاجعه مطلق» است، اعلام کرد رژیم صهیونیستی میخواهد همان «ویرانی» غزه را در لبنان تکرار کند. وی در نشست علنی کنگره این کشور برای دفاع از موضع «نه به جنگ» دولت خود، در پرسشی انتقادی در راستای زیر سوال بردن تجاوز غیرقانونی و غیر قابل توجیه علیه ایران گفت: «و همه اینها برای چه؟»؛ «برای تضعیف قانونمندی بینالمللی، بیثبات کردن خاورمیانه، شعلهور کردن دوباره درگیریها در عراق و لبنان، و دفن کردن غزه زیر آوار فراموشی و بیتفاوتی.»
وی همچنین تشریح کرد: حملات آمریکا و اسرائیل زمانی آغاز شد که ایالات متحده «در دست خود» یک توافق هستهای با ایران داشت، اما آن را «بدون ارائه توضیح، بدون اطلاع دادن به متحدان، بدون پشتوانه قانونی و بدون هدفی مشخص» رد کرد.
واکنش واشنگتن به موضع مستقل مادرید از ابتدا لحنی تند به خود گرفت. «اسکات بسِنت» وزیر خزانهداری آمریکا اعلام کرد که تصمیم اسپانیا برای محدود کردن همکاریهای عملیاتی «جان سربازان آمریکایی را به خطر میاندازد». همزمان، «دونالد ترامپ» تهدید کرده است که در پاسخ به این اقدام، تحریمهای تجاری علیه اسپانیا اعمال میکند. «مارکو روبیو» وزیر امور خارجه آمریکا نیز اعلام کرد: ایالات متحده پس از پایان عملیات، روابط خود با ناتو را «بازبینی» خواهد کرد؛ زیرا برخی از متحدان اروپایی، از جمله اسپانیا، از همکاری در استفاده از پایگاهها و حریم هوایی خود خودداری کردهاند.
در کنگره نیز صداهای تندرو به این فضای پرتنش افزودهاند. «لیندسی گراهام» سناتور جمهوریخواه و از حامیان رویکرد سختگیرانه واشنگتن، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که باید اسپانیا را تحریم کرد. او تاکید کرد: «من اکیدا رئیسجمهور ترامپ را تشویق میکنم که تصمیم دولت اسپانیا برای محدود کردن حریم هوایی خود به ارتش ایالات متحده را بیپاسخ نگذارد.»
واکنش تشکلهای جامعه مدنی
موضع «نه به جنگ» در اسپانیا، به اعلامیههای رسمی دولت محدود نمیشود و سازمانهای مدنی، بهویژه گروههای فعال در حوزه صلح و حقوق بشر نیز بر ضرورت جلوگیری از گسترش جنگ در خاورمیانه تاکید و از تصمیم دولت برای امتناع از مشارکت در این تجاوز نظامی استقبال کردهاند.
به عنوان نمونه، نمایندگان «جبهه ضدامپریالیستی بینالمللی اسپانیا» در دیدار با سفیر جمهوری اسلامی ایران در مادرید، حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران را محکوم کرده و حمایت خود از دولت و ملت ایران را اعلام کردند. در بیانیه این نهاد آمده است: جبهه ضدامپریالیستی با ابراز «تسلیت و همدردی عمیق»، ترور آیتالله علی خامنهای و دانشآموزان مدرسه میناب را محکوم کرده و آن را نمادی «تکاندهنده» از «تجاوز صهیونیستی-آمریکایی» میداند.
«کنفدراسیون عمومی کارگران آندلس، سئوتا و ملیا» (CGT) نیز همزمان با آغاز جنگ در بیانیهای این تجاوز را «ناعادلانه، غیر قانونی و بسیار خطرناک» توصیف و تاکید کرد: «مردم آندلس نمیخواهند در چنین جنگی شریک باشند». این تشکل از شهروندان، اتحادیهها و گروههای اجتماعی خواست برای جلوگیری از استفاده از خاک اسپانیا در عملیات نظامی بسیج شوند و بر همبستگی بینالمللی با ملتهایی که تحت ستم قرار دارند تاکید کرد.
نگاه افکار عمومی اسپانیا
افکار عمومی اسپانیا در طول دو دهه گذشته نسبت به مداخلههای نظامی خارجی حساسیت قابل توجهی نشان داده است. تجربه جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ که با تظاهرات گسترده در شهرهای اسپانیا همراه بود، همچنان در حافظه سیاسی جامعه این کشور حضور دارد و بر نگرش مردم نسبت به درگیریهای خارجی تاثیر گذاشته است. در جریان بحران تجاوزکارانه اخیر نیز بسیاری از شهروندان اسپانیایی نسبت به گسترش تنشهای نظامی در خاورمیانه ابراز نگرانی کردند. نظرسنجیهای مختلف نشان میدهند حدود ۷۰ درصد از مردم اسپانیا با جنگ تجاوزکارانه آمریکایی- صهیونی علیه ایران مخالف هستند.
نظرسنجی مرکز پژوهشهای جامعهشناسی اسپانیا (CIS/ اصلیترین مرکز نظرسنجی اسپانیا) که یک هفته پس از تجاوز جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴) انجام شد، نشان داد که ۶۹ درصد مردم این کشور مختلف حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران هستند. بر اساس این نظرسنجی، حدود یک چهارم از مردم اسپانیا گفتند که «کمی» (۱۲.۴ درصد) یا «اصلا» (۱۲.۱ درصد) اقدامات دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا در خاورمیانه را رد نمیکنند.
همچنین بر اساس نتایج نظرسنجی جدید موسسه DYM، ۷۳درصد از شهروندان اسپانیا با مداخله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران مخالفند و این اقدام را رد میکنند؛ در مقابل، تنها ۱۲٫۶ درصد از آن حمایت کردهاند.
علاوه بر افکارسنجیهای مختلف، خیابانهای اسپانیا نیز شاهد حضور گسترده معترضان به جنگ بوده است. در روزهای اخیر، در شهرهای مختلف از جمله پایتخت، تظاهراتهای «نه به جنگ» برگزار شد؛ مردم با برافراشتن پرچمهای ایران، جنگ را محکوم کردند و علیه سیاستهای آمریکا و اسرائیل شعار دادند. این تجمعها با پیام صلح و همبستگی، بازتابی از مخالفت گسترده جامعه اسپانیا با تجاوز علیه ایران بود.
واکاوی رویکرد دولت مادرید
رویکرد اسپانیا در نسبت با جنگ تجاوزکارانه آمریکایی- صهیونی، بیتردید در امتداد یک سنت تثبیتشده در سیاست خارجی این کشور قابل فهم است؛ سنتی که بر ترجیح دیپلماسی، احتراز از مداخله مستقیم و تاکید بر مشروعیت بینالمللی استوار است. موضع «نه به جنگ» مادرید، برآیند ملاحظاتی است که از افکار عمومی داخلی تا هزینههای اقتصادی و جایگاه این کشور در معماری امنیتی اروپا را در بر میگیرد. دولت اسپانیا به طور همزمان تلاش میکند میان تعهدات خود در ساختارهای غربی و حفظ نوعی استقلال عمل در مواجهه با بحرانها توازن برقرار کند.
در سطح عملیاتی، طرح بستن حریم هوایی و ممنوعیت استفاده از پایگاهها در خاک این کشور، واجد اهمیت راهبردی است؛ چرا که مستقیما با منطق پشتیبانی و تحرک در جنگهای مدرن گره خورده است. چنین اقدامی، بدون آن که به تقابل مستقیم منجر شود، میتواند مسیرهای لجستیکی را مختل، زمان واکنش را افزایش و هزینههای عملیاتی را بهطور محسوسی بالا ببرد. این سیاست نوعی مداخله منفی است که از طریق ایجاد اصطکاک در زنجیره عملیات، کارایی ماشین جنگی آمریکا را کاهش میدهد. اهمیت این ابزار دقیقا در این تاثیرگذاری بدون ورود به میدان درگیری نهفته است.
از اینرو، ارزش واقعی رویکرد اسپانیا در ترکیب موضع سیاسی و ابزارهای محدودکننده عملی را اینطور باید تفسیر کرد که این نوع موضعگیری، ضمن افزایش هزینههای جنگ، وزن گزینههای غیرنظامی در معادله را تقویت کرده و بهگونهای غیرمستقیم، فضای تصمیمگیری را به سمت مهار و مدیریت بحران سوق میدهد.
رویکرد اسپانیا در برابر جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به مثابه یک موضعگیری هنجاری-سیاسی معنادار در دل یک بحران واقعی است و مخالفت صریح مادرید با این جنگ، در کنار تاکید بر قواعد حقوق بینالملل نشان میدهد که در درون بلوک غرب نیز اجماع کاملی برای همراهی با این درگیری وجود ندارد.
در شرایطی که سیاستهای دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بهطور فزایندهای با عبور از قواعد بینالمللی و بیثباتسازی نظم موجود و ایجاد آشوب گره خورده، اسپانیا با اتخاذ موضعی متفاوت، عملا در حال تقویت عنصر هزینه سیاسی در این جنگ است. بستن حریم هوایی و ممنوعیت استفاده از پایگاهها نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند؛ اقدامی که هرچند جنگ را متوقف نمیکند، اما بهطور ملموس کارایی ماشین جنگی را کاهش داده و نشان میدهد که مسیر این درگیری، حتی در سطح متحدان غربی، بدون اصطکاک نیست.
در چشمانداز پیشرو، اهمیت این رویکرد زمانی برجستهتر میشود که آن را بهعنوان یک سیگنال به سایر دولتهای اروپایی تحلیل کنیم. اسپانیا با برجستهسازی غیرقانونی و متجاوزانه بودن جنگ علیه ایران، عملا تلاش میکند این گزاره را از سطح یک موضع ملی به یک گفتمان اروپایی ارتقا دهد. تجربههایی مانند ماجرای گرینلند نشان داده که اروپا در برابر فشارهای یکجانبه میتواند به سمت همگرایی حرکت کند؛ اکنون نیز مادرید به همقطاران اروپایی خود یادآوری میکند که در دوگانه روابط فراآتلانتیک، دفاع از اصول و انسجام درونقارهای نباید قربانی ملاحظات سیاسی کوتاهمدت شود. اگر این خط تقویت شود، رویکرد اسپانیا میتواند به تدریج دیگر بازیگران را نیز با خود همراه کرده و وزن مخالفت با جنگ علیه ایران را در سطح قاره و حتی نظام بینالملل افزایش دهد.